دسته‌ها
کسب و کار مدیریت و رهبری

۴ رفتاری که در مدیریت بحران به مدیران کمک می‌کند

دنیاگیری ویروس کرونا و بروز بحران‌های مالی پس از آن، شرایط کاری بسیاری از سازمان‌ها را در سراسر جهان تغییر داد. برخی سازمان‌ها توانستند با دنیای درگیر با کرونا خود را سازگار کنند و بسیاری هم ضربه‌های اساسی خوردند. به‌طورکلی با پیدایش بحران‌های مشابه، رهبران و مدیران سازما‌ن‌ها چه تصمیماتی برای کاهش آسیب و گذر از بحران می‌توانند بگیرند و چه اقداماتی می‌توانند انجام دهند؟ در این مقاله به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم و چهار رفتار را معرفی خواهیم کرد که در مدیریت بحران به مدیران کمک می‌کند.

قبل از دنیا‌گیری کرونا، رهبران و مدیران سازمان‌ها به‌دنبال تقویت خلاقیت، رقابت‌پذیری، مدیریت درآمدها و سهم بیشتر از بازار بودند؛ اما امروز، اغلب آنها درگیر مدیریت هزینه‌ها و حفظ دارایی خود هستند. در شرایط جدید، از یک سو بسیاری از آنها با مشکلات اجرایی مانند کمبود نیرو، برهم‌خوردن زنجیره تأمین کالا و خدمات و کاهش فروش مواجه هستند؛ از سوی دیگر همین رهبران و اعضای گروه‌‌ها باید نگران حفظ سلامتی خود و اطرافیانشان نیز باشند و با چالش‌های دورکاری دست‌وپنجه نرم کنند. مجموعه این چالش‌ها، نگرش و روش تصمیم گیری مدیران و رهبران را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

بحران مالی از متداول‌ترین بحران‌های دوران دنیاگیری کرونا

تغییر رویکردها و انتخاب راهبردهای جدید آسان نیست. رهبران سازمان‌ها و مدیران کسب و ‌کارهای کوچک و بزرگ با چالش‌هایی مواجهند که قبلا سابقه نداشته است. بدیهی است که در چنین شرایطی نیاز به آموزش‌های سریع و مؤثر مدیریت بحران و بقای سازمان، ضروری است. در ادامه، چهار رفتار مهم و اثرگذاری را معرفی می‌کنیم که به مدیران، توانایی سازگاری با تغییر و تحول‌های جدید را می‌دهد:

۱. سریع تصمیم بگیرید

تصمیم‌گیری از مهم‌ترین ویژگی‌های رهبران موفق است؛ اما تصمیم‌گیری همواره در شرایط مطلوبی انجام نمی‌شود. در زمان بحران‌، مانند همه‌گیری کرونا شرایط به‌سرعت تغییر می‌کند. پس لازم است رهبران و مدیران سازما‌ن‌ها سرعت تصمیم‌گیری خود را زیاد کنند. رهبرانی در این دوران موفق‌اند که بتوانند به‌سرعت اطلاعات شرایط پیش‌آمده را پردازش کنند و به‌موقع تصمیمات لازم را بگیرند. گفتن این حرف از انجام آن راحت‌تر است. هرچه سازمان بزرگ‌تر باشد، پیچیدگی سطح تصمیم‌گیری هم بیشتر است؛ درنتیجه گرفتن تصمیمات فوری سخت‌تر می‌شود. در چنین وضعی توصیه‌های زیر شاید راهگشا باشد:

  • اولویت‌ها را تعیین کنید: ۳ تا ۵ هدف ‌مهم‌تر سازمان را در شرایط جدید مشخص کنید. در ابتدای بحران، این اهداف می‌توانند شامل حفظ سلامت کارکنان، مدیریت نقدینگی، رسیدگی به امور مهم مشتریان و تداوم فعالیت‌های اجرایی باشد. مشکلات ضروری را شناسایی کنید و مطمئن شوید که گروه مدیریتی به‌دنبال حل سریع آنها است. با پیدایش بیشتر جنبه‌های بحران، آمادگی تغییر و اصلاح اولویت‌ها را داشته باشید.
تعیین اولویت‌ها از مهمترین اقدامات مدیریت بحران است
  • گزینه‌های مختلف را سبک‌سنگین کنید: چه تضادی ممکن است بین اولویت‌‌های ازپیش‌تعیین‌شده ایجاد شود؟ تضاد بین اولویت‌های مهم و اولویت‌های اضطراری؟ یا بین سرپا ماندنِ امروز سازمان و موفقیت در آینده؟ بهترین رهبر کسی است که به‌جای فکرکردن به همۀ احتمالات، اولویت‌های خود را طبقه‌بندی می‌کند تا بتواند آنها را سبک‌سنگین کند.
  • اتاق بحران تشکیل دهید: به‌عنوان رهبر سازمان، نباید همه تصمیم‌ها را به‌تنهایی بگیرید. برای سازمان مشخص کنید که چه‌کسانی، درباره چه مسائلی و در چه زمانی اختیار تصمیم‌گیری دارند. هرم ارجاع تصمیم‌گیری در سازمان را رو به پایین بنا کنید نه رو به بالا!
  • عمل کنید و از اشتباهات بگذرید: یک تصمیم سریع قطعا کامل نیست چون شرایط، امکان بررسی کلی را از شما گرفته است؛ پس باید با اشتباهات احتمالی کنار بیایید. این را هم بدانید که پیامد تصمیم‌نگرفتن بدتر است.

۲. سازگار شوید

سازگاری با شرایط جدید رمز موفقیت در مدیریت بحران است.

رهبران قوی، در شرایط بحرانی، از بی‌اطلاعی و ندانستن ترسی ندارند؛ بلکه همه تلاش خود را می‌کنند تا به حداکثر اطلاعات منابع مختلف دسترسی پیدا کنند. همچنین، آنها از کمک متخصصان برون‌سازمانی برای سازگارشدن با شرایط جدید بهره می‌برند. رفتارهای زیر قدرت سازگاری شما و سازما‌نتان را بیشتر می‌کند:

  • موارد ممنوع را مشخص کنید: شاید بی‌رحمانه به نظر برسد؛ اما در بحران باید برخی امور اجرایی کنار گذاشته شوند. تعیین آنها با شماست. قاطعانه تصمیم بگیرید و آنها را بیان کنید.
  • رویکردهای دیروز را کنار بگذارید: اینکه پیش از بحران، چه رؤیاها و راهبردهایی برای سازمان داشتید را کنار بگذارید. بسیاری از برنامه‌هایی که دیروز طراحی کرده بودید و جواب می‌داد، امروز دیگر مؤثر نیستند؛ پس باید روش‌های جدیدی برای عملکرد سازمان خود ابداع کنید.
  • خطوط ارتباطی را بازسازی و سازگار کنید: نظامی‌ها اصطلاحی به نام «آگاهی محیطی» (Situational Awareness) دارند. این عبارت به‌معنای کسب اطلاع و آگاه‌شدن از شرایط منطقه نبرد است. این اطلاعات با عملیات‌ شناسایی (Reconnaissance) به دست می‌آید. به‌عنوان رهبر سازمان باید به شرایط جدید‌ آگاهی محیطی داشته باشید. منطقه نبرد شما می‌تواند بخش خدمات‌وفروش،‌ وضعیت سهام‌داران،‌ بخش کارکنان و زنجیره تأمین تدارکات باشد. این کار با تعیین سازوکارهای جمع‌آوری اطلاعات یا مشاوره با افرادی است که تأثیر بحران بر هر بخش را به‌خوبی بشناسند. رهبران قوی مناطق نبرد خود را به‌خوبی می‌شناسند و تغییرهای هر بخش را زیر نظر دارند.

۳. سکان هدایت را به دست بگیرید

رهبران مقتدر در شرایط مدیریت بحران پا پیش می‌گذارند و تلاش می‌کنند مسئله را مدیریت کنند. آنها گروه خود را سازگار می‌کنند، معیار‌های جدیدی را وضع و فرهنگ مسئولیت پذیری و پاسخ‌گویی را ارتقا می‌دهند.

به عنوان رهبر سازمان مدیریت بحران را به دست بگیرید

برای گم‌نشدن در طوفان بحران‌،‌ کارهای زیر را انجام دهید:

  • مواظب اولویت‌ها باشید: شما باید اولویت‌ها را به‌طور خلاصه و مشخص بنویسید و مطمئن شوید که آنها با هم در تضاد نباشند. ساختاری طراحی کنید تا بر روند اجراشدن اولویت‌ها نظارت کند و به‌طور روزانه یا هفتگی، عملکردهای مغایر با آنها را شناسایی کرده و به هر بخش گوشزد کند. فهرستی برای خود تهیه و آن را هر روز بررسی و به‌روزرسانی کنید.
  • شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) را تعیین کنید: ۳ تا ۵ تا از مهم‌ترین شاخص‌های کلیدی عملکرد هفتگی را تعیین کنید و از مدیران هر بخش بخواهید تا به‌طور مداوم گزارش آنها را ارسال کنند.
  • مراقب وضعیت جسمی و روحی خود باشید: به‌عنوان رهبر سازمان مسئولیت سنگین‌تری به عهده دارید. پس باید انرژی خود را برای گذر از شرایط سخت حفظ کنید. روش‌های منظمی برای سرحال نگه‌داشتن خودتان داشته باشید، مانند تغذیه مناسب، خواب کافی، ورزش و یا هر چیزی که به شما انرژی بدهد و حالتان را خوب نگه دارد. توان خود را برای مقابله با شرایط سخت بیشتر کنید.

۴. تأثیرگذار باشید

در دوران بحران، هیچ کاری مهم‌تر از مراقبت از گروه خود نیست. رهبران تأثیرگذار، در این دوران، حواس‌شان به شرایط و حواس پرتی های اعضای گروه هست. بااین‌حال تلاش می‌کنند که راه‌های جدیدی برای انگیزه دادن و اثربخشی گروه پیدا کنند. همچنین اهداف جدید را برای اعضا به‌طور مشخص و واضح بیان می‌کنند. اهمیت این موضوع این است که بحران‌های خارج از سازمان مانند دنیاگیری کرونا گرچه یک بحران سلامتی محسوب می‌شوند،‌ منجر به بروز بحران مالی هم شده‌اند. فهماندن اهداف و اولویت‌های جدید به اعضا منجر به هماهنگی بهتر برای عبور از این شرایط پراسترس می‌شود.

شما و گروه مدیران سازمان با انجام رفتارهای زیر، به اعضا کمک می‌کنید:

  • با اعضای گروه در تماس باشید: با کمک فناوری‌های ارتباطی، به‌طور مستمر (روزانه یا هفتگی)، ابتدا احوال کارکنان خود را جویا شوید؛ سپس به‌سراغ گزارش‌های کاری بروید. حتما زمانی را برای این کار اختصاص دهید.
  • هنگامی که ارتباط رهبران با سایر اعضای سازمان قطع می‌شود (مثلا در دوران دورکاری)، سطح ارتباط کاهش می‌یابد و احتمال تصمیم‌گیری بدون درنظرگرفتن وضعیت گروه بیشتر می‌شود. مواظب باشید که دچار چنین خطایی نشوید.
  • تقسیم مسئولیت کنید: برخی مسئولیت‌ها را به سایر اعضای گروه واگذار کنید. افراد تأثیرگذار و توانمندی را که می‌توانند در رهبری به شما کمک کنند، شناسایی کنید و از ظرفیت آنها برای هدایت گروه استفاده کنید.
  • توجه خود را بین گروه مشتریان و کارکنان تقسیم کنید: برای رسیدگی به درخواست مشتریان در دوران بحران، ابتدا اطلاعات لازم درباره مشتریان را کسب کنید. اقدام بدون اطلاع ممکن است به مشتریان شما آسیب بزند. سپس مشوق‌هایی مانند طولانی‌ترکردن بازپرداخت‌ها و معافیت‌های خاص را برای کمک به آنها تهیه و تنظیم کنید. برای کمک به کارمندان هم بر همدلی و همراهی با وضعیت روحی و جسمی آنها تمرکز کنید. همچنین مراقب کارمندانی باشید که مجبورند در سرکار حاضر شوند و امکانات اولیه بهداشتی را برای آنها فراهم کنید. به یاد داشته باشید که همین کارهای کوچک، تأثیر بسزایی بر عملکرد اعضای سازمان می‌گذارد.
همدلی و همراهی برای گذر از بحران‌ها ضروری است
  • بر موفقیت‌ها، پیشرفت های کوچک و غلبه موفقیت‌‌آمیز بر سختی‌ها تأکید کنید و آنها را بزرگ جلوه دهید.بسیاری از کسب‌وکارها اهداف شرافتمندانه‌ای دارند. بر نقاط مثبت تمرکز کنید و کوچک‌ترین فداکاری‌ها را بدون تشویق نگذارید. حتی حفظ عملکرد عادی سازمان در دوران بحران، خود یک موفقیت است.
دسته‌ها
کسب و کار مالی و سرمایه گذاری

مهم‌ترین مفاهیم بورس که هر سرمایه‌گذاری باید بداند

با مفاهیم بورس چقدر آشنایی دارید؟ هر صنعت اصطلاحات ویژۀ خودش را دارد. بازار بورس هم از این قاعده مستثنا نیست. حتی می‌توان گفت بورس و بازار سهام پیچیده‌ترین مفاهیم و اصطلاحات را دارند. به‌همین‌دلیل در این مطلب تلاش کرده‌ایم پرکاربردترین مفاهیم بورس و اوراق بهادار را که هر معامله‌گری باید بداند، بررسی کنیم. این اطلاعات برای معامله‌گران به‌ویژه تازه‌واردان به این حوزه بسیار سودمند خواهد بود. اگر می‌خواهید معامله‌گر موفقی باشید، همه اصطلاحات زیر را با توضیحشان بخوانید و یاد بگیرید. قبل از شروع بیایید با تعدادی از مفاهیم بنیادی این صنعت آشنا شویم.

بورس چیست؟

اگر تازه به دنیای معامله وارد شده باشید، احتمالا اولین پرسشی که برایتان پیش می‌آید این است که بورس چیست؟

بورس یا بازار سهام به مجموعه‌ای متشکل و خودانتظام گفته می‌شود که امکان خریدوفروش سهام را برای افراد و امکان انتشار سهام را برای شرکت‌ها فراهم می‌کند. اما خود سهام چیست؟

هر سهم (share) بخشی از سرمایهٔ یک شرکت است. جمع این سهم‌ها را سهام می‌نامند. به‌طورکلی اگر سرمایهٔ هر شرکت (خواه شرکت سهامی خواه شرکتی که بعدها، بسته به شرایط، به شرکت سهامی تبدیل شود) را به بخش‌هایی تقسیم کنیم، هریک از این بخش‌ها یک سهم نامیده می‌شود. خریداران این سهم‌ها سهام‌دار نام دارند و مالک شرکت محسوب نمی‌شوند؛ بلکه هریک به‌اندازهٔ سهام‌شان مسئولیت‌های محدود دارند. بیایید با یک مثال این موضوع را روشن کنیم:

فرض کنیم شرکتی را به‌تنهایی یا با تعدادی شریک راه‌اندازی کرده‌اید (راه اندازی کسب و کار). بسته به اهداف کسب و کار خود، این شرکت می‌تواند سهامی یا غیرسهامی باشد.

درصورتی‌که شرکت سهامی باشد، سرمایهٔ آن به بخش‌های مختلفی تقسیم می‌شود. هریک از این بخش‌ها یک «سهم» و خریداران آن سهم‌ها «سهام‌دار» نامیده می‌شوند.

اما اگر شرکت غیرسهامی باشد، می‌توانید آن را تحت قوانینی مشخص به شرکت سهامی تبدیل کنید؛ مثلا اگر به این نتیجه رسیده‌اید که تغییر شکل شرکت به‌نفع کسب‌وکارتان است یا اینکه بدهی دارید و به پول نیاز پیدا کرده‌اید، می‌توانید با تبدیل شرکت به شرکت سهامی، سرمایهٔ شرکت را به سهم‌های کوچک تقسیم کنید و به افراد دیگری بفروشید.

سهام با اوراق سهام چه تفاوتی دارد؟

فراموش نکنید که سهام (share) با اوراق سهام (stock) متفاوت است. البته براساس سایت اینوستوپدیا، به‌طورکلی تفاوت آشکاری بین این دو مفهوم وجود ندارد و در زبان عمومی هر دو به‌معنای سهام هستند. اما در زبان اقتصاد، این دو مفهوم تفاوتی جزئی با هم دارند. گفتیم هر بخش از سرمایهٔ تقسیم‌شدهٔ شرکت یک سهم نامیده می‌شود. نامی که برای این بخش‌ها درنظرگرفته می‌شود به اوراق سهام معروف است. در واقع، اوراق سهام نماد سهام شرکت‌ها هستند.

هنگامی‌که دربارهٔ خریدوفروش سهام صحبت می‌کنیم، درواقع منظورمان خرید یا فروش یک یا چند بخش از سهام خاصی است. این بخش‌ها هریک کسر کوچکی از مالکیت شرکت هستند. هدف هر معامله‌گر کسب درآمد با خریدوفروش سهام یا اوراق بهادار است.

برای مثال، اگر ۲۰۰۰ سهم از سهام شرکت «الف» را به‌مبلغ ۱۰۰ تومان بخریم و ۶ ماه بعد آن را به‌ازای هر سهم ۱۲۰ تومان بفروشیم، سود کرده‌ایم. اگر این شرکت دچار ورشکستگی شود، ممکن است همهٔ پول‌مان را از دست بدهیم؛ دراین‌صورت، بهتر است هرچه سریع‌تر برای به‌حداقل‌رساندن ضررهایمان آن را بفروشیم.

تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی

معامله‌کردن فقط به‌معنای خریدوفروش سهام نیست و برای به‌سودرسیدن در این کار باید مطالعه و تحقیقات کافی انجام شود. برای انجام تحقیقات کافی باید معنای تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی را بدانید:

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال بازارهای سهام و روند بازار به‌معنای مطالعه تاریخچه داده‌های بازار ازجمله قیمت و حجم معاملات است. درواقع، تحلیلگران برای پیش‌بینی رفتار آیندهٔ بازار از عملکرد گذشتهٔ بازار استفاده می‌کنند.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی یا فاندامنتال روشی برای اندازه‌گیری ارزش ذاتی اوراق بهادار با بررسی عوامل اقتصادی و مالی مرتبط با آن است. تحلیلگران بنیادی همهٔ عوامل تأثیرگذار بر ارزش این اوراق را از وضعیت اقتصاد و شرایط صنعت (عوامل مربوط به اقتصاد کلان) گرفته تا مؤثربودن مدیریت شرکت (عوامل مربوط به اقتصاد خرد) مطالعه می‌کنند.

مفاهیم بورس و ۳۷ اصطلاح کلیدی بازار سهام

مفاهیم بورس - اصطلاحات بازار سهام

اصطلاحات بازار سهام، اصطلاحات خاص مربوط به صنعت اوراق بهادار هستند. هنگامی‌که کارشناسان و علاقه‌مندان به این صنعت درباره معامله سهام صحبت می‌کنند، از همین اصطلاحات برای بحث‌های تخصصی درباره راهبردها، نمودارها، الگوها، شاخص‌ها و سایر عناصر این صنعت استفاده می‌کنند.

یادگرفتن اصطلاحات بازار سهام به شما کمک می‌کند که روش انجام معاملهٔ سهام را سریع‌تر یاد بگیرید. افراد تازه‌وارد به این حوزه قبل از هر چیز باید تحقیقات کاملی را انجام دهند. اگر با دانش کافی وارد بازار سهام شوید، سود بیشتری نصیب‌تان خواهد شد تا اینکه فقط براساس غریزه یا حدس‌وگمان عمل کنید.

برخی از این اصطلاحات دربارهٔ سایر سرمایه گذاری ها ازجمله مسکن هم صادق است.

توجه: ارقامی که در مطلب بهکاررفتهاند فقط برای درک بهتر موضوع است و واقعی نیستند.

۱. گزارش سالانه

گزارش سالانه یکی از مفاهیم بورس و گزارشی است که شرکت‌ها برای ارائه به سهام‌داران و مطلع‌کردن آنها از چندوچون فعالیت‌های شرکت تهیه می‌کنند. این گزارش از جریان نقدینگی گرفته تا راهبرد مدیریت شرکت، اطلاعات بسیار زیادی به سهام‌داران ارائه می‌دهد. با مطالعهٔ گزارش سالانه می‌توانیم درباره وضعیت مالی و قدرت پرداخت بدهی شرکت قضاوت کنیم.

۲. آربیتراژ

آربیتراژ به‌معنای کسب سود از اختلاف قیمت اوراق بهادار در بازارهای مختلف است. برای مثال، قیمت سهام در بازار «الف» ۱۰۰ تومان است و در بازار «ب» با قیمت ۱۱۰ تومان معامله می‌شود. معامله‌گر می‌تواند در بازار «الف» تعدادی سهم با قیمت ۱۰۰ تومان بخرد و در بازار ۱۱۰تومانی بفروشد. با این کار، ۱۰ تومان سود کسب می‌کند.

۳. کاهش میانگین خرید

فرض کنیم قیمت سهام یک شرکت روند نزولی در پیش گرفته است و درحال کاهش است. در این شرایط، در اصل، سرمایه‌گذار باید از خرید دست نگه دارد. اما برخی سرمایه‌گذاران که باور دارند دیدگاه‌های عمومی درباره آن سهام اشتباه است و قیمتش دوباره بالا خواهد رفت، به‌جای دست‌نگه‌داشتن یا فروختن آن سهام، مقدار بیشتری از آن را می‌خرند و با این کار، میانگین خریدشان را کاهش می‌دهند. این راهبرد کمی مخاطره‌آمیز است زیرا احتمال دارد شما دربارهٔ آن شرکت اشتباه کرده باشید و قیمت همچنان کاهش یابد.

۴. بازار نزولی (خرسی)

مفاهیم بورس - بازار صعودی و نزولی

به دوره‌ای که در آن قیمت سهام سقوط می‌کند یا بازار روند نزولی در پیش می‌گیرد، به‌اصطلاح، «بازار خرسی» یا «نزولی» می‌گویند. این درست نقطهٔ مقابل بازار گاوی یا بازار صعودی است. تصویر فوق به‌شکل نمادین به‌خوبی مفهوم صعودی و نزولی‌بودن بازار را منتقل می‌کنند.

۵. بتا

بتا یا ضریب بتا یکی از مفاهیم بورس و معیاری است که رابطهٔ بین قیمت یک سهم و حرکت کل بازار را نشان می‌دهد. به‌عنوان‌مثال، اگر بتای سهام «الف» ۱٫۵ است، یعنی به‌ازای هر ۱ واحد حرکت بازار، سهام «الف» به اندازه ۱٫۵ واحد حرکت می‌کند و بالعکس.

۶. سهام بلوچیپ

به سهام شرکت‌های بزرگی که در صنعت مربوط به خودشان پیشرو هستند سهام بلوچیپ می‌گویند. این شرکت‌ها سودهای سهام قابل‌توجهی پرداخت می‌کنند و به‌خاطر مدیریت مالی سالمی که دارند به شهرت زیادی رسیده‌اند.

۷. بورس

به‌لحاظ فنی، بورس نام دیگری برای بازار سهام است و البته تاحدودی ابهام دارد. در اصل، بورس به‌معنای خانه‌ای بوده است که در آن ثروتمندان برای مبادلهٔ سهام دور هم جمع می‌شدند. امروزه بورس به‌معنای بازاری رسمی، منسجم و خودانتظام است که از قوانین مشخصی پیروی می‌کند. بورس اوراق بهادار بازاری است که در آن معامله‌گر یا کارگزار طبق مقررات مشخص‌شده، اوراق بهادار را خریدوفروش می‌کنند.

اما بازار خارج از بورس (OTC)، بازاری غیررسمی است که در آن سهام (به‌ویژه سهام شرکت‌های خصوصی) بین خریدار و فروشنده به‌شکل مستقیم معامله می‌شود.

۸. بازار صعودی (گاوی)

هنگامی‌که بازار سهام به‌مدت طولانی روند صعودی دارد و قیمت سهام افزایشی است، آن را بازار صعودی یا گاوی می‌نامیم. بازار گاوی نقطهٔ مقابل بازار خرسی است. البته واژهٔ خرسی و گاوی فقط مختص کل بازار نیست و می‌توان یک سهم تکی، یک بخش یا سکتور (در ادامه به آن خواهیم رسید) از بازار را هم خرسی یا گاوی نامید.

۹. کارگزار

مفاهیم بورس - کارگزار

یک شخص حقوقی است که به‌ازای مبلغی به‌عنوان حق‌العمل (کمیسیون)، به نمایندگی از معامله‌گر و با حساب او، کار خرید‌وفروش سهام یا اوراق بهادار را انجام می‌دهد.

۱۰. نرخ پیشنهادی

نرخ پیشنهادی یکی از مفاهیم بورس و مبلغی است که یک معامله‌گر تمایل دارد برای هر سهم مفروض بپردازد. درمقابل، نرخ پیشنهادی فروشنده را داریم که به مبلغی گفته می‌شود که فروشنده برای همان سهم مفروض مطالبه می‌کند. اختلاف این دو قیمت را مابه‌التفاوت می‌نامند.

۱۱. بسته‌شدن بازار

زمان بسته‌شدن بازار به زمانی می‌گویند که کار خریدوفروش در صرافی‌ها به پایان می‌رسد. بورس تهران در ساعت ۱۲:۳۰ ظهر بسته می‌شود.

همچنین دو بازار سهام معروف در دنیا بازار نزدک (Nasdaq) و بازار بورس نیویورک (NYSE) هستند که رأس ساعت ۴ عصر بسته می‌شوند. پس از تعطیل‌شدن بازار، امکان انجام معامله تا ساعت ۸ بعدازظهر هم وجود دارد.

۱۲. معامله روزانه

به هر خرید یا فروشی که در یک روز تا قبل از تعطیل‌شدن بازارها انجام شود، معاملهٔ روزانه می‌گویند. معمولا بهتر است معاملهٔ روزانه راهبرد اصلی معاملاتی شما باشد و در کنار آن سبد سهام طولانی‌مدت هم داشته باشید. معامله‌گرانی که در معاملهٔ روزانه شرکت می‌کنند، به معامله‌گران روزانه یا معامله‌گران فعال معروف هستند.

۱۳. سود سهام

بخشی از درآمدهای شرکت که به سهام‌داران یا صاحبان سهام آن شرکت به‌صورت سه‌ماهه یا سالیانه پرداخت می‌شود. این‌طور نیست که همهٔ شرکت‌ها سود سهام پرداخت کنند؛ برای نمونه، اگر سهام ارزان معامله می‌کنید، احتمالا مشمول دریافت سود سهام نمی‌شوید.

۱۴. صرافی

جایی است که امکان انجام معامله و خریدوفروش دارایی‌های مختلف از جمله سهام و اوراق بهادار را برای مشتریان فراهم می‌کند. برای نمونه می‌توان به بورس اوراق بهادار تهران در ایران و بازار بورس نیویورک (NYSE) و نزدک در آمریکا اشاره کرد.

۱۵. اجرا

هنگامی‌که کار خرید یا فروش سهام یا اوراق بهادار را تکمیل می‌کنید، یک تراکنش را اجرا کرده‌اید؛ مثلا اگر سفارشی را برای فروش ۱۰۰ سهم ثبت کنید، این بدان معناست که همهٔ آن ۱۰۰ سهم فروخته شده است.

۱۶. کسر تعدیلی

کسر تعدیلی یکی از مفاهیم بورس است که به‌زبان ساده اختلاف بسیار کوچکی بین نرخ پیشنهادی معامله‌گر و نرخ پیشنهادی کارگزار برای سهام مفروض است. این اصطلاح همچنین می‌تواند به شرایطی اشاره کند که در آن قیمت یک سهم به اندازهٔ درصد مشخصی برای معاملات مارجین (مورد ۲۲ در همین مقاله) یا اهداف دیگر کاهش می‌یابد.

۱۷. قیمت بالا

قیمت بالا به مرحلهٔ مهمی در بازار اشاره دارد که در آن یک سهم یا شاخص به نقطهٔ قیمتی بالاتر از قیمت قبلی‌اش می‌رسد. با ثبت هر قیمت بالا می‌توان دریافت که آیا یک سهم یا شاخص قبلا هرگز به قیمتی که حالا دارد، رسیده بود یا نه. البته گاهی این قیمت بالا را محدود به زمان در نظر می‌گیریم: مثلا قیمت بالا در بازهٔ ۳۰روزه.

۱۸. شاخص

شاخص معیاری‌ است که معامله‌گران و مدیران سبد سهام از آن به‌عنوان نشانگر مرجع استفاده می‌کنند. برای نمونه، اگر در شرایطی ۱۰ درصد سود به دست آورده باشید و فکر می‌کنید خیلی خوب است، آن را با شاخص بازار مقایسه کنید. اگر به‌عنوان‌مثال شاخص بازار ۱۲ درصد را نشان می‌دهد، یعنی خوب عمل نکرده‌اید. به‌جای این کار می‌توانستید در یک صندوق مبتنی بر شاخص (index fund) سرمایه‌گذاری کنید و سبد سهام‌تان را با شاخص تعیین‌شده انطباق دهید. یکی از شاخص‌های مهم بازار سهام، میانگین صنعتی داو جونز (Dow Jones Industrial Average) است که وال‌استریت‌ژورنال آن را منتشر می‌کند و دیگری استاندارد اند پورز ۵۰۰ (Standard & Poor’s 500) است که فهرستی متشکل از ۵۰۰ مورد از برترین سهام‌ها در بازار بورس نیویورک و نزدک است.

۱۹. عرضه اولیه سهام

عرضه اولیه سهام (IPO) یکی از مفاهیم بورس است و به نخستین فروش یا پیشنهاد یک سهم می‌گویند که شرکت به‌شکل عمومی انجام می‌دهد. این زمانی اتفاق می‌افتد که یک شرکت تصمیم می‌گیرد سهامش را به‌جای اینکه صرفا متعلق به سرمایه‌گذاران خصوصی یا داخلی باشد، در معرض عموم بگذارد. معمولا کمیسیون بورس و اوراق بهادار هر کشوری قوانین سفت‌وسختی دارد که شرکت‌ها قبل از انجام عرضه اولیه سهام، باید از آنها پیروی کنند.

۲۰. اهرم

اهرم ابزاری است که با استفاده از آن می‌توانید با سرمایه‌ای اندک معاملات بزرگی را انجام دهید. برای استفاده از اهرم، از کارگزارتان مبلغی را قرض می‌کنید و با آن معاملاتی را انجام می‌دهید که با سرمایهٔ خودتان نمی‌توانید انجام دهید. اهرم برای معاملاتی مناسب است که احتمال کسب سود از آن بسیار زیاد است. درست است که با استفاده از اهرم می‌توانید سود را چندبرابر کنید، اما اگر اشتباه کنید، بسیار خطرناک خواهد بود؛ زیرا ممکن است سرمایه‌تان هم صفر شود.

۲۱. قیمت پایین

مفاهیم بورس - قیمت پایین

نشان‌دهندهٔ قیمت پایین‌تر یک سهم یا شاخص نسبت‌ به قیمت قبلی آن است.

۲۲. مارجین

معاملات مارجین معاملاتی هستند که در شرایطی انجام می‌شوند که معامله به روش‌های معمول امکان‌پذیر نیست. در معاملهٔ مارجین می‌توانید مبلغی را از کارگزار قرض بگیرید (در اصل، شبیه وام‌گرفتن است) و با آن سهام یا اوراق بهادار را بخرید؛ سپس با فروش آن سهام یا اوراق بهادار به قیمت بالاتر، سود خودتان را برمی‌دارید و قرض‌تان را به کارگزار پس می‌دهید. اختلاف بین مبلغ قرض‌گرفته‌شده و قیمت اوراق بهادار خریداری‌شده مارجین نامیده می‌شود. دو نوع اصلی معاملات مارجین «فروش استقراضی» و «اهرم» هستند.

یادتان باشد برای معاملات مارجین باید جهت حرکت قیمت سهام (یعنی بالا یا پایین رفتن آن) را درست پیش‌بینی کنید. اگر اشتباه کنید، ممکن است مبلغ قابل‌توجهی ضرر کنید؛ به‌همین‌دلیل، معاملات مارجین می‌توانند خطرناک باشند.

۲۳. میانگین حرکت

به میانگین قیمت سهام به‌ازای هر سهم در طول یک دورهٔ زمانی مشخص، میانگین حرکت یا میانگین متحرک می‌گویند. برخی از چهارچوب‌های زمانی رایج برای مطالعهٔ میانگین حرکت، میانگین حرکت ۵۰ و ۲۰۰روزه هستند.

۲۴. ساعت بازشدن

به زمان آغاز فعالیت در بازار سهام گفته می‌شود. در آمریکا، بازار سهام نزدک و بازار بورس نیویورک در ساعت ۹:۳۰ صبح به‌وقت شرقی (منظور شرق آمریکا و بخش‌هایی از کاناداست) باز می‌شود. معاملاتی که قبل از شروع کار بازار انجام می‌شوند در ساعت ۴:۰۰ بامداد به‌وقت شرقی آغاز می‌شود؛ اما بیشتر معامله‌گران تا ساعت ۸ صبح به بازار توجه خاصی ندارند. اساسا بازشدن به ساعتی اشاره دارد که افراد می‌توانند معامله را در یک صرافی خاص شروع کنند.

در ایران ساعت شروع کار بورس تهران ساعت ۹:۳۰ صبح است. البته امکان ثبت سفارش از ساعت ۸:۳۰ امکان‌پذیر است ولی تا پیش از ساعت ۹:۳۰ صبح، اصولا معامله‌ای انجام نمی‌شود.

۲۵. سفارش

نرخ پیشنهادی‌ای که سرمایه‌گذار برای خرید یا فروش مقدار معینی از سهام یا قراردادهای اختیار معامله به کارگزار ارائه می‌دهد. برای مثال، ثبت خرید یا فروش ۱۰۰ سهم از سهام یک شرکت که در سامانه انجام می‌دهید یک سفارش است.

۲۶. اوراق صورتی

اصطلاح «اوراق صورتی» در آمریکا به سهام ارزان اشاره دارد که با قیمت‌های پایین‌تر از ۵ دلار معامله می‌شوند. ازآنجاکه این سهام دقیقا خارج از بورس انجام می‌شود، آنها را سهام خارج از بورس هم می‌نامند. این سهام را نمی‌توانید در نزدک یا بازار بورس نیویورک یا هیچ صرافی بزرگ دیگری پیدا کنید و معمولا به شرکت‌های کوچک‌تر تعلق دارند.

در ایران این اوراق به‌جای رنگ صورتی، با رنگ‌های زرد، قرمز و نارنجی مشخص می‌شوند.

۲۷. سبد سهام

سبد سهام یکی از مفاهیم بورس است که به معنای مجموعه‌ای متشکل از همهٔ سرمایه‌گذاری‌هایی است که یک سرمایه‌گذار در بخش‌های مختلف می‌خرد. سبد سهام می‌تواند فقط از یک سهم تشکیل شده باشد یا اینکه تعداد زیادی سهام و اوراق بهادار مختلف در آن موجود باشد.

به‌عنوان‌مثال می‌توانید در سبد سهام‌تان، سهام شرکت‌های صنایع مختلفی را داشته باشید؛ به‌این‌ترتیب، اگر سهام یک شرکت یا یک صنعت سقوط کرد، حداقل از محل دیگری درآمد خواهید داشت.

۲۸. مظنه

به اطلاعاتی که دربارهٔ آخرین قیمت معاملاتی سهام وجود دارد مظنه می‌گویند. برای اطلاع از مظنه باید از پلتفرم معاملاتی کارگزاری استفاده کنید.

۲۹. رالی

به افزایش سریع در سطح عمومی قیمت بازار یا قیمت سهام، رالی یا بالارفتن قیمت می‌گویند. بسته به شرایط کلی بازار، ممکن است رالی صعودی یا رالی نزولی داشته باشیم. در بازار نزولی حتی اگر ۱۰ درصد روندهای صعودی مشاهده کنیم، به آن رالی می‌گوییم.

۳۰. سکتور یا بخش

گروهی از سهام موجود در یک صنعت مشابه، متعلق به یک سکتور یا بخش هستند؛ مثلا بخش یا سکتور فناوری شامل شرکت‌هایی مانند اپل و مایکروسافت است. برخی از معامله‌گران ترجیح می‌دهند در یک بخش خاص فعالیت کنند، زیرا آن صنعت را به‌خوبی می‌شناسند و بهتر می‌توانند نوسانات قیمت سهام را در آن پیش‌بینی کنند.

۳۱. بازار سهام

مفاهیم بورس - بازار سهام

به هر بازاری که در آن سهام را خریدوفروش می‌کنند (خواه در بازارهای بورس و خواه ازطریق بازارهای خارج از بورس)، بازار سهام می‌گویند.

۳۲. فروش استقراضی

در فروش استقراضی، تعدادی سهام را از فردی دیگر (مثلا کارگزار) قرض می‌گیرید و قول می‌دهید که در انتهای کار آن را برگردانید. سپس بلافاصله آن سهام را می‌فروشید. البته باید مطمئن باشید که قیمت این سهام به‌زودی کاهش خواهد یافت. وقتی قیمت آن پایین آمد، دوباره آن سهام را می‌خرید، قرض‌تان را پس می‌دهید و مابه‌التفاوت را برای خودتان برمی‌دارید.

برای روشن‌شدن مطلب، این مثال را ببینید:

فرض کنیم قیمت سهام یک شرکت ۱۰۰ تومان است. شما یک سهم از کارگزار قرض می‌گیرید و بلافاصله آن را می‌فروشید. حالا ۱۰۰ تومان پول نقد دارید. اطمینان دارید در روزهای آینده قیمت سهام این شرکت افت خواهد کرد. فرض کنیم قیمت سهام به ۸۰ تومان رسید. حالا شما با ۱۰۰ تومانی که دارید، یک سهم ۸۰ تومانی می‌خرید، آن را به کارگزار برمی‌گردانید و ۲۰ تومان در جیب‌تان می‌ماند.

بهتر است از فروش استقراضی به‌شکل منظم استفاده کنید. معمولا این روش، در بازارهای پرنوسان و بی‌ثبات، کاربرد زیادی دارد.

۳۳. اختلاف قیمت یا مابه‌التفاوت

مابه‌التفاوت به تفاوت بین نرخ پیشنهادی معامله‌گر برای خرید و نرخ پیشنهادی کارگزار (یا فروشنده) برای فروش یک سهام گفته می‌شود. برای نمونه، اگر معامله‌گر حاضر باشد برای خرید فلان سهام ۱۰۰ تومان پرداخت کند اما فروشنده برای آن ۱۲۰ تومان مطالبه می‌کند، مابه‌التفاوت ۲۰ تومان است.

۳۴. نماد سهام

نماد سهام نمادی الفبایی است که هر شرکت در ابتدای ورود به بازار سهام با هماهنگی سازمان بورس و اوراق بهادار تعیین می‌کند؛ از آن پس، تا همیشه این نماد نشان‌دهندهٔ سهام عمومی آن شرکت در بازار سهام خواهد بود. در کشورهای انگلیسی‌زبان، این نماد ۱ تا ۴ کاراکتر دارد. به‌عنوان‌مثال نماد سهام شرکت اپل به‌صورت AAPL و نماد سهام والمارت به‌صورت WMT است.

در بازار سهام ایران نماد سهام به‌شیوهٔ متفاوتی نام‌گذاری می‌شود. حرف اول هر سهام حرفی است که بین همهٔ شرکت‌های آن صنعت مشترک است و بقیهٔ حروف با توجه به‌نام شرکت تعیین می‌شوند. به‌عنوان‌مثال شرکت‌های مربوط به‌صنعت خودروسازی با حرف «خ» آغاز می‌شوند. برای نمونه «خساپا» نماد سهام شرکت سایپا است.

۳۵. نوسان

حرکات قیمتی یک سهم یا کل بازار سهام را نوسان می‌نامند. سهام پرنوسان سهامی است که به‌صورت روزانه به‌شدت بالا یا پایین می‌رود و بازهٔ معاملاتی هرروزه‌اش بسیار گسترده است. این امر درباره سهام‌هایی‌ که معاملات کوچکی دارند یا حجم معاملاتی آنها پایین باشد، بسیار متداول است.

معمولا معامله‌گران طرف‌دار سهام پرنوسان هستند، زیرا در فرازوفرودهای بازار آن می‌توان سودهای بزرگی به دست آورد. البته میزان سود به نحوهٔ معامله در یک دورهٔ زمانی کوتاه بستگی دارد. نوسان شدید اغلب معامله را هیجان‌انگیز می‌کند؛ اما اگر بی‌تجربه باشید، مخاطرات زیادی در انتظارتان خواهد بود.

۳۶. حجم

تعداد سهام معامله‌شده در طول دورهٔ زمانی خاص است که به‌طور معمول به‌صورت میانگینِ تعداد معاملات روزانه اندازه‌گیری می‌شود. حجم می‌تواند به‌معنای تعداد سهامی که خریده‌اید هم باشد؛ برای مثال، خرید ۲۰۰۰ سهم از یک شرکت، حجم خرید بالاتری نسبت به خرید ۲۰ سهم است.

۳۷. بازده

این اصطلاح اغلب به مقداری از بازگشت سرمایه اشاره دارد که از محل پرداخت سود سهام دریافت می‌شود. بازده با تقسیم سود سالانه به قیمت پرداختی برای سهام به دست می‌آید. اگر سهام «الف» را به‌مبلغ ۴۰۰ تومان به‌ازای هر سهم خریده‌اید و بابت آن ۱۰ تومان سود سالیانه دریافت کرده‌اید، بازده شما ۲٫۵ درصد است.

۲٫۵٪ = ۱۰۰ × ۰٫۰۲۵ = ۴۰۰ ÷ ۱۰

کلام آخر

دانستن اصطلاحات مخصوص بازار سهام و مفاهیم بورس به شما کمک می‌کند معامله‌گر بهتری باشید. برای درک کامل پیچیدگی‌های معامله سهام و اوراق بهادار به زمان نیاز است؛ اما وقتی انجامش دادید، دیگر به‌شکل روزمره از این اصطلاحات استفاده خواهید کرد.

بهتر است تا زمانی که به‌طور کامل با همهٔ مفاهیم بورس آشنا شوید، خودتان را بارها آزمایش کنید. همچنین هنگامی‌که تحقیقات انجام می‌دهید، اصطلاحات دیگری را هم در بازار سهام کشف خواهید کرد که در حین این تحقیقات، ظاهر می‌شوند.

دسته‌ها
استارتاپ و کارآفرینی کسب و کار

استارتاپ های موفق خارجی و نکته‌هایی جذاب درباره آنها

شاید باور این حقیقت کمی سخت باشد که طی چند سال گذشته، تعداد استارتاپ های موفق خارجی که بیش از یک میلیارد دلار ارزش دارند، رشد چشم‌گیری داشته‌اند. در این میان طبقه‌ی جدیدی از استارتاپ‌ها متولد شد؛ شرکت‌هایی که ارزشی بالاتر از ۱۰ میلیارد دلار داشتند. این استارتاپ های موفق خارجی ضمن دنبال کردن تأمین مالی بیشتر و بیشتر، همیشه خصوصی باقی می‌مانند. امروز برایتان درباره پنج استارتاپ از بزرگ‌ترین استارتاپ های موفق خارجی نوشته‌ایم. استارتاپ‌ های بزرگی که بیش از ۱۰ میلیارد دلار ارزش‌گذاری شده‌اند.

اوبر

ارزش: ۶۸ میلیارد دلار

دو کارآفرین سریالی به‌نام‌های تراویس کالانیک (Travis Kalanick) و گرت کمپ (Garrett Camp) در سال ۲۰۰۹ اَپی برای گوشی‌های هوشمند ارائه دادند که می‌توانست با فشار یک دکمه، تاکسی شخصی برای افراد بگیرد. سال بعد شرکت اوبر (Uber) در شهر محل زندگی آنها، یعنی سان فرانسیسکو راه افتاد. این کاربلدهای جوان‌، پشت فرمان خودروهای لینکلن تاون کار خود، این کلان‌شهر سرشار از فناوری را با ارائه‌ی بهترین خدمات ممکن درمی‌نوردیدند.

اوبر، از بزرگترین استارتاپ های موفق خارجی

مسافران عاشق این راحتی در فراخوانی تاکسی بودند، رانندگان منبع درآمدی اضافی داشتند، اوبر هم با به جیب‌زدنِ ۲۰ درصد از هر سفر، کسب‌وکاری برای خودش راه انداخت. با شکل‌گیری مدل کسب‌وکار اوبر، این اپ شاهد رشد جهانی گسترده‌ای بود و طی پنج سال، خدماتش را به بیش از ۲۷۰ شهر در سرتاسر دنیا گسترش داد.

با موفقیت این شرکت، سروکله‌ی اپ‌های دیگری که از آن تقلید می‌کردند، همچون لیفت (Lyft) و سایدکار (Sidecar) هم پیدا شد و هم‌زمان سروصدای اعتراض صنعت تاکسیرانی و کسانی که نگران امنیت چنین سفرهایی بودند هم بلند شد. خیلی زود خدمات اوبر در نوادای ایالات متحده و همچنین در بخش‌هایی از هند، چین و تایلند ممنوع شد. در واقع آقای کالانیک (Kalanick)، مدیر عامل اوبر، با دیدگاه‌های شک‌برانگیز و روش‌های رقابتیِ بی‌رحمانه‌ای روبه‌رو شد اما سرمایه‌گذارانی که شاهد رسیدن ارزش این شرکت به ۶۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶ بودند، هر روز بیشتر از گذشته شیفته‌ی آن می‌شدند؛ ارزشی که فیس‌بوک را با رکورد ۵۰ میلیارد دلار برای یک استارتاپ خصوصیِ مبتنی بر سرمایه گذاری عام پشت سر گذاشته بود.

اوبر با داشتن میلیاردها دلار سرمایه، شبکه‌ی گسترده‌ای از وکلا و لابی‌گران و همین‌طور با پشتیبانی دیوید پلوف (David Plouffe)، فعال سیاسی کهنه‌کار، در تلاش است تا مسیر قانونی را هموار کند و خدماتش را با قوانین شهری منطبق سازد.

این شرکت برای مقابله با موانع قانونی و رقبای محلی، میلیاردها دلار در سرتاسر جهان هزینه می‌کند، اما بزرگ‌ترین بازار بالقوه‌ی خود، یعنی چین را از دست داد. اوبر برای مقابله با شرکت دیدی چاکسینگ هزینه‌ی فراوانی کرد، اما نتوانست از پسِ آن بربیاید و درعوض، شیوه‌ی عملیاتی خود را در تبادل سهامی به ارزش تقریبا ۲۰ میلیارد دلار به این استارتاپ محلی فروخت.

آقای کالانیک درنهایت می‌خواهد اوبر را از یک تأمین‌کننده‌ی خدمات حمل‌و‌نقل برای افراد، به تأمین‌کننده‌ی تدارکات شهری تکامل‌یافته‌ای تبدیل کند که همه‌ی افراد، کالاها و خدمات را از نقطه‌ی الف به ب برساند. این روزها این شرکت مشغول توسعه‌ی خودروهای خودران و آزمایش تحویل غذا و بار است.

دیدی چاکسینگ

دیدی چاکسینگ، از بزرگترین استارتاپ های موفق خارجی

دیدی داچ (Didi Dache) و کودی داچ (Kuaidi Dache) دو اپ بزرگ تاکسی اینترنتی در چین، در فوریه‌ی ۲۰۱۵ طی توافقنامه‌ای باهم ادغام شدند و این پایانی بر رقابت‌های شدید آنها بر سر جذب مشتری و همین‌طور ایجاد یک نقش‌آفرین غالب در این حیطه بود. این معامله، سرمایه‌گذارانی را که شامل دو رقیبِ قدیمی‌تر، یعنی هلدینگ گروه علی‌بابا (Alibaba Group Holding Ltd) و هلدینگ تنسنت (Tencent Holdings Ltd) بودند هم ادغام کرد.

شرکت جدید با نام دیدی چاکسینگ (Didi Chuxing) به چنان ابرقدرتی در اپ‌های تاکسی بدل شد که حتی بزرگ‌ترین استارتاپ دنیا در این زمینه یعنی اوبر را هم پشت سر گذاشت. در اوایل سال ۲۰۱۶، اوبر طی مبادله‌ی سهامی به‌ارزش تقریبا ۲۰ میلیارد دلار، عملیات چین خود را به دیدی فروخت. هر دوی این شرکت‌ها مبالغ هنگفتی برای اغوای رانندگان و مسافران هزینه می‌کردند و هر یک سرمایه‌های جدید را برای کشاندنِ ترافیک به خدمات خودشان افزایش می‌دادند. حالا اوبر در کنار اپل، علی‌بابا و تنسنت، بزرگ‌ترین سهامدارِ دیدی است.

دیدی به‌دنبال گسترش بازار خود فراتر از مرزهای چین است. جین لو (Jean Liu) مدیر دیدی گفته این شرکت مشغول ارزیابی بازارهای جدید است تا وارد آنها شود و چه‌بسا با شرکت‌های فراخوانی خودروی فعلی آن بازارها همکاری یا آنها را کامل کند.

تا سپتامبر ۲۰۱۶، دیدی حدود ۲۰ میلیارد دلار به‌صورت سالیانه دریافتی داشت و روزانه ۲۰ میلیون سفر را در ۴۰۰ شهر ترتیب می‌داد. دیدی هم مانند اوبر مقدار اندکی از آن دریافتی‌ها را به‌عنوان درآمد از رانندگانش دریافت می‌کند.

هم دیدی و هم کودی در سال ۲۰۱۲ تأسیس شدند و با علی‌بابا در ارتباط هستند. کودی در هانگژو تأسیس شد، همان‌جایی که علی‌بابا هم مستقر است و این غول اینترنتی نقش مهمی در گسترش این اپ ایفا کرد. کاربران کودی می‌توانستند پول تاکسی خود را با علی‌پی پرداخت کنند؛ سیستم پرداخت آنلاینی که توسط شرکت خدمات مالی وابسته به علی‌بابا اداره می‌شود.

دیدی داچ مستقر در پکن هم توسط وی چنگ (Wei Cheng) بنیان گذاشته شد؛ کسی که پیش از آن به‌مدت تقریبا هشت سال برای شرکت تجارت الکترونیک علی‌بابا کار می‌کرد. یکی از سرمایه‌گذاران بزرگِ دیدی، تنسنت؛ رقیب اصلی علی‌بابا است که کسب‌وکارهای اصلی‌اش عبارت از شبکه‌های اجتماعی و بازی‌های آنلاین هستند.

شیائومی

ارزش: ۴۶ میلیارد دلار

شیائومی، از بزرگترین استارتاپ های موفق خارجی

وقتی پای طرفداران پرشور به‌میان می‌آید، جدای از شرکت‌های اپل و گوگل، شرکت‌های فناوری اندکی هستند که بتوانند با شیائومی (Xiaomi) چین رقابت کنند. طرفداران این سازنده‌ی گوشی‌های هوشمند (که نامش در چینی به معنای «کمی برنج» است)، رنج سفر را به‌جان می‌خرند تا شاهد عرضه‌ی محصول جدید شرکت محبوب‌شان باشند. آنها در اعیاد مختلف، برای لی جون (Lei Jun)، بنیان‌گذار این شرکت هدایای دست‌ساز هم می‌فرستند!

به همین دلیل است که شیائومی تنها پس از چهار سال به بزرگ‌ترین فروشنده‌ی گوشی‌های هوشمند در چین تبدیل شد. در دسامبر سال ۲۰۱۴ و بعد از بستنِ دور تأمین مالی جدیدی به مبلغ ۱٫۱ میلیارد دلار، با ارزش ۴۶ میلیارد دلار، ارزشمندترین استارتاپ دنیا هم شد.

راز موفقیت شیائومی، ترکیب گوشی‌های هوشمند که خودشان هم دادوستد هنگفتی محسوب می‌شوند با درک درستی از شبکه‌های اجتماعی بوده است. این شرکت به‌طور مداوم گوشی‌هایی با ویژگی‌های پیشرفته عرضه کرد که با برندهای پیشروی جهانی قابل‌رقابت هستند، اما تفاوت قیمت قابل‌‌توجهی دارند. پاسخ‌گویی و به‌روزرسانی هفتگیِ رابط کاربری هم جزء دلایل معروفیت شیائومی هستند؛ به‌روزرسانی‌هایی که اغلب بر اساس پیشنهادهای مشتریان در شبکه‌های اجتماعی انجام می‌شوند.

آقای لی نقش مهمی هم در محبوبیت شیائومی بازی می‌کند، چراکه سخنران کاریزماتیکی است که برای زیبایی‌گراییِ معرفی محصولات جدید از هم‌بنیان‌گذاری فقید اپل، استیو جابز الهام گرفته است. آقای لی پیش از راه‌انداختن شیائومی، مدیر عامل کینگ‌سافت، تولیدکننده‌ی چینی نرم‌افزار و همین‌طور سرمایه گذار فرشته بود. او گروه برجسته‌ای از مدیران، ازجمله گوگلی‌های سابق را برای راه‌اندازی شیائومی دور هم جمع کرد.

این شرکت با فروش بیشتر محصولاتش به‌صورت آنلاین و بازاریابی دهان به دهان از طریق هوادارانش، هزینه‌ها را پایین نگه می‌دارد. فرمول فوق‌العاده‌ای بوده است، اما موقعی به بوته‌ی آزمایش گذاشته خواهد شد که شیائومی با رقابت سرسختانه‌تری در چین روبه‌رو شده و یا بخواهد خارج از مرزها نیز گسترش یابد. پس از چند سال رشد سه‌رقم درصدی، شیائومی برای نخستین بار در سال ۲۰۱۵ نتوانست به هدف مقدار فروشش دست یابد.

ایربی‌ان‌بی

ارزش: ۳۱ میلیارد دلار

ایربی‌ان‌بی، از بزرگترین استارتاپ های موفق خارجی

شرکت ایربی‌ان‌بی (Airbnb) که در اصل ایربد اند برکفست (AirBed & Breakfast) نامیده می‌شد، نام خود را از تشک‌های بادی‌ای گرفته که هم‌بنیان‌گذاران آن، برایان چسکی (Brian Chesky) و جو گبیا (Joe Gebbia) در اکتبر سال ۲۰۰۷ در آپارتمان خود واقع در سان‌فرانسیسکو به چند غریبه کرایه دادند تا بتوانند از پس پرداخت اجاره خانه‌شان بربیایند.

این دو نفر تصمیم گرفتند از این ایده برای راه اندازی کسب و کار استفاده کنند و این شد که سروکله‌ی سومین هم‌بنیان‌گذار، یعنی ناتان بلکارچک (Nathan Blecharczyk) هم پیدا شد تا با کمک هم، بازار آنلاینی بسازند که صاحبان خانه‌ها و آپارتمان‌هایی را که اتاق اضافی برای کرایه دارند، به مسافرانی که به‌دنبال جایگزین کم‌هزینه‌تری برای هتل می‌گردند، ارتباط دهند.

این کسب‌وکار در ابتدا اصلا توجه سرمایه‌گذاران را جلب نکرد. بنیانگذار وای کامبینیتر (Y Combinator)، پُل گراهام (Paul Graham) آن را «ایده‌ای افتضاح» نامید؛ البته او ایربی‌ان‌بی را در شتاب دهنده استارتاپ خود پذیرفت، چرا که بنیان‌گذارانش را دوست داشت.

این استارتاپ، پس از شروع آهسته‌ای که داشت، کم‌کم تبدیل به پایگاه داده‌ی آنلاین بزرگی از گزینه‌های مسکونی شد که به کاربرانش اجازه می‌داد هر چیزی را، از خانه‌های درختی در کالیفرنیا گرفته تا آسیاب بادیِ قرن هجدهمی در فرانسه، تا خانه‌های ساحلی بوهمی در ریو را کرایه کنند. بعد هم سرمایه‌گذاران پا وسط گذاشتند، بیش از ۳ میلیارد دلار سرمایه جمع شد و ارزش این استارتاپ دو هتل زنجیره‌ای بزرگ، یعنی شرکت ویندهام ورلدواید (Wyndham Worldwide Corp) و شرکت هتل‌های هایت (Hyatt Hotels Corp) را پشت سر گذاشت.

اکنون مالکین هتل‌ها جزئی از ائتلاف گروه‌هایی هستند که تلاش می‌کنند مانع گسترش این استارتاپ شوند، با این استدلال که مکان‌های اجاره‌ایِ کوتاه‌مدت نه چندان سامان‌یافته‌ی این وب‌سایت، برای امنیت عمومی خطر دارد، برهم‌زننده‌ی قوانین نواحی مسکونی هستند و مکان‌های اجاره‌ایِ بلندمدتِ مقرون‌به‌صرفه را به نابودی می‌کشاند.

اریک اشنایدرمن (Eric Schneiderman)، دادستان کل نیویورک، ادعا نمود که تقریبا سه‌چهارمِ مکان‌های اجاره‌ایِ ایربی‌ان‌بی غیرقانونی هستند و دولت هم جریمه‌ای بالغ بر ۷۵۰۰ دلار برای کسانی تعیین نمود که مکان‌های اجاره‌ای را به مدت کمتر از ۳۰ روز در مجتمع‌های ساختمانی در نیویورک تبلیغ کنند. این قانون محدودیت رشد ایربی‌ان‌بی را در یکی از بزرگترین بازارهایش با تهدید روبرو کرد.

این شرکت در نوامبر سال ۲۰۱۶ پا را از کسب‌وکار اصلی‌اش، یعنی به‌اشتراک‌گذاشتن خانه فراتر گذاشت و تورها و گشت‌وگذارهایی ارائه داد که باعث شد بیش از پیش به آژانس مسافرتی تکامل‌یافته‌ای تبدیل شود. این استارتاپ درنظر دارد کم‌کم رزرو رستوران، پرواز و کرایه‌ی اتومبیل را هم به خدماتش اضافه کند.

اسپیس‌اکس

ارزش: ۲۱ میلیارد دلار

اسپیس‌اکس، نمونه‌ای از استارتاپ های موفق خارجی

ایلان ماسک (Elon Musk)، کارآفرین سریالی، بیش از ۱۳ سال پیش، بخشی بزرگی از سرمایه‌ی شخصیِ خود را برای ایجاد شرکت فضایی جدیدی به‌خطر انداخت، اما سه موشک اولش خراب بودند، شش سال طول کشید تا بالاخره یک موشک توانست به‌موفقیت برسد و مشتریان احتمالی و مقامات کهنه‌کار این صنعت هم ناامیدانه او را ساده‌لوح خطاب کردند.

شرکت فناوری‌های اکتشاف فضایی (Space Exploration Technologies Corp) با سرمایه‌گذاران اندکش، در ابتدا فقط با چند ده کارمند کار خود را آغاز کرد. با وجود این، از همان آغاز قدرت‌های هوافضای جهانی همچون شرکت بوئینگ (Boeing Co)، شرکت لاکهید مارتین (Lockheed Martin Corp) و آریان‌اسپیس فرانسه (Arianespace) را مردانه به چالش کشید. این شرکت قول داد موشک‌ها و فضاپیماها را به‌شیوه‌ی جدیدی طراحی کرده و بسازد.

اسپیس‌اکس (SpaceX) به‌عنوان شرکتی شناخته‌شده در سرتاسر جهان، به‌دنبال توسعه‌ی جایگزین‌های ساده‌تر و کم‌هزینه‌تری است که فراوانی بیشتری نسبت‌به پرتاب‌کننده‌هایی داشته باشند که دهه‌هاست بازارهای جهانی و بخش فضاییِ دولت ایالات متحده را به خود اختصاص داده‌اند. آقای ماسک، پیشروی میلیاردر دنیای اینترنت که تجربه‌ی قبلی در پرتاب موشک هم نداشت، مدیر عامل، رئیس هیئت مدیره، حامی عمده و پشتیبان مالی اصلیِ این شرکت است. اما مهم‌ترین نقش او، مدیر ارشد فنی است. این شرکت به‌جای آنکه موتورهای موشک، سیستم‌های ناوبری و بخش‌های بزرگی از مجموعه‌های خورشیدیِ خود را از دیگران خریداری کند، همه را در داخل تولید کرده است. آقای ماسک راه دشواری را پشت سر گذاشت، مجموعه‌ی مهندسانی را به‌کار گرفت که مشتاقِ دنبال‌کردنِ مسیرهای غیرمتعارف بودند و اکنون انبوهی سفارش به‌ارزش بیش از ۳ میلیارد دلار، به‌همراه رشته‌ای از دستاوردهای تاریخی را به‌نام خود ثبت کرده است. اسپیس‌اکس اولین واحد خصوصی بود که فضاپیمایی در مدار زمین قرار داد و اولین شرکتی بود که تجهیزات مورد نیاز را به ایستگاه فضایی بین‌المللی تحویل داد. اسپیس‌اکس برای برخی لانچ‌ها تقریبا ۷۰ میلیون دلار دریافت می‌کند، یا در حقیقت حدود نصف آنچه نیروی هوایی ایالات متحده معمولا به خدمات مشترک بوئینگ و لاکهید می‌پردازد، بااین‌حال مقامات این شرکت می‌گویند به سود رسیده‌اند و چندین سال است جریان نقدی مثبتی دارند. اما آنها برای برآوردنِ انتظارات بالقوه‌ای که از این شرکت وجود دارند، با چالش‌های عظیمی هم روبه‌رو هستند. اسپیس‌اکس در حال توسعه‌ی موشک قوی‌تری است، ضمن اینکه در تلاش است تا به‌سرعت بی‌سابقه‌ی بیش از یک لانچ در ماه برسد. علاوه‌براین، روی پرتاب‌کننده‌ای کار می‌کند که قابل‌استفاده‌ی مجدد باشد و بتواند به‌صورت عمودی به زمین بازگردد.