دسته‌ها
شغلی و تحصیلی مدیریت و رهبری

اهداف زیادی را برای خودتان تعیین نکنید!

ما در دوران سریع السیری کار می کنیم که با اطلاعات زیادی روبرو هستیم و باید آنها را اولویت بندی کرده و به منظور رسیدن به موفقیت تمرکز کنیم. این مساله ای است که دقیقا شرکت های امروزی با آن مواجه هستند. اما این مورد برای ما هم بصورت فردی نیز مصداق دارد. به منظور دستیابی به معنی دارترین اهداف خود، ما نیاز به مقابله با دو انگیزه خطرناک داریم: طرفداری زیاد از یک طرح ثابت و تلاش برای انجام کارهای زیاد بطور همزمان.

ممکن است به نظر برسد که روش تقابل با عواملی که موجب انحراف فکری ما می شود این باشد که اهداف بلندمدتی را طرح ریزی کنیم و سپس با تمام توان بطور سیستماتیک برای دستیابی به آنها در طول زمان تلاش کنیم.

اما با توجه به تحقیقات انجام شده توسط استاد دانشکده بازرگانی کلمبیا «ریتا مک‌گراث»، این کار اشتباه است. همانطوری که او در کتاب خود با عنوان” پایان مزیت رقابتی” توضیح داده است‌ ،‌ موفق ترین سازمان هایی که او توصیف کرده است، سرمایه گذاری قابل توجهی در انعطاف پذیری می کنند.

بهترین سازمان ها بجای درگیر شدن در مراسم معمول سالانه برای برنامه ریزی استراتژیک، برنامه ریزی خود را سه ماهه انجام می دهند. ریتا مک گراث می نویسد: ” سرعت پرشتاب عملیات آنها به آنان اجازه می دهد که به تغییرات محیطی خود بسیار پاسخگو باشند، نیاز به ایجاد تغییرات را دریافت کنند و زودتر از سازمان هایی با روند سالانه سخت تر، انطباق پیدا کنند. ” بعبارت دیگر سرعت و انعطاف پذیری، عوامل موفقیت در محیط کسب و کار کنونی هستند.

بطور مشابه، بسیاری از افراد متخصص و حرفه ای نیز مراسم برنامه ریزی سالانه خود را دارند؛ بعنوان مثال تصمیم ‌گیری برای سال نو. برنامه ریزی سالانه برای توسعه حرفه ای کار بدی نیست، در واقع شما از بسیاری از همکارانی که به خود زحمت تفکر عمیق درباره رشد حرفه ای خود را نمی دهند یا فرض می کنند سازمانشان بوسیله ارائه چند دوره آموزشی از آنها حمایت خواهد کرد، پیشی می گیرید‌.

اما طبق پژوهش مک گراث در حوزه شرکت های بزرگ، حتی بهتر است شما برنامه ریزی خود را در دوره هایی به دفعات بیشتر انجام دهید، در نتیجه می توانید خود را با شرایط تغییر یافته سازگار کنید. شما ممکن است دریابید، یک هدفی که زمانی مطلوب به نظر می رسید – مانند فرم دهی بدن بوسیله بازی راکت بال بطور منظم به همراه یک دوست – ممکن است زمانی که متوجه بشوید که به لطف بازی صبح زود خود بیخواب و غیراثربخش شده اید ،ایده وحشتناکی باشد. در مقابل، طبقه بندی کردن اولویت های برنامه ریزی شده خود، هنگامیکه یک فرصت غیر برنامه ریزی شده مطلوب نمایان شود، ارزشمند است؛ مانند زمانی که دوست من با یک ناشر بزرگ برخورد کرد که  توسعه یک طرح کتاب را از او درخواست کرده بود.

همانطور که بسیاری از متخصصان شانس موفقیت خود را با تکیه بر اهداف منسوخ و قدیمی خراب می کنند، برخی ها نیز موفق به ایجاد دستاوردهای معنی دار نمی شوند زیرا انرژی خود را متفرق و پراکنده می کنند و برای به انجام رساندن کارهای زیاد بطور همزمان، تلاش می کنند. در واقع یکی از نشانه های آن استفاده فراگیر از لیست To-do می باشد که بوسیله آن تلاش می کنند گروهی از مسئولیت های خود را نگهداری کنند و مطابق یک مطالعه انجام شده توسط سایت لینکدین، تهیه این لیست توسط ۶۳% کارشناسان انجام می شود‌. این مساله در صورتیکه بطور قابل اعتمادی آنچه را که برای انجام دادن تعیین می کنیم، به سرانجام برسانیم، می تواند مطلوب باشد. اما استارتاپ iDoneThis  داده های کاربران خود را تجزیه و تحلیل کرد و دریافت که ۴۱% کارهایی که کاربران در لیست to- do خود قرار می دهند، هرگز به سرانجام نمی رسند. – مطابق با پژوهش های انجام شده بوسیله روانشناسان ” ری بامیستر ” و ” جان تیرنی” ، در دنیایی که افراد حرفه ای بطور متوسط ۱۵۰ وظیفه برای انجام دادن در بازه زمانی تعیین شده را دارند، جای تعجب زیادی ندارد.

شما تنها زمانی می توانید اهداف را به سرانجام برسانید که تمایل به پرسیدن مفروضات بطور مرتب، و ارزیابی مجدد در مواقع لزوم داشته باشید و همچنین بتوانید لذت موقت هورمون دوپامین از انجام کارهای آسان لیست to- do  خود را در برابر ایجاد یک تاثیر محسوس در تعداد انگشت شماری از پروژه های بزرگ که واقعا مهم هستند را رها کنید .

با بسیاری از اولویت های رقابتی، دیدن اینکه چرا کار معناداری مانند نوشتن یک کتاب ، در مقایسه با مسائل فوراً راضی کننده تری مانند ایمیل کردن یا ویرایش متن ارائه، همیشه به تعویق می افتد، آسان است.

درک این دو چالش ، این سوال را شکل می دهد که چگونه شخصاً هدف خود را تنظیم و برنامه ریزی کنیم؟

بجای ایجاد قطعنامه سال جدید، من اهداف ۶ ماهه تعیین می کنم. در سال ۲۰۱۵ ، بعنوان مثال اهداف حرفه ای من برای نیمه اول سال ” دوبرابر کردن اندازه لیست ایمیل من تا پایان سال ” و ” راه اندازی موفق کتاب من” بود. برای نیمه دوم سال ، من هدف ایجاد لیست ایمیل را همچنان حفظ کردم و هدف دوم را به ” فروش طرح پیشنهادی برای کتاب بعدی من” تغییر دادم و بروزرسانی کردم.

نکته کلیدی دیگر اینست که من تنها دو هدف ‌گذاری مهم برای هر دوره تعیین کردم. لیست های to-do  به دلایل بسیاری مورد  انتقاد قرار گرفته است. مهمترین آنها اینست که تعداد زیادی از کارها را باهمدیگر تجمیع می کند که آنچه واقعا مهم است را مستور نگه می دارد. من قطعا بیش از دو کار را همزمان در طول زندگی حرفه ای خود انجام داده ام. تنها در طول سال ۲۰۱۵ ، بیش از ۱۶۰ مصاحبه پادکست را در حمایت از کتاب خود انجام دادم که هرگز یکی از اهداف آشکار من نبود. اما – همانند سایر فعالیتهای من- این مصاحبه ها را از این منظر بررسی کردم که آیا آنها از اهداف من پشتیبانی می کنند؟ به دلیل اینکه ارائه پادکست ها برای هر دو هدف ایجاد لیست ایمیل و ترویج کتاب من، مفید بودند، من آنها را دو برابر کردم زیرا به من این توانایی را می داد که در هر دو جبهه بطور همزمان پیشرفت داشته باشم.

البته نقطه اوج اهداف این نیست که کارها و وظایفی را که کورکورانه در سال های گذشته برای خود تعیین کرده ایم را به اتمام برسانیم؛ همچنین این نیست که دستاورد خود را از یک دریچه کوچک ناچیز و بی اهمیت به حداکثر برسانیم. در عوض، آنچه مهم به شمار می آید، توانایی ما برای تسلط بر اهداف صحیح بزرگ است – آنهایی که می توانند زندگی ما را تغییر دهند، مانند تغییر موقعیت خودتان برای یک ارتقاء ، یا نوشتن یک کتاب یا راه اندازی یک کارآفرینی.

شما تنها زمانی می توانید اهداف را به سرانجام برسانید که تمایل به پرسیدن مفروضات بطور مرتب، و ارزیابی مجدد در مواقع لزوم داشته باشید و همچنین بتوانید لذت موقت هورمون دوپامین از انجام کارهای آسان لیست to- do  خود را در برابر ایجاد یک تاثیر محسوس در تعداد انگشت شماری از پروژه های بزرگ که واقعا مهم هستند را رها کنید .

دسته‌ها
شغلی و تحصیلی مدیریت و رهبری

هنر هدف گذاری و حرکت در مسیر چشم انداز زندگی حرفه ای

سپری شدن هر فصل و رسیدن روز های نو، خاطره برنامه های گذاشته ما را تداعی می کند. دیگر وقت آن است که گذشته را فراموش کنیم و با خوش بینی به آینده نگاه کنیم. هدف گذاری یک نوع هنر محسوب می شود. مساله این است که بعضی وقت ها هدف های تعیین شده ما بزرگ به نظر می رسند. برای این که مسائل خیلی بزرگ به نظر نرسند، پیشنهاد می شود که ویدئوی آیا استرس واقعا دشمن ما است را ببینید. در این ویدیو از خانم کلی مک گونیگال (McGonigal) از روانشناسان دانشگاه استنفورد در مورد بهترین روش برای رسیدن به هدف و انجام آنها سوال شده است و او به این پرسش به صورت علمی جواب می دهد.

اصل اهمیت هدف است، نه سهولت رسیدن به آن

مغز انسان به واکنش های احساسی ما پاسخ می دهد، در نتیجه زمانی که اهداف ساده ای را برای خود تعیین می کنیم، بررسی آنها نیز راحت تر می شود. زیرا هدف گذاری اهداف ساده راحت است. افراد معمولا برای رسیدن به خوش بینی هنگام تغییر، هدف های ساده ای نیز تعریف می کنند. هدف معنادار، در حقیقت شما را برای تغییر نیز آماده می کند. اما برای تغییر باید عزم زیادی داشته باشید. به خودتان وقت بدهید و در مورد این که در زندگی به دنبال چه تجربه ای هستید و چه مسیری را می خواهید طی کنید، فکر کنید. مک گونیگال می گوید نسبت به برنامه سال آینده فکر کنید و سپس دلیل آن را از خودتان بپرسید. به گفته ی این روانشناس بهتر است در مورد چیزی فکر کنید که بیشترین اهمیت را برای شما داشته باشد.

بر روی میسر دستیابی به هدف تمرکز کنید، نه صرفا خروجی آن

وقتی ما اهداف خود را تنظیم می کنیم، صحبت در مورد پایان آن در صورتی که مشکلی نباشد، بسیار راحت خواهد بود. اما ما همیشه قادر به کنترل نتایج نیستیم و نمی توانیم آینده را پیش بینی کنیم. بنابراین در هر قدم باید تصمیم بگیریم. به گفته مک گونیگال « افراد معمولا تمرکز خود را زمانی که مسیر به صورت ناگهانی تغییر می کند، از دست می دهند» اما ممکن است برخی تغییرات کوچک، باعث تغییرات بزرگ شود. به همین خاطر از خودتان بپرسید که کوچک ترین چیزی که می تواند مسیر زندگی شما را عوض کند و برای رسیدن به هدف شما کمک کند، چیست؟

بنابراین ممکن است شما تصمیم های بسیار کوچکی بگیرید که در رسیدن به اهداف شما بسیار کمک کند، بدون این که شاید متوجه این قضیه باشید. اگر شما هم راستا با هدف تان حرکت کنید، آرام آرام به آن خواهید رسید.

به اهداف خود خوش بین باشید.

بیشتر به این تمرکز کنید که خواسته شما از زندگی چیست و به اهدافی که برایتان اولویت ندارند، فکر نکنید. این کار باعث می شود که اهداف خودتان را دنبال کنید. مک گونیکال اعتقاد دارد که این کار از واکنش های شیمیایی مغز نیز ناشی می شود. هر گونه اجتناب از فکر های بی جهت به دیدگاه مثبت شما کمک کرده و به شما برای ادامه مسیر انگیزه می دهد.

بنابراین به این فکر کنید که چه نقاطی را می خواهید تقویت کنید. این تفکر مثبت به انگیزه شما کمک می کند که بهتر خودتان را بشناسید.

برای شکست آماده شوید (اما به روشی مناسب)

لحظه های شکست اجتناب ناپذیرند، اما بسیاری از ما حتی زمانی که کوچکترین شکست و مشکلات سراغ ما می آید، نیز اهداف خود را فراموش می کنیم. مک گونیال اشاره می کند که «در لحظه شکست، ممکن است اولین واکنش این باشد که هدف خود را کنار بگذارید». اما وظیفه شما اجتناب از شکست نیست، بلکه باید برای آن برنامه داشته باشید. از خودتان بپرسید که احتمال شکست شما چگونه خواهد بود؟ روانشناسان به این برنامه، برنامه اقتضایی می گویند که اگر این شرایط رخ دهد، شما این عکس العمل ها را خواهید داشت. در واقع برنامه ذهنی که به شما کمک کند تا نسبت به روند هدف واکنش نشان دهید.

اگر با سختی های زیادی مواجه شدید، به یاد بیاورید که هدفتان چه اندازه برایتان اهمیت داشت. این هشدارهای ساده برای این که بتوانید انگیزه خود را حفظ کنید، بسیار اهمیت دارند و شما را در مسیر حرکت نگه می دارند.

منبع: Ideas.ted

دسته‌ها
شغلی و تحصیلی مدیریت و رهبری

برای رسیدن به اهدافتان چه کاری باید انجام دهید؟

روش‌های رسیدن به هدف
هنگامی که برای خود اهدافی مشخص می‌کنیم در ابتدا انگیزه و برنامه‌های زیادی برای رسیدن به هدف داریم و تلاش زیادی می‌کنیم. اما چرا پس از مدتی این اهداف را دنبال نمی‌کنیم و برای دستیابی به آن‌ها تلاش نمی‌کنیم؟

ما اغلب به خود و توانایی‌هایمان شک داریم و بهانه‌های زیادی می‌تراشیم که مانع تلاش ما و در نتیجه رسیدن به هدف مان می‌شوند. در این بخش عواملی را نام می‌بریم که به ما در راه رسیدن به اهداف و از بین بردن عواملی که مانع رسیدن به اهدافمان می‌شوند، کمک می‌کنند.

۱- اهدافتان را بنویسید.
وقتی اهدافتان را می‌نویسید همیشه جلوی چشم شما هستند بنابراین نمی‌توانید آن‌ها را نادیده بگیرید زیرا همیشه در ذهن‌تان هستند. سپس این اهداف به وسواس فکری تبدیل می‌شوند و وقتی اهدافتان بر افکارتان غلبه می‌کنند و شما هیچ گزینه‌ی دیگری به جز رسیدن به آن‌ها ندارید.

۲- برنامه‌ داشته باشید و به آن عمل کنید.
زمان یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های شما است. هر هدفی که ارزش رسیدن داشته باشد کمی از وقت شما را می‌گیرد پس مطمئن شوید آماده هستید و برای رسیدن به آن هدف برنامه داشته باشید. به برنامه‌هایی که در آینده دارید توجه کنید تا مطمئن شوید بیش‌ترین زمان خود را به اهدافتان اختصاص داده‌اید.

۳- بدانید چرا می‌خواهید به آن اهداف برسید.
وقتی از خودتان می‌پرسید «چرا؟» به اهدافتان معنا می‌بخشید. باید دلایلی داشته باشید که به شما برای تلاش و گذشتن از سختی‌ها و مشکلات انگیزه‌ی لازم را بدهد. وقتی جواب سوال چرا را می‌دانید آگاهانه دلایل انجام بعضی کارها را می‌دانید.

۴- با افراد حامی و کسانی که طرز فکر مشابه شما دارند ارتباط داشته باشید.
هنگامی که اطرافتان پر از افرادی باشد که اهداف مشترک دارید و مانند شما برای رسیدن به موفقیت تلاش می‌کنند، انگیزه پیدا می‌کنید و برای ادامه‌ی راه مشتاق می‌شوید. همچنین برای کسب مهارت‌های بیشتر تلاش کنید (برای شناخت توانایی‌هایتان می‌توانید وب‌یاد شناخت توانایی‌ها ارائه شده توسط امیر مهرانی را مشاهده کنید) به گونه‌ای که دیگران نیز بتوانند روی شما به عنوان فردی توانمند حساب کنند. لازم است روی اهدافتان تمرکز کنید پس باید افراد منفی را از اطرافتان حذف کنید و اصلا احساس بدی در این مورد نداشته باشید زیرا آن‌ها مانع پیشرفت شما می‌شوند.

۵- برای خودتان پاداش قرار دهید.
هنگامی که در طول مسیر رسیدن به هدف تان برای خود پاداش قرار می‌دهید به خود انگیزه می‌دهید و برای رسیدن به آن پاداش‌ها تلاش بیش‌تری می‌کنید. هنگامی که راه رسیدن به هدفتان سخت است این کار ضرورت بیش‌تری دارد.‍‌

دسته‌ها
کسب و کار مدیریت و رهبری

۴ رفتاری که در مدیریت بحران به مدیران کمک می‌کند

دنیاگیری ویروس کرونا و بروز بحران‌های مالی پس از آن، شرایط کاری بسیاری از سازمان‌ها را در سراسر جهان تغییر داد. برخی سازمان‌ها توانستند با دنیای درگیر با کرونا خود را سازگار کنند و بسیاری هم ضربه‌های اساسی خوردند. به‌طورکلی با پیدایش بحران‌های مشابه، رهبران و مدیران سازما‌ن‌ها چه تصمیماتی برای کاهش آسیب و گذر از بحران می‌توانند بگیرند و چه اقداماتی می‌توانند انجام دهند؟ در این مقاله به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم و چهار رفتار را معرفی خواهیم کرد که در مدیریت بحران به مدیران کمک می‌کند.

قبل از دنیا‌گیری کرونا، رهبران و مدیران سازمان‌ها به‌دنبال تقویت خلاقیت، رقابت‌پذیری، مدیریت درآمدها و سهم بیشتر از بازار بودند؛ اما امروز، اغلب آنها درگیر مدیریت هزینه‌ها و حفظ دارایی خود هستند. در شرایط جدید، از یک سو بسیاری از آنها با مشکلات اجرایی مانند کمبود نیرو، برهم‌خوردن زنجیره تأمین کالا و خدمات و کاهش فروش مواجه هستند؛ از سوی دیگر همین رهبران و اعضای گروه‌‌ها باید نگران حفظ سلامتی خود و اطرافیانشان نیز باشند و با چالش‌های دورکاری دست‌وپنجه نرم کنند. مجموعه این چالش‌ها، نگرش و روش تصمیم گیری مدیران و رهبران را به‌شدت تحت‌تأثیر قرار می‌دهد.

بحران مالی از متداول‌ترین بحران‌های دوران دنیاگیری کرونا

تغییر رویکردها و انتخاب راهبردهای جدید آسان نیست. رهبران سازمان‌ها و مدیران کسب و ‌کارهای کوچک و بزرگ با چالش‌هایی مواجهند که قبلا سابقه نداشته است. بدیهی است که در چنین شرایطی نیاز به آموزش‌های سریع و مؤثر مدیریت بحران و بقای سازمان، ضروری است. در ادامه، چهار رفتار مهم و اثرگذاری را معرفی می‌کنیم که به مدیران، توانایی سازگاری با تغییر و تحول‌های جدید را می‌دهد:

۱. سریع تصمیم بگیرید

تصمیم‌گیری از مهم‌ترین ویژگی‌های رهبران موفق است؛ اما تصمیم‌گیری همواره در شرایط مطلوبی انجام نمی‌شود. در زمان بحران‌، مانند همه‌گیری کرونا شرایط به‌سرعت تغییر می‌کند. پس لازم است رهبران و مدیران سازما‌ن‌ها سرعت تصمیم‌گیری خود را زیاد کنند. رهبرانی در این دوران موفق‌اند که بتوانند به‌سرعت اطلاعات شرایط پیش‌آمده را پردازش کنند و به‌موقع تصمیمات لازم را بگیرند. گفتن این حرف از انجام آن راحت‌تر است. هرچه سازمان بزرگ‌تر باشد، پیچیدگی سطح تصمیم‌گیری هم بیشتر است؛ درنتیجه گرفتن تصمیمات فوری سخت‌تر می‌شود. در چنین وضعی توصیه‌های زیر شاید راهگشا باشد:

  • اولویت‌ها را تعیین کنید: ۳ تا ۵ هدف ‌مهم‌تر سازمان را در شرایط جدید مشخص کنید. در ابتدای بحران، این اهداف می‌توانند شامل حفظ سلامت کارکنان، مدیریت نقدینگی، رسیدگی به امور مهم مشتریان و تداوم فعالیت‌های اجرایی باشد. مشکلات ضروری را شناسایی کنید و مطمئن شوید که گروه مدیریتی به‌دنبال حل سریع آنها است. با پیدایش بیشتر جنبه‌های بحران، آمادگی تغییر و اصلاح اولویت‌ها را داشته باشید.
تعیین اولویت‌ها از مهمترین اقدامات مدیریت بحران است
  • گزینه‌های مختلف را سبک‌سنگین کنید: چه تضادی ممکن است بین اولویت‌‌های ازپیش‌تعیین‌شده ایجاد شود؟ تضاد بین اولویت‌های مهم و اولویت‌های اضطراری؟ یا بین سرپا ماندنِ امروز سازمان و موفقیت در آینده؟ بهترین رهبر کسی است که به‌جای فکرکردن به همۀ احتمالات، اولویت‌های خود را طبقه‌بندی می‌کند تا بتواند آنها را سبک‌سنگین کند.
  • اتاق بحران تشکیل دهید: به‌عنوان رهبر سازمان، نباید همه تصمیم‌ها را به‌تنهایی بگیرید. برای سازمان مشخص کنید که چه‌کسانی، درباره چه مسائلی و در چه زمانی اختیار تصمیم‌گیری دارند. هرم ارجاع تصمیم‌گیری در سازمان را رو به پایین بنا کنید نه رو به بالا!
  • عمل کنید و از اشتباهات بگذرید: یک تصمیم سریع قطعا کامل نیست چون شرایط، امکان بررسی کلی را از شما گرفته است؛ پس باید با اشتباهات احتمالی کنار بیایید. این را هم بدانید که پیامد تصمیم‌نگرفتن بدتر است.

۲. سازگار شوید

سازگاری با شرایط جدید رمز موفقیت در مدیریت بحران است.

رهبران قوی، در شرایط بحرانی، از بی‌اطلاعی و ندانستن ترسی ندارند؛ بلکه همه تلاش خود را می‌کنند تا به حداکثر اطلاعات منابع مختلف دسترسی پیدا کنند. همچنین، آنها از کمک متخصصان برون‌سازمانی برای سازگارشدن با شرایط جدید بهره می‌برند. رفتارهای زیر قدرت سازگاری شما و سازما‌نتان را بیشتر می‌کند:

  • موارد ممنوع را مشخص کنید: شاید بی‌رحمانه به نظر برسد؛ اما در بحران باید برخی امور اجرایی کنار گذاشته شوند. تعیین آنها با شماست. قاطعانه تصمیم بگیرید و آنها را بیان کنید.
  • رویکردهای دیروز را کنار بگذارید: اینکه پیش از بحران، چه رؤیاها و راهبردهایی برای سازمان داشتید را کنار بگذارید. بسیاری از برنامه‌هایی که دیروز طراحی کرده بودید و جواب می‌داد، امروز دیگر مؤثر نیستند؛ پس باید روش‌های جدیدی برای عملکرد سازمان خود ابداع کنید.
  • خطوط ارتباطی را بازسازی و سازگار کنید: نظامی‌ها اصطلاحی به نام «آگاهی محیطی» (Situational Awareness) دارند. این عبارت به‌معنای کسب اطلاع و آگاه‌شدن از شرایط منطقه نبرد است. این اطلاعات با عملیات‌ شناسایی (Reconnaissance) به دست می‌آید. به‌عنوان رهبر سازمان باید به شرایط جدید‌ آگاهی محیطی داشته باشید. منطقه نبرد شما می‌تواند بخش خدمات‌وفروش،‌ وضعیت سهام‌داران،‌ بخش کارکنان و زنجیره تأمین تدارکات باشد. این کار با تعیین سازوکارهای جمع‌آوری اطلاعات یا مشاوره با افرادی است که تأثیر بحران بر هر بخش را به‌خوبی بشناسند. رهبران قوی مناطق نبرد خود را به‌خوبی می‌شناسند و تغییرهای هر بخش را زیر نظر دارند.

۳. سکان هدایت را به دست بگیرید

رهبران مقتدر در شرایط مدیریت بحران پا پیش می‌گذارند و تلاش می‌کنند مسئله را مدیریت کنند. آنها گروه خود را سازگار می‌کنند، معیار‌های جدیدی را وضع و فرهنگ مسئولیت پذیری و پاسخ‌گویی را ارتقا می‌دهند.

به عنوان رهبر سازمان مدیریت بحران را به دست بگیرید

برای گم‌نشدن در طوفان بحران‌،‌ کارهای زیر را انجام دهید:

  • مواظب اولویت‌ها باشید: شما باید اولویت‌ها را به‌طور خلاصه و مشخص بنویسید و مطمئن شوید که آنها با هم در تضاد نباشند. ساختاری طراحی کنید تا بر روند اجراشدن اولویت‌ها نظارت کند و به‌طور روزانه یا هفتگی، عملکردهای مغایر با آنها را شناسایی کرده و به هر بخش گوشزد کند. فهرستی برای خود تهیه و آن را هر روز بررسی و به‌روزرسانی کنید.
  • شاخص‌های کلیدی عملکرد (KPI) را تعیین کنید: ۳ تا ۵ تا از مهم‌ترین شاخص‌های کلیدی عملکرد هفتگی را تعیین کنید و از مدیران هر بخش بخواهید تا به‌طور مداوم گزارش آنها را ارسال کنند.
  • مراقب وضعیت جسمی و روحی خود باشید: به‌عنوان رهبر سازمان مسئولیت سنگین‌تری به عهده دارید. پس باید انرژی خود را برای گذر از شرایط سخت حفظ کنید. روش‌های منظمی برای سرحال نگه‌داشتن خودتان داشته باشید، مانند تغذیه مناسب، خواب کافی، ورزش و یا هر چیزی که به شما انرژی بدهد و حالتان را خوب نگه دارد. توان خود را برای مقابله با شرایط سخت بیشتر کنید.

۴. تأثیرگذار باشید

در دوران بحران، هیچ کاری مهم‌تر از مراقبت از گروه خود نیست. رهبران تأثیرگذار، در این دوران، حواس‌شان به شرایط و حواس پرتی های اعضای گروه هست. بااین‌حال تلاش می‌کنند که راه‌های جدیدی برای انگیزه دادن و اثربخشی گروه پیدا کنند. همچنین اهداف جدید را برای اعضا به‌طور مشخص و واضح بیان می‌کنند. اهمیت این موضوع این است که بحران‌های خارج از سازمان مانند دنیاگیری کرونا گرچه یک بحران سلامتی محسوب می‌شوند،‌ منجر به بروز بحران مالی هم شده‌اند. فهماندن اهداف و اولویت‌های جدید به اعضا منجر به هماهنگی بهتر برای عبور از این شرایط پراسترس می‌شود.

شما و گروه مدیران سازمان با انجام رفتارهای زیر، به اعضا کمک می‌کنید:

  • با اعضای گروه در تماس باشید: با کمک فناوری‌های ارتباطی، به‌طور مستمر (روزانه یا هفتگی)، ابتدا احوال کارکنان خود را جویا شوید؛ سپس به‌سراغ گزارش‌های کاری بروید. حتما زمانی را برای این کار اختصاص دهید.
  • هنگامی که ارتباط رهبران با سایر اعضای سازمان قطع می‌شود (مثلا در دوران دورکاری)، سطح ارتباط کاهش می‌یابد و احتمال تصمیم‌گیری بدون درنظرگرفتن وضعیت گروه بیشتر می‌شود. مواظب باشید که دچار چنین خطایی نشوید.
  • تقسیم مسئولیت کنید: برخی مسئولیت‌ها را به سایر اعضای گروه واگذار کنید. افراد تأثیرگذار و توانمندی را که می‌توانند در رهبری به شما کمک کنند، شناسایی کنید و از ظرفیت آنها برای هدایت گروه استفاده کنید.
  • توجه خود را بین گروه مشتریان و کارکنان تقسیم کنید: برای رسیدگی به درخواست مشتریان در دوران بحران، ابتدا اطلاعات لازم درباره مشتریان را کسب کنید. اقدام بدون اطلاع ممکن است به مشتریان شما آسیب بزند. سپس مشوق‌هایی مانند طولانی‌ترکردن بازپرداخت‌ها و معافیت‌های خاص را برای کمک به آنها تهیه و تنظیم کنید. برای کمک به کارمندان هم بر همدلی و همراهی با وضعیت روحی و جسمی آنها تمرکز کنید. همچنین مراقب کارمندانی باشید که مجبورند در سرکار حاضر شوند و امکانات اولیه بهداشتی را برای آنها فراهم کنید. به یاد داشته باشید که همین کارهای کوچک، تأثیر بسزایی بر عملکرد اعضای سازمان می‌گذارد.
همدلی و همراهی برای گذر از بحران‌ها ضروری است
  • بر موفقیت‌ها، پیشرفت های کوچک و غلبه موفقیت‌‌آمیز بر سختی‌ها تأکید کنید و آنها را بزرگ جلوه دهید.بسیاری از کسب‌وکارها اهداف شرافتمندانه‌ای دارند. بر نقاط مثبت تمرکز کنید و کوچک‌ترین فداکاری‌ها را بدون تشویق نگذارید. حتی حفظ عملکرد عادی سازمان در دوران بحران، خود یک موفقیت است.