دسته‌ها
استارتاپ و کارآفرینی

۵ نکته برای ساختن یک ذهنیت موفق در کارآفرینی

خیلی از ما انسان‌ها در ذهن خود، کارهای مختلفی برای انجام دادن و اهداف بزرگی برای رسیدن داریم. این کارها می‌‌تواند شامل راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید، فروش اولیه محصولات، رسیدن به درآمد بالاتر یا نوشتن یک بلاگ (Blog) باشد. به طور کلی هر هدفی در ذهن خود داشته باشید، لازم است کارهایی انجام دهید تا ذهنیت خود را در راستای هدف تقویت کرده و با اراده و تلاش به آن برسید.

فرقی نمی‌کند که یک کارآفرین تازه‌کار در مراحل اولیه کسب‌وکار خود باشید و یا کارمندی در تلاش برای رشد فردی برای کارآفرین شدن در آینده؛ در هر صورت، ساختن یک ذهنیت موفق در کارآفرینی فواید بسیاری دارد. البته ممکن است شما هنوز مدیرعامل شرکت خودتان نباشید؛ اما همواره قصد دارید که رئیس خود باشید. به عبارتی به تنهایی کنترل زندگی و شغل خود را در دست داشته باشید. در ادامه به پنج ویژگی ذهنیت کارآفرینان موفق می‌پردازیم که با آگاهی و استفاده صحیح از آن‌ها می‌توانید به اهداف خود نزدیک‌تر شوید.

۱) به توصیه‌های دیگران توجه کنید

بعضی اوقات نیاز است تا به حس درونی خود اعتماد کنید؛ اما زمان‌هایی نیز هستند که توجه به توصیه‌ها لازم و ضروری است. توجه به این توصیه‌ها در مواقع تصمیم‌گیری در شرایطی چون سرمایه‌گذاری یا انتخاب‌های کلی و مهم برای آینده خود یا کسب‌وکارتان، همواره کار عاقلانه‌ای به نظر می‌رسد. تحقیقات روی شرکت شیپ (Shyp) نشان می‌دهد که چگونه عدم توجه به توصیه‌های متخصصان در مورد پایداری مدل کسب‌وکار، باعث فروپاشی این شرکت شد. مدیرعامل وقت، کوین گیبون (Kevin Gibbon)، بعدها در یک مقاله در وبلاگ گفت:

افراد نزدیک به من و کسب‌وکارم مدام هشدار می‌دادند که تعقیب مصرف‌کنندگان استراتژی اشتباهی است؛ اما من گوش نکردم. رفته رفته به توصیه‌ها گوش دادم و آن‌ها را رعایت کردم. اما بزرگ‌ترین حسرت من این است که چرا زودتر اقدام نکردم.

علی‌رغم افزایش سرمایه بیش از ۶۲ میلیون دلار برای شرکت شیپ، درهای این شرکت در سال ۲۰۱۸ بسته شد.

۲)  خودتان را دست بالا گرفته و تبلیغ کنید

قطعاً نمی‌خواهید به یک وضعیت اجتماعی برسید که دیگران با شما صحبت نکرده و یکدیگر را از هم‌صحبت شدن با شما منع کنند؛ به این دلیل که تمام اوقات در مورد خود و کسب‌وکارتان صحبت می‌کنید. چه چیزی خسته‌کننده‌تر از یک گفتگوی یک طرفه است؟ البته این طور نخواهد شد! نگران نباشید. البته سعی کنید تا یک طرفه صحبت نکنید؛ اما همیشه برای صحبت در مورد کسب‌وکارتان آماده باشید و در زمان مناسب آن را به خوبی توضیح دهید.

همان طور که بریتنی هنسی (Brittany Hennessy)، نویسنده کتاب پرفروش اینفلوئنسر (Influencer)، می‌گوید:

اگر داستان خود را نگویید، شخص دیگری آن را برای شما می‌گوید.

۳) از نقاط قوت خود بهره بگیرید

کارآفرینان می‌دانند که آن‌ها نمی‌توانند هر کاری را انجام دهندو نباید همه کارها را نیز انجام دهند. این افراد دو دلیل اصلی دارند. اولین دلیل این است که در طول روز زمان کافی برای انجام همه کارها وجود ندارد. دوم اینکه همه ما در برخی از کارها از دیگران بهتر هستیم.

واقعیت این است که اگر شما در علم ریاضی واقعاً توانا نیستید، پس مسئولیتی در قبال امور مالی ندارید. یک برنامه حسابداری که زیاد گران قیمت نباشد را تهیه کرده و آن را به دیگران بسپارید. حقوق و دستمزد، اظهارنامه مالیاتی یا پیش‌بینی جریان نقدینگی چیزی نیستند که بخواهید یاد بگیرید یا روی آن کار کنید. برای اینکه بهتر بتوانید روی نقاط قوت خود تمرکز کنید، پیشنهاد می‌شود این مقاله را بخوانید.

۴) شبکه ارتباطی خود را بسازید

پیش از هر چیز، شما باید هر گونه بی‌میلی و کج‌خلقی را کنار بگذارید. هر کارآفرین موفقی می‌داند که در طی مسیر کارآفرینی تنهاست؛ اما این را هم می‌داند که هیچ کاری به تنهایی انجام نمی‌شود. توانایی شما برای راه‌اندازی یا توسعه یک محصول یا خدمت، ایجاد حرکت در بازار، استخدام تیم یا بازخوردهای کلیدی و مهم از متخصصان، همه و همه تا حد زیادی به گستردگی شبکه ارتباطی شما مربوط می‌شود.

ساخت شبکه ارتباطی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ اما تلاش‌های بی هدف برای ایجاد ارتباط با افراد مختلف سودی ندارد. به قول معروف، مهم کیفیت عمل است نه کمیت آن. البته ایجاد شبکه ارتباطی برای بسیاری از افراد ناخوش‌آیند و دلهره‌آور است. برای اینکه بتوانید ذهنیت کارآفرینی خود را تقویت کنید، کافی است دو کار زیر را انجام دهید.

  • هر شنبه، سه نفر از شبکه ارتباطی خود را که می‌دانید از هر گونه صحبت کردن با آن‌ها (مانند صحبت در کنار خوردن نهار یا طی یک تماس تلفنی کوچک) سود می‌برید، انتخاب کنید. ممکن است مدتی گذشته باشد که از برخی از این افراد خبر نداشته باشید. با ارسال یک پیامک یا ایمیل و یا هر چیز دیگری مجدداً رابطه خود را برقرار کنید. همین حالا می‌توانید با ارسال یک پیام کوتاه این کار را انجام دهید. این کار کمتر از ده دقیقه طول خواهد کشید.
  • هر چهارشنبه، دو نفر از خارج شبکه ارتباطی خود را که به طور حرفه‌ای تحسین کرده یا واقعاً دوست دارید که با آن‌ها رابطه داشته باشید، انتخاب کنید. البته این علاقه به معنای رابطه عاشقانه نیست. همچنین به این معنا نیست که لزوماً بهترین دوست‌های یکدیگر شوید. این به معنای پیدا کردن رهبرانی است که در زمینه کاری شما فعالیت کرده و دوست دارید آن‌ها را در حلقه همکاری خود داشته باشید.

به عنوان مثال، اگر می‌خواهید یک وبلاگ راه‌اندازی کنید یا کتاب بنویسید، فکر کنید که چه کسی دقیقاً همین کار را انجام داده است؟ این لیست به اندازه تصورات شما بی‌پایان خواهد بود. بنابراین تعجب خواهید کرد که ارتباط با افراد تأثیرگذار چقدر می‌تواند آسان باشد. به طور کلی خیلی از مردم حتی زحمت امتحان چنین کاری را هم به خود نمی‌دهند.

۵) یک هدف برای خود تعیین کنید

بله، فقط یک هدف تعیین کنید. برنامه‌های زندگی پنج ساله را فراموش کنید. اگر در ابتدا هدف خیلی بزرگی انتخاب کنید، بعداً کار بسیار سختی دارید و رفته رفته دلسرد می‌شوید. در عوض از خود بپرسید: تنها چیزی که دوست دارید در نود روز آینده به آن برسید چیست؟ فقط یکی! سپس لیستی از تمام مواردی را که برای پشتیبانی از آن هدف نیاز دارید را ایجاد کنید. یکی از آن‌ها را انتخاب کرده و از امروز شروع کنید. مهم نیست که چقدر کوچک باشد، هنر ساده شروع کردن به خودی خود این قدرت را دارد که شما را به جلو سوق دهد.

سخن پایانی

زیبایی ذهنیت موفق در کارآفرینی به این است که نیازی به آموزش رسمی یا روش یادگیری خیلی خاصی ندارد. تمام مواردی که گفته شد، در واقع شیوه به کار بردن استعدادهای ذاتی است که همه ما در اختیار داریم و نیاز است کمی نظم را چاشنی آن کنیم. بنابراین صرف نظر از اینکه در چه مرحله‌ای هستید یا چه رویایی دارید، رئیس شما هستید و مانع اصلی مسیر، خود شمایید. باقی مسئله فقط بازی‌های ذهنی هستند.

دسته‌ها
استارتاپ و کارآفرینی

مصاحبه با اشکان آرمندهی، مدیرعامل دیوار

بدون سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر، امکان بقا نداشتیم

اشکان آرمندهی، مدیرعامل دیوار می‌گوید از همان آغاز کار می‌دانستند که می‌خواهند به ۳۰ میلیون کاربر برسند و به امید ۳۰میلیون کاربر، دیوار را راه‌اندازی کردند. با توجه به حوزه‌ای که دیوار در آن فعالیت می‌کند یعنی نیازمندی‌ها، از ابتدا بازار بزرگی برای آن تصور می‌کردند. او می‌گوید: الان هم متوقف نشده‌ایم و هر روز باید بخش‌های مختلف دیوار را بهبود بدهیم و پیش برویم؛ یعنی دیوار بزرگ‌تر هم خواهد شد.

«برای اینکه انقلاب تبدیل حوزه آفلاین به آنلاین به وقوع بپیوندد، حتی وجود صدها کسب‌وکار مانند دیوار، شیپور، دیجی‌کالا و… هم کم است.»
اشکان آرمندهی، مدیرعامل دیوار با بیان این جمله از ظرفیت‌های بزرگ بازار آنلاین می‌گوید و اینکه جا برای همه هست و نیازی به رقابت ناسالم وجود ندارد. آرمندهی در این گفت‌وگو بارها و بارها نام رقیب دیرینه‌شان یعنی شیپور را در کنار نام دیوار خودش به زبان می‌آورد که نشانه مثبت و زیبایی است و تاکید می‌کند که این رقابت کمک زیادی به ما کرده و اگر این رقابت نبود، اینقدر رشد نمی‌کردیم، چون هیچ‌گاه به ارائه سرویس بهتری فکر نمی‌کردیم.

دیوار، کسب‌وکاری است که الان بیش از ۳۵میلیون کاربر و نزدیک به ۵۰۰‌هزار کسب‌وکار روی آن حضور دارند و روزانه تا نیم میلیون آگهی روی دیوار ثبت می‌شود.

مدیرعامل دیوار می‌گوید وقتی سال ۹۲ به این کسب‌وکار آمده است، روزانه بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ آگهی داشته‌اند و الان با نیم‌میلیون آگهی در روز مواجه هستند.

راز چنین رشدی را مدیرعامل دیوار در این می‌داند که همه اعضای تیم، کسب‌وکار را مال خودشان می‌دانند و سهامدار آن هستند. ضمن اینکه تاکید می‌کند که تا سال‌۹۶، درآمدهای‌شان کفاف هزینه‌های‌شان را نمی‌داده و اگر سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیری در کنارشان حضور نداشتند که به جای اینکه‌ در حوزه‌هایی چون ساخت‌وساز، طلا و دلار سرمایه‌گذاری کنند، سرمایه‌شان را به حوزه الکترونیک بیاورند، امکان بقا وجود نداشت و حتی اکوسیستم استارتاپی ایران بدون چنین سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیری شکل نمی‌گرفت. شکست دیوار افغانستان، تعطیلی محصول «رسید» و سایر مشکلات کسب‌وکار از جمله مواردی است که آرمندهی با اشاره به آنها می‌گوید که سرمایه‌گذاران پای شکست‌های مجموعه هم ایستاده‌اند.

بخش دیگری از صحبت ما با مدیرعامل دیوار در مورد کلاهبرداری‌ها روی این پلتفرم و پلتفرم‌های مشابه و حذف قیمت‌ها، راهکارهای آنها برای مقابله با کلاهبرداری‌ها، نقش دولت و اپراتورها و مسئولیت‌ بخش‌های مختلف بوده است. همچنین صحبت از توسعه بازار و دلایل خرید آی‌هوم، راه‌اندازی دیوار فروشگاه‌ها، آینده این بخش و اینکه آیا قرار است شاهد دیجی‌کالای دیگری باشیم یا خیر، گرفتن سهم از بازار کسب‌وکارهای اینستاگرامی، ایجاد مزیت‌های مختلف و تفاوت‌های دیوار فروشگاه‌ها با سایر مارکت‌پلیس‌ها، همه آمار و ارقامی که تاکنون روی دیوار ایجاد شده و… از دیگر بخش‌های گفت‌وگوی «شنبه» با مدیرعامل دیوار بوده که در ادامه می‌خوانید.

شروع کارتان در دیوار در سال‌۹۲ بوده و به‌عنوان ناظر بخش آگهی‌هایی که در آن زمان تا ۱۵۰ عدد بود، به این کسب‌وکار آمدید؛ چه روندی در این کسب‌وکار وجود داشته که از ۱۵۰ آگهی روزانه در سال‌۹۲ به بیش از ۵۰۰ هزار آگهی روزانه در سال ۹۹ رسیده‌اید؟

نخستین نکته به نظرم این بوده که ما هر کاری بتوانیم برای پیشبرد کار انجام می‌دهیم؛ یعنی به این صورت نیست که اگر در بخشی، مسئله وجود دارد، من بگویم به من ربطی ندارد. ما خودمان را یک کل می‌بینیم. ضمن اینکه سلسله مراتب‌های خشک و سفت و سخت هم در دیوار نداریم. یکی از مهم‌ترین مسائلی که موجب رشد و پیشرفت دیوار شد، این بود که همه خودشان را نسبت به کارهای مختلف کسب‌وکار مسئول می‌دانستند و هنوز هم می‌دانند.

در واقع همه کسب‌وکار را مال خودشان تلقی می‌کردند؛ یعنی این تفکر سنتی که عده‌ای رئیس هستند و عده‌ای کارمند، در کسب‌وکارهای مجموعه هزاردستان وجود ندارد. همچنین ظاهرا ما نخستین مجموعه‌ای هستیم که همه افراد دارای سهام هستند. این سهام امکان‌ آزادشدن و تبدیل‌شدن به پول را دارد. در قراردادهای اولیه این انتخاب وجود دارد که افراد بخشی از حقوق خود را به شکل دریافت سهام هلدینگ هزاردستان در اختیار بگیرند.

بچه‌ها فارغ از اینکه چه جایگاه و موقعیت شغلی دارند، خودشان را نسبت به همه مسائل مسئول می‌دانند. ما تیم‌های مختلفی را در شرکت داریم و این تیم‌ها هر کدام مسئول یک قسمت از دیوار هستند و خود این بچه‌ها تعیین‌کننده و تعریف‌کننده فیچرها هستند. به‌عنوان نمونه، دیوار فروشگاه‌ها نمونه‌ای بود که اصلا دیوار برای راه‌اندازی آن اقدام نکرد بلکه در آن بازه زمانی، پرسنل و بچه‌های دیوار احساس کردند که با شرایط کرونا، باید اثرگذاری داشته باشند و مسئولیتی را در جامعه نسبت به مردم و صاحبان کسب‌وکارها بر عهده بگیریم.

تیم دیوار الان چند‌نفره است؟

دیوار در حال حاضر بیش از ۹۵۰ نفر پرسنل دارد که متشکل از تیم‌های فنی و غیرفنی است.

یک تصور وجود دارد که دیوار در ابتدا یک کار جانبی برای بنیانگذار کافه‌‌بازار بوده و شاید تصوری از کسب‌وکاری که امروز می‌بینیم، نداشتند؛ این تصور چقدر درست است؟ فکر می‌کردید یا برنامه‌ای داشتید که دیوار را تا این اندازه بزرگ کنید که به لحاظ ارزشی حتی از کافه‌بازار هم جلوتر برود؟

مستندات و تصاویر مربوط به تیم سه چهار نفره‌ای که دیوار را راه‌اندازی کردند، موجود است. آنها روی کاغذ آورده بودند که می‌خواهند به ۳۰میلیون کاربر برسند. اینها مستند است و به امید ۳۰میلیون کاربر، دیوار را راه‌اندازی کردند. با توجه به حوزه‌ای که دیوار در آن فعالیت می‌کند یعنی حوزه نیازمندی‌ها، از ابتدا بازار بزرگی برای آن تصور می‌کردیم. الان هم متوقف نشده‌ایم و هر روز باید بخش‌های مختلف دیوار را بهبود بدهیم و پیش برویم؛ یعنی دیوار بزرگ‌تر هم خواهد شد.

در مجموعه شما شاهد تقسیم مدیریت هستیم؛ یعنی بنیانگذار اولیه این کسب‌وکارها اصراری ندارد که کماکان مدیر همه این کسب‌وکارها باشد‌ بلکه راه را برای رشد دیگران هم باز گذاشته است. مثلا خودتان به‌عنوان بررسی‌کننده و ناظر بخش آگهی‌ها به دیوار آمدید. به لحاظ فرهنگ سازمانی چه وضعیتی در آن مجموعه وجود دارد که افراد می‌توانند رشد کنند و بعد از چند سال مثل خود شما به رأس هرم کسب‌وکاری مثل دیوار و سمت مدیرعاملی برسند؟

مجموعه ما، یک مجموعه باز و فلت است. وقتی وارد شرکت ما می‌شوید، میز و جایگاه مدیر و مدیران با سایر پرسنل هیچ فرقی ندارد. اگر کسی به دفتر ما بیاید، پیداکردن دفتر یا میز مدیران ارشد برای او کار سختی خواهد بود، چون همه ما خودمان را به یک اندازه در پیشبرد اهداف کسب‌وکارمان دخیل می‌دانیم. رشد فردی دقیقا در مورد خود من مصداق داشته است. من در ابتدا به یک بخش از کسب‌وکار وارد شدم و تعداد آگهی‌های روزانه دیوار در آن زمان بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ عدد آگهی بود. الان آن بخش کوچک به نیم‌میلیون آگهی روزانه رسیده و این اتفاق یک‌شبه رخ نداده است.

به‌عنوان انتقال تجربه باید اشاره کنم که سال‌های ۹۳ و ۹۴، اوج زمان رشد دیوار بود. رشد به اندازه‌ای بود که برنامه‌ریزی‌ها را هم مختل می‌کرد. گاه هر هفته بین ۱۰ تا ۱۵هزار آگهی اضافه می‌شد و هرگونه برنامه‌ریزی برای تخصیص نیروی انسانی و پیشبرد کار را با مشکل مواجه می‌کرد. به خاطر دارم که در اردیبهشت ماه سال‌۹۴، به علت فشار کار، یک هفته در بیمارستان بستری شدم! تحمل این فشار و ادامه‌دادن در این مسیر، دقیقا به خاطر اهمیتی است که در مجموعه ما برای تلاش آدم‌ها قائل هستند.

خود من از یک بخش کوچک در دیوار شروع کردم و در بخش‌های دیگر هم اثرگذاری داشتم و هر کمکی از دستم برمی‌آمد، برای رشد کسب‌وکار انجام می‌دادم. سایر افراد تیم هم همین روحیه را دارند. افرادی که الان نیروی سینیور دیوار به‌شمار می‌روند، همگی زمانی وارد شرکت شده‌اند که فضای رشد و آموزش برای‌شان فراهم شده و طی زمان و با عملکرد مناسب خودشان توانسته‌اند به رده‌های بالاتر بیایند.

ما هنوز هم به افراد مختلفی نیاز داریم که در ورتیکال‌های مختلف دیوار مانند املاک، خودرو، دیوار فروشگاه‌ها و… به ما اضافه بشوند. فضای رشد هم برای همه آنها مهیاست. در واقع در مجموعه ما تا حدود زیادی همه چیز به خود افراد بستگی دارد و آنها هستند که تصمیم می‌گیرند رشد کنند و از فضایی که در اختیارشان قرار گرفته است، به بهترین شکل ممکن استفاده کنند. ما در دیوار از مدل داشتن چندین مدیرعامل استفاده می‌کنیم، چون حجم کارها بسیار بالاست و هر بخش دغدغه‌ها و چالش‌های ویژه‌ خود را دارد و نیاز به مدیریت تخصصی دارد.

جالب است این نکته را هم به شما بگویم که یک زمانی میانگین سنی بچه‌های تیم ما بین ۲۳ تا ۲۴ سال بود. ما زمینه کاری را برای افراد آماده می‌کنیم، ارزیابی عملکرد داریم و رویه‌های کاری بچه‌ها ارزیابی می‌شود و افرادی که پتانسیل رشد داشته باشند، هم امکان رشد افقی برای‌شان فراهم است و هم رشد عمودی. همان‌طور که اشاره کردم، مدیران دیوار یا مدیران هلدینگ هزاردستان افرادی هستند که زمانی وارد این کسب‌وکارها شده‌اند، رشد کرده‌اند و در موقعیت‌های بهتری قرار گرفته‌‌اند و ارزش‌های بهتری خلق کرده‌اند.

مجموعه شما از ترکیب سهامداری و سرمایه‌گذاری ویژه‌ای بهره می‌برد؛ از صندوق‌های سرمایه‌گذاری رهنما و سرآوا گرفته تا سرمایه‌گذار خارجی شما. به نظر می‌رسد که این ترکیب سهامداری، نه‌تنها به لحاظ مالی بلکه به لحاظ دانشی و پیشبرد کار نیز کمک زیادی به شما کرده؛ خود شما بگویید که از این جذب سرمایه علاوه بر بحث‌های مالی، چه فواید دیگری نصیب‌تان شده است؟

هر شرکتی برای ادامه‌دادن و بقا و گرفتن سهم بازار، باید پول داشته باشد. پس نکته اول جذب سرمایه، بحث بقا و رشد در بازار است. مثلا دیوار تا سال‌۹۶، درآمدهایش جواب هزینه‌هایش را هم نمی‌داد.

اگر سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیری در کنار ما حضور نداشتند که بخواهند به جای اینکه‌ در حوزه‌هایی چون ساخت‌وساز، طلا و دلار سرمایه‌گذاری کنند، سرمایه‌شان را به حوزه الکترونیک بیاورند، امکان بقا وجود نداشت و حتی اکوسیستم استارتاپی ایران بدون چنین سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیری شکل نمی‌گرفت. همچنین بدون چنین سرمایه‌هایی، در حوزه تجارت الکترونیک حرفی برای گفتن نداشتیم و هیچ کدام از مردم ایران نمی‌توانستند از مزایای اقتصاد دیجیتال بهره‌مند شوند.

ارزش‌های افزوده‌ای که سهامداران برای ما ایجاد کرده‌اند، علاوه بر مسائل مالی، داشتن ماین‌ست یا نگرش یکسان و نزدیک به هم بوده که گسترش، اثربخشی و حرکت رو به جلو و خلق یک محصول ویژه و کارآمد از مهم‌ترین پیامدهای داشتن این نگرش مشترک بوده است. گاه بنگاه‌های تجاری صرفا جهت درآمدزایی ایجاد می‌شوند. در مجموعه ما هم درآمدزایی مد‌نظر است اما انجام کار اثربخش از مهم‌ترین موضوعات است. خلق ارزش ویژه و کمک‌کردن به بهبود روندهای زندگی مردم از دیگر موارد مهم در مسیر کسب‌وکار ما بوده است.

بیشتر بخوانید: گفت‌وگو هفته نامه شنبه با تیم مدیریت عملکرد دیجی‌کالا

اشاره کردید که تا سال‌۹۶ درآمدتان کفاف هزینه‌های شما را هم نمی‌داده و سرمایه‌گذار در کنار شما ایستاده. نکته دیگری که در مجموعه شما وجود داشته، بحث شکست‌ها هم هست. مثلا دیوار افغانستان شکستی بوده که تیم‌تان با آن مواجه شد و قطعا هزینه‌های بالایی را هم متوجه کسب‌وکارتان کرد. می‌توانیم نتیجه بگیریم که سرمایه‌گذار خطرپذیر به نوعی باید پای ریسک‌کردن و شکست‌های تیم‌ها هم بایستد؟

ما خیلی جاها به نتیجه نرسیدیم نه تنها در دیوار، بلکه در کل هلدینگ. مثلا محصول «رسید» هم موفق نبود و تعطیلش کردیم. اما حتی در این شکست‌ها هم سهامداران و هیات مدیره با ما همراه بودند. آنها دودوتا چهارتا نکردند؛ یعنی رفتارشان به این صورت نیست که اگر ایده‌ای را به آنها ارائه کنیم، بگویند این ایده چند؟ بلکه روی خلق ارزشی که این ایده ایجاد می‌کند، سرویسی که به مردم می‌دهد و خلأیی که پر می‌کند، حرف می‌زنیم. ضمن اینکه در این مسیر، علاوه بر سهامداران و سرمایه‌گذاران، این مردم بودند که ما را پذیرفتند تا امروز دیوار به بیش از ۳۵ میلیون کاربر برسد.

کسب‌وکاری مثل دیوار که از سال‌۹۱ شروع شده و به آمارهای کنونی رسیده، چه میزان جذب سرمایه‌ داشته؟ یعنی چقدر برای چنین کسب‌وکاری هزینه شده است؟

من آمارهای زیادی به شما خواهم داد اما اجازه بدهید در مورد آمارهای مالی صحبتی نکنم. ضمن اینکه حقیقتا الان رقم دقیق جذب سرمایه را به خاطر ندارم. اما باز هم تکرار می‌کنم که اگر سرمایه‌ها نبودند، ما الان در نقطه کنونی قرار نداشتیم. ما هر کاری می‌کنیم برای خلق ارزش و اثرگذاری است. مثل راه‌اندازی دیوار فروشگاه‌ها. البته هر خلق ارزشی در نهایت درآمدزایی و پول را به دنبال خواهد داشت.

تا اینجای گفت‌وگو در مورد فرهنگ‌ سازمانی مجموعه شما، ترکیب سهامداری و سرمایه‌گذاری و… صحبت کردیم. می‌خواهم برگردیم به ابتدای کار دیوار. ایده این کسب‌وکار از کجا آمد؟

ایده اصلی دیوار را حسام آرمندهی در سال‌۸۹ که برای ادامه تحصیل به سوئد رفته بود، خرید و فروش از سایتی مشابه سایت دیوار را در کشور سوئد تجربه می‌کند. فکر می‌کنم یک دستگاه تبلت را معامله کرده بود. بنابراین جرقه شکل‌گیری دیوار در آنجا در ذهنش شکل می‌گیرد. این ایده همیشه همراه حسام بود و ما در موردش زیاد صحبت می‌کردیم. مارکت‌ ریسرچ می‌کردیم و طی دو سه سالی که تا راه‌اندازی دیوار زمان برد، در حال جمع‌آوری اطلاعات بودیم که در کشورهای دیگر چگونه چنین نیازی برآورده می‌شود و کسب‌وکارهای اینچنینی چگونه کار می‌کنند.

سعی ما این بود که آن نیاز را در ایران بومی‌سازی کنیم. وقتی هم که دیوار کارش را شروع کرد، همشهری وجود داشت و سایت‌های ثبت‌ آگهی هم وجود داشتند اما اغلب به صورت b2b عمل می‌کردند و سرویس زیادی به کاستومر ارائه نمی‌کردند. هدف اصلی دیوار این بود که خریدار را به فروشنده بدون واسطه وصل کند و همچنان هم هدف‌مان همین است. با تجربه‌ای که از کافه‌بازار به دست آورده بودیم که در سال‌۸۹ و طی ۶ماه کافه‌بازار ۱۰۰هزار نصب گرفت، به ایده دیوار خیلی جدی‌تر فکر کردیم و دیوار در سال‌۹۱ متولد شد.

گردش مالی سالانه بازار دست‌دوم در اقتصاد ایران چقدر است؟

طبق گزارشی که در سال ۹۷ تهیه و منتشر کردیم، کل حجم بازار خرده‌فروشی کالای دست دوم در ایران، بیش از ۹میلیارد دلار در سال است.

از این میزان، چقدر آنلاین شده است؟

آمار دقیقی حداقل تاکنون من ندیده‌ام که از حجم بازار آنلاین دست‌دوم یا نیازمندی‌ها ارائه شده باشد، اما کل بازار آنلاین از همه معاملات تاکنون کمتر از ۱۰درصد است. ضمن اینکه این موضوع در دسته‌بندی‌های مختلف متفاوت است. مثلا در خودرو، املاک و… در این زمینه هم ابزار دقیقی برای اندازه‌گیری بازار نداریم. یعنی نمی‌توانم به شما بگویم که چه حجم از معاملات آنلاین بازار نیازمندی‌های حوزه خودرو یا املاک در اختیار دیوار است.

به‌عنوان مثال خدمت شما می‌گویم که در سال‌۹۷، ما گزارش سالانه داشتیم و کسب‌وکار باما هم گزارش سالانه‌ای منتشر کرده بود. از انجمن کسب‌وکارهای اینترنتی با من تماس گرفتند که این درصدهایی که گفته‌اید که مثلا شما ۵۰درصد از یک بازار سهم دارید، باما هم گفته ۵۰درصد و دیگری هم همین آمار را ارائه کرد. جمع اینها عددی منطقی نیست و قضیه چیست؟!

دلیلش این است که هیچ‌کدام از کسب‌وکارها، دیتای دقیقی برای بیان اینکه مثلا بگویند ۲۰درصد از معاملات آنلاین بازار خودرو در اختیارشان است، ندارند. کسی نمی‌تواند این ادعا را بکند. البته ما تعداد آگهی‌ها، تعداد کاربران و کاربران فعال را داریم یا تعداد هر آگهی در هر دسته‌بندی‌مان را داریم و مستند است.

اما در مورد سهم بازار، واقعا هنوز کسی نمی‌تواند عدد دقیقی ارائه کند. اما مثلا می‌توانم بگویم که در برخی ‌دسته‌بندی‌ها شیپور از ما بهتر است یا در بعضی از دسته‌بندی‌ها ما از شیپور جلوتر هستیم، ولی عدد مشخصی برای بیان سهم‌مان از بازار نداریم. چون ما نمی‌دانیم که کدام آگهی و چه تعداد آگهی به معامله ختم می‌شود. این آمار را هیچ‌کس ندارد، پس هیچ‌کس هم نمی‌تواند سهم بازارش را بگوید.

به طور کلی چه آماری از ثبت آگهی‌ها در دیوار طی سال جاری دارید؟

طی ۷ ماه گذشته، بیش از ۱۴۰‌میلیون آگهی را در دیوار بررسی کرده‌ایم. بخشی از این آگهی‌ها جدید و بخشی آگهی‌های ویرایش‌شده توسط کاربران هستند. در سال ۹۹ تا به الان پرآگهی‌ترین ماه سال دیوار، مردادماه بوده که با بیش از ۲۲میلیون آگهی بررسی‌ شده است. چون ما توی دیوار چندین متریک و المان عددی داریم.

هم تعداد آگهی بررسی‌شده داریم هم تعداد آگهی منتشر‌شده؛ آگهی‌های بررسی‌شده متشکل از آگهی‌های ثبت جدید کاربران و آگهی‌های ویرایش‌شده هستند که بخشی از اینها منتشر می‌شوند و بخشی به علت مشکلات در آگهی و سیاست‌های محتوایی، رد می‌شوند. ما در گزارش‌ سالانه سال گذشته هم اعلام کردیم که در طول سال ۹۸، بیش از ۹۸میلیون آگهی منتشر کردیم اما بیش از ۱۴۴میلیون آگهی ثبت‌شده در طول سال ۹۸ روی دیوار داشتیم.

در حال حاضر به‌طور میانگین روزانه چه میزان آگهی دارید؟

روزانه بیش از ۵۰۰ هزار آگهی از سراسر کشور داریم و از این تعداد بیش از ۳۶۰هزار آگهی در کل دسته‌بندی‌ها در طول روز منتشر می‌شوند. این عدد ۳۶۰هزار آگهی، در سال گذشته به طور میانگین بین ۲۷۰ تا ۲۸۰ هزار آگهی منتشرشده در یک روز بود. این اطلاع را هم بدهم که روزانه بین ۱۵ تا ۲۰درصد از آگهی‌های ثبت‌شده، رد می‌شوند که تعداد آنها بین ۱۲۰ تا ۱۵۰ هزار آگهی است.

به چه دلایلی آگهی‌ها را رد می‌کنید؟

آگهی‌های ردشده شامل کالاها و موضوعات غیرمجاز است؛ مثل کالاهایی که بر علیه محیط زیست است. یا آگهی‌هایی که قصد فروش کالا ندارند و اهداف دیگری را دنبال می‌کنند. طی مهرماه گذشته، حدود ۳۰هزار آگهی را به خاطر اینکه مغایر با قوانین محیط زیست بودند، رد کردیم.

به تعداد کاربران دیوار هم اشاره کردید که از ۳۵میلیون کاربر عبور کرده است.

منظور از کاربران، کابران اندروید، ios و وب‌سایت است. آخرین دیتای ما این است که بیش از ۳۵میلیون کاربر داریم. الان در کافه بازار نزدیک به ۲۱میلیون نصب فعال داریم.

چه تعداد کسب‌وکار الان روی دیوار حضور دارند؟

بیش از ۴۴۷هزار کسب‌وکار در سال گذشته و قبل از شکل‌گیری دیوار فروشگاه‌ها، روی دیوار فعالیت می‌کردند، اما امسال و با شکل‌گیری دیوار فروشگاه‌ها این عدد بهتر و متمرکزتر جلو رفته است.

شما دیوار فروشگاه‌ها را راه‌اندازی کردید؛ چه میزان کسب‌وکار از طریق دیوار فروشگاه‌ها به دیوار اضافه شده‌اند و اینکه چه میزان محصول در این بخش آگهی می‌شود؟

در سمت دیوار فروشگاه‌ها تاکنون ۱۳هزار فروشگاه تاییدشده داریم که در حال فعالیت روی دیوار فروشگاه‌ها هستند که بیش از ۷۰‌هزار محصول مختلف را آگهی کرده‌اند. ما تخمین جالب‌توجهی هم از این عدد ۱۳هزار فروشگاه زده‌ایم و محاسبه کردیم که اگر از جنوبی‌ترین نقطه خیابان ولیعصر ‌تا میدان تجریش، فروشگاه‌های فیزیکی راه‌اندازی کنید، باز هم برای جا‌دادن ۱۳هزار فروشگاه فضا کم می‌آید. اما این فروشگاه‌ها روی دیوار قرار گرفته‌اند و پنل فروشگاهی دیوار را در اختیار گرفته‌اند و کالاهای نو خود را عرضه می‌کنند.

فعلا در ۴دسته‌بندی لوازم منزل، لوازم الکترونیکی، پوشاک و وسایل شخصی فعالیت می‌کنند اما قطعا در ادامه دسته‌بندی‌های دیگر هم اضافه می‌شود.

در مورد اینکه همواره به دنبال خلق ارزش بوده‌اید، صحبت کردید؛ دیوار فروشگاه‌ها هم به‌نوعی خلق ارزش بوده در دوره‌ای که بازار دچار رکود و شرایط کرونا بود که البته سمت و سوی بیزینسی ویژه‌ای به کسب‌وکار دیوار بخشیده، چون الان شما کالای نو را هم روی دیوار دارید. می‌خواهم در مورد دیوار فروشگاه‌ها بیشتر توضیح بدهید.

هدف این نبود که بخشی راه‌اندازی بشود که از کنار آن به دنبال درآمد باشیم، بلکه این بیزینس است که تصمیم می‌گیرد‌ چه سمت و سویی داشته باشد. راه‌اندازی دیوار فروشگاه‌ها هم در راستای تصمیمی بود که روند بیزینس ما ایجاب کرد.

حدودا بین ۱۵ تا ۲۰ اسفند ۹۸ بود و ما با مسئولانی از مرکز توسعه تجارت الکترونیک جلسات زیادی داشتیم و در آن جلسات رکود بازار و مشکلات شرایط کرونا مطرح می‌شد و به ما گفتند که کسب‌وکارهای آفلاین شرایط خوبی ندارند و هر کمکی می‌توانید‌ ارائه کنید. ما تقریبا هر روز جلسات آنلاینی با این دوستان داشتیم و می‌گفتیم که ما پنل مارکت‌پلیس نداریم. اما ظرفیت‌های دیوار و مشکلات و ضرر و زیانی که کسب‌وکارهای آفلاین داشتند، موجب شد که به راه‌اندازی و توسعه دیوار فروشگاه‌ها فکر کنیم و ایده آن در همان بازه زمانی ۱۵ تا ۲۰ اسفند به‌وجود آمد. چون خلأ چنین قسمتی را در دیوار احساس کردیم.

بنابراین تیمی از بچه‌های ما در تعطیلات نوروز روی این ایده کار کردند و محصول اولیه ما اوایل اردیبهشت آماده شد و بیش از ۱۳ هزار فروشگاهی که الان روی دیوار فروشگاه‌ها حضور دارند، از اردیبهشت تاکنون اضافه شده‌اند. ضمن اینکه دیوار فروشگاه‌ها فعلا فقط در تهران به کسب‌وکارها سرویس می‌دهد و به مرور به کسب‌وکارهای دیگر شهرها هم سرویس ارائه خواهیم کرد.

شما مارکت‌پلیسی ایجاد کردید برای حضور کسب‌وکارهای آفلاین. قبل از شما امثال دیجی‌کالا هم بوده و هستند و چنین خدماتی ارائه می‌کنند. شما چه مزیتی ایجاد کردید؟

یکی از مهم‌ترین مزیت‌های دیوار فروشگاه‌ها، وصل‌کردن خریدار و فروشنده به صورت مستقیم است. در سایر مارکت‌پلیس‌ها چنین امکانی وجود ندارد.

این تفاوت با سایر مارکت‌پلیس‌ها، شما را شبیه فروشگاه‌های اینستاگرامی کرده. آنجا هم خریدار و فروشنده مستقیما با هم در ارتباط هستند؛ چنین شباهتی این سیگنال را ایجاد می‌کند که احتمالا شما به فکر تارگت‌کردن این فروشگاه‌ها و گرفتن سهمی از آن بازار هستید. چون بازار بزرگ و اتفاقا احصا‌نشده‌ای در اینستاگرام وجود دارد.

بله، می‌توانم بگویم سگمنتی که دیوار فروشگاه‌ها در آن حضور دارد، چیزی شبیه اینستاگرام است. با این تفاوت که ما امنیت معامله بالایی برای خریدار و فروشنده ایجاد می‌کنیم، چون همه فروشگاه‌ها را دقیقا شناسایی و اعتبارسنجی کرده‌ایم؛ مجوز صنفی‌شان بررسی شده و… در واقع ما سعی کرده‌ایم فضایی ‌ایجاد کنیم که همه نیازهایی را که کاربران در فضای اینستاگرام و سایر پلتفرم‌های مشابه داشتند، پوشش بدهیم. ضمن اینکه مزیت‌های دیگری چون امنیت، ارتباط مستقیم بین خریدار و فروشنده و امکان مقایسه کالاها را فراهم کرده‌ایم؛ مزیتی که در اینستاگرام به شکل دیوار فروشگاه‌ها وجود ندارد.

فروشگاه‌ها باید به شما کمیسیون پرداخت کنند؟

خیر و این هم یک مزیت است. چون کمیسیون برای خریدار و فروشنده صفر است و به‌واسطه معاملات، کمیسیونی به ما پرداخت نمی‌کنند، بلکه روی آگهی‌هایی که دارند، پرداخت‌هایی به ما خواهند داشت؛ یعنی سرویس پرداخت‌ آنها همان سرویس پرداختی است که به‌واسطه آگهی‌ها باید پرداخت کنند که با عناوینی چون فوری، نردبان و… در دیوار وجود دارد.

به مزیت‌هایی که دیوار فروشگاه‌ها برای فروشگاه‌داران ایجاد کرده، اشاره کردید؛ آیا ما در آینده شما را به‌عنوان رقیبی برای کسب‌وکاری مثل دیجی‌کالا خواهیم دید؟ همین الان هم شما دسته‌های پرفروشی چون کالای الکترونیک، پوشاک و… را که اتفاقا روی مارکت‌پلیس دیجی‌کالا هم خریداران زیادی دارند، روی دیوار فروشگاه‌ها دارید.

شکل‌گیری دیوار فروشگاه‌ها به خاطر خلأ و احساس نیاز بود. حتی در شروع کار هم از کسانی که سابقه کار روی دیوار را داشتند، استفاده نکردیم؛ یعنی تمرکز‌مان روی کاربرانی بود که کاملا آفلاین بودند و هیچ اطلاعی از فروش آنلاین نداشتند. حتی طی دو سه ماه نخست، خودمان به آنها آموزش می‌دادیم که چگونه اپ را نصب کنند، آگهی بارگذاری کنند و… بنابراین تارگت ما جامعه آفلاین بود که کسانی که تاکنون تجربه خرید و فروش آنلاین نداشت. تمرکزمان را هم روی محصول‌مان گذاشتیم.

در حال حاضر هم در پرداخت و ارسال دخالتی نداریم. این دو بخش در سایر پلتفرم‌ها و مارکت‌پلیس‌ها وجود دارد. دلیل عدم‌ ورودمان هم این بود که باید کار را فازبندی می‌کردیم و محصول‌مان اوایل خردادماه لانچ شده. بنابراین خیلی زود است که به این مسئله فکر کنیم که آیا در آینده به بحث‌های لجستیک و پرداخت وارد خواهیم شد یا نه. البته این مسائل دغدغه‌های روز خودمان هم است اما الان به طور مطلق و ۱۰۰درصد نمی‌توانم به شما بگویم که مثلا ۶ماه دیگر سرویس ما شبیه دیجی‌کالا خواهد بود و ارسال و پرداخت هم خواهد داشت یا خیر.

ولی قطعا تفاوت‌هایی با دیجی‌کالا داریم و سگمنت‌هایی که آنها و ما در آن حضور داریم، تفاوت‌هایی با هم دارند. در کل حوزه آفلاین اینقدر بزرگ است و اینقدر ظرفیت‌های عظیمی دارد که اگر امثال دیجی‌کالا، دیوار و حتی صدها کسب‌وکار مشابه دیگر هم در آن حاضر باشند، باز هم کم است. کم است از این نظر که باید قدرت بزرگی وجود داشته باشد تا انقلاب تبدیل آفلاین به آنلاین به وقع بپیوندد و فرهنگ‌سازی در مورد استفاده از سرویس‌های آنلاین صورت بگیرد. به همین دلیل من این بازار را بازاری رقابتی نمی‌بینم و معتقدم جای زیادی برای کار وجود دارد.

بیشتر بخوانید: ‌گفت‌وگو با ایمان گلکار، مدیر استودیو بازی‌سازی کاریزما

البته رقابت چیز بدی نیست. در کل به نظر می‌رسد که به خاطر ظرفیت‌هایی که در دیوار دارید، احتمالا به سمت داشتن لجستیک، سرویس پرداخت و… خواهید رفت. در این مورد مفصل صحبت کردیم. کمی هم در مورد بیزینس‌مدل و پرداخت‌هایی که روی دیوار وجود دارد، صحبت کنید.

ما امکانات و آپشن‌های پرداخت روی آگهی‌ها داریم از جمله امکان فوری، نردبان، ثبت لینک وب‌سایت و… برای این امکانات باید هزینه پرداخت کنند. در دسته‌بندی‌های مختلف و حتی گاه در شهرهای مختلف این امکانات هزینه‌های متفاوتی دارد؛ به‌طور کلی ثبت آگهی روی دیوار برای کاربران شخصی همیشه رایگان بوده و خواهد بود و کاربران بیزینسی و کسب‌و‌کاری بابت استفاده کسب‌و‌کاری از دیوار و ثبت آگهی و تبلیغات‌شان از آپشن‌های پرداخت دیوار استفاده می‌کنند.

گفتید که در مجموع، دیوار بیش از ۳۵میلیون کاربر دارد. از بین این تعداد کاربر، چند درصد در طول سال، پرداخت انجام می‌دهند؟

ما نزدیک به ۷۰درصد کاربران شخصی داریم که پرداختی انجام نمی‌دهند و مابقی یعنی حدود ۳۰درصد از کاربران، کاربران بیزینسی هستند که بابت امکاناتی که طلب می‌کنند، هزینه می‌پردازند. ممکن است یک نمایشگاه‌دار بخواهد در یک روز، آگهی‌اش را مثلا ۱۰۰ بار نردبان کند و بنابراین باید ۱۰۰بار به ما پول بدهد. بنابراین پرداختی‌ها خیلی سیال است و ما بیش از ۱۸۰ دسته‌بندی روی دیوار داریم که در هر کدام کالاهای مختلفی عرضه می‌شود.

حوزه آنلاین از ظرفیت‌های زیادی جهت افزایش رفاه مردم، ایجاد قیمت رقابتی، دسترسی‌پذیری بیشتر و… برخوردار است؛ اما در همین فضا اتفاقاتی هم ممکن است رخ بدهد. کما اینکه در حوزه آفلاین هم رخ می‌دهد. اوایل سال‌۹۸، شاهد حذف قیمت‌های مربوط به خودرو و املاک از روی پلتفرم‌هایی چون دیوار بوده‌ایم؛ الان هم قیمت‌ها حذف شده. این نوع برخورد نشان می‌دهد که در ساختار دولتی و حکومتی میزان شناخت از کارکرد حوزه آنلاین بسیار اندک است. همان‌طور که با حذف قیمت این دسته‌ها از روی پلتفرم‌ها، شاهد ساماندهی قیمت مسکن و خودرو نبودیم. این اقدام دولت، به نفع چه کسانی بود؟

آمار و ارقام نشان می‌دهد که حذف قیمت‌ها، هیچ‌کسی را بهره‌مند نکرد؛ نه خریدار، نه فروشنده و نه کلاهبردار را. این تصمیم در سال‌۹۸ گرفته شد و تبعاتش را هم دیدند چون در بازه زمانی حذف قیمت‌ها، حدود ۳۰درصد افزایش قیمت داشتیم. علت‌ این افزایش هم این نبود که مثلا قیمت‌ها روی دیوار یا شیپور حذف شده بود. برخی می‌گویند شاید اگر قیمت‌ها در حوزه آنلاین هم بود، این افزایش بیشتر می‌بود.امثال دیوار و شیپور، رسالت‌شان کمک به ایجاد شفافیت در بازار است تا معاملات در پشت پرده و پنهانی و غیرشفاف نباشد. الان بیش از ۶ ماه از حذف قیمت‌ها در سال‌۹۹ می‌گذرد.

وزیری که دستور حذف قیمت‌ها در زمان وزارتش صادر شد، الان عزل شده یا بازپرسی که دستورش را داده، الان نیست. ضرر اصلی را مردم کردند. چون این مردم هستند که هزینه‌های بیشتری می‌پردازند وگرنه روی حجم معاملات یا تعداد آگهی‌های ما تاثیری نداشته و ریزشی اتفاق نیفتاده است. این تصمیم، یک تصمیم غیرکارشناسی بوده و به همه ثابت شده که گرانی خودرو یا مسکن، عوامل دیگری دارد. بنابراین حذف قیمت‌ها از پلتفرم‌های آنلاین، صرفا پاک‌کردن صورت مسئله است.

کلاهبرداری‌هایی که روی دیوار شاهدش بوده‌اید، از چه جنسی بوده؟

در طول هر روز، بیش از نیم‌میلیون آگهی در دیوار ثبت می‌شود و بین ۳۶۰ تا ۳۷۰ هزار آگهی به صورت روزانه روی دیوار منتشر می‌شود و ۳۵ میلیون کاربر روی دیوار فعالیت می‌کنند و مجموعه همه اینها، حجم وسیعی از معاملات را رقم زده است. قطعا هر پلتفرمی امکانات و مزایایی ایجاد می‌کند و البته مشکلاتی هم همیشه وجود دارد و ما هم به این مشکلات اشراف داریم. اما این حجم از معاملات اگر در فضای آفلاین هم اتفاق بیفتد، احتمال خطا و اشتباه و کلاهبرداری در آن وجود دارد.

با این حال، از ابتدا یکی از بزرگ‌ترین مشکلات در مدل بیزینسی دیوار، بحث بیعانه بوده و به‌رغم تذکراتی که ما به کاربران داده‌ایم که معامله را حضوری انجام بدهند و از صحت کالا مطمئن شوند ولی هنوز شاهد پرداخت بیعانه هستیم. از دیگر کلاهبرداری‌هایی که طی یکی دو سال اخیر با آن درگیر هستیم، بحث فیشینگ است و به نظر من یکی از ریشه‌های اصلی همه این کلاهبرداری، سیم‌کارت‌های بی‌هویت است. تا زمانی که سیم‌کارت‌های بی‌هویت وجود داشته باشد، این کلاهبرداری‌ها وجود خواهد داشت. ما قوانین درستی در این زمینه نداریم. حل این مشکل، کار سختی نیست و کافی است که مقامات تصمیم‌گیر به مدل‌هایی که کشورهای دیگر برای مبارزه با این مشکل در پیش گرفته‌اند، توجه کنند.

حالا جدا از همه تصمیم‌های غیرکارشناسی و شتاب‌زده و پاک‌کردن صورت مسئله و اتفاقا دامن‌زدن به عدم شفافیت توسط نهادهای دولتی و حکومتی، می‌خواهم این سوال را مطرح کنم که کسب‌وکاری چون دیوار با داشتن کاربران میلیونی، چه مسئولیتی در قبال مشتریان دارد؟ بالاخره کلاهبرداری در این حوزه اتفاق افتاده و ما هم قبول داریم که چه‌بسا وقتی قیمت‌ها از حوزه آنلاین برداشته شده، فضاهای پشت پرده برای افزایش قیمت‌ها بیشتر هم شده. اما حرفم متوجه خود شماست و مسئولیتی که دارید. چه راهکارهایی برای مقابله با کلاهبرداری‌ها اندیشیده‌اید؟

ما در دیوار برای مقابله با این مشکلات، تیمی را اختصاص داده‌ایم برای بررسی گزارش‌هایی که مردم روی آگهی‌ها ثبت می‌کنند و این بررسی‌ها در کمترین زمان انجام می‌شود. همچنین بابت آگهی‌های مشکوک به کلاهبردی، مردم می‌توانند با تیم کال‌سنتر ما تماس بگیرند.

همچنین در حال تلاشیم که ارتباط خریدار و فروشنده در دیوار شکل بگیرد. این مورد موجب می‌شود که ما نظارت بیشتری روی پلتفرم خودمان داشته باشیم تا کسی نتواند کاربران را از پلتفرم ما خارج کرده و به شبکه‌هایی که هیچ دسترسی به آنها وجود ندارد، ببرند و از آنها کلاهبرداری کنند.

اما مسئله این است که امن‌کردن معاملات در فضای آنلاین، تنها بر عهده دیوار یا شیپور نیست. ما بخش کوچکی از این فرایند هستیم. حکومت، اپراتور و سایر پلتفرم‌ها باید بخش‌های دیگری از این مسئولیت را بر عهده بگیرند تا این فضا، شفا‌ف‌تر و امن‌تر شود. ضمن اینکه ما همیشه تلاش زیادی کردیم برای همکاری با پلیس یا نهادهای قانونگذار و از آنها خواستیم که همکاری مشترک داشته باشیم، چون فضای مجازی در کشور ما کماکان به فرهنگ‌سازی نیاز دارد. از طرفی این فضا روزبه‌روز در حال رشد فزاینده است و ضریب نفوذ موبایل و اینترنت در کشور با سرعت عجیب و غریبی در حال رشد است ولی هنوز فرهنگ استفاده از موبایل را نداریم.

باید فرهنگ‌سازی بشود و ما می‌توانیم کمک کنیم؛ کلیپ‌های آموزشی بسازیم و آموزش‌های لازم را در اختیار مردم قرار بدهیم. من احساس می‌کنم که فضای مجازی در کشور ما به یک «سیا ساکتی» لازم دارد تا همه مشکلات مربوط به فیشینگ و… را به‌صورت تصویری به مردم آموزش بدهیم. یعنی اگر مشکل اپراتور را نمی‌توانیم حل کنیم، باید به سراغ فرهنگ‌سازی برویم. اما به نظر من عزمی برای حل این مشکلات از طرف نهادهای تصمیم‌گیر وجود ندارد.

دستور وزیر ارتباطات برای حذف شماره‌های بی‌نام هم مشکلات را حل نکرده است؟

شاید شماره‌های بی‌نام حذف شده باشند اما هنوز با شماره‌هایی مواجه هستیم که بی‌هویت‌اند. چون علاوه بر شماره موبایل، پای شماره تلفن ثابت و شماره کارت هم در میان است و بعضا شماره کارت‌های افراد معتاد یا اتباع بیگانه مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرد و پیامک‌های فیشینگ را از شماره‌های شخصی ارسال می‌کنند. اگر کسی مطمئن باشد که پیگیری می‌شود و با قانون مواجهه‌اش می‌کنند، مگر جرأت می‌کند که لینک فیشینگ برای کسی بفرستد؟

با وجود چنین مسائلی، دیوار به رشد بیشتر فکر می‌کند و سال گذشته استارتاپ آی‌هوم را به هلدینگ‌تان اضافه کردید؛ آی‌هوم در هلدینگ شما ادغام شده یا به‌طور کامل آن را خریداری کرده‌اید؟ بخش دوم سوالم این است که هدف‌تان از خریداری چنین پلتفرمی چه بوده؟

ما ۱۰۰درصد سهام آی‌هوم را خریداری کرده‌ایم. بحث تایید اطلاعات املاکی که در دیوار ثبت می‌شود، مهم‌ترین دلیل خرید آی‌هوم بود، چون نیاز داشتیم که در حوزه مسکن به اعتبارسنجی آگهی‌ها برسیم. آی‌هوم در این زمینه خوب کار کرده بود و در حذف آگهی‌های تقلبی کمک زیادی می‌توانست به ما بکند. این تیم تحت عنوان برند آی‌هوم و در زیرمجموعه هلدینگ ما فعالیت می‌کند. الان در دسته‌بندی املاک، روی عکس برخی ‌آگهی‌ها، بج تایید اطلاعات درج شده؛ یعنی اطلاعات توسط تیم آی‌هوم اعتبارسنجی و کیفیت‌سنجی شده است.

و در حوزه خودرو کارنامه را خودتان راه‌اندازی کردید.

در حوزه خودرو دو حلقه گمشده داشتیم؛ یکی بحث مربوط به اعتماد و دیگری شفافیت. بنابراین کارنامه را راه‌اندازی کردیم که این موارد را پوشش بدهد، چون همیشه هدف‌مان این بوده که سرویس بهتری ارائه بدهیم. بعضا از ظرفیت‌های کسب‌وکارهای فعلی استفاده می‌کنیم یا اینکه خودمان سرویسی راه می‌اندازیم. همکاری با کسب‌وکارهای دیگر یا در قالب خریداری ۱۰۰درصد سهام است یا در قالب سرمایه‌گذاری یا پارتنرشیپ و… شاید برای سایر دسته‌بندی‌هایی که روی دیوار داریم هم در آینده به سمت راه‌اندازی یا خریداری کسب‌وکارهایی که به ما کمک بکنند، حرکت کنیم.

می‌خواهم برگردم به آن سوالی که در مورد بحث سرمایه‌گذاری و جذب سرمایه داشتیم که البته آماری ارائه نکردید. حالا این سوال مرتبط را دارم که با توجه به اینکه بحث ورود استارتاپ‌ها به بورس مطرح است و هلدینگ شما هم جزو همین گزینه‌ها نام برده می‌شود، آیا تاکنون دیوار را ارزش‌گذاری کرده‌اید؟

در مورد ارزش‌‌گذاری که با توجه به عناصر چندگانه‌ای هم انجام می‌شود، اینکه ما چنین کاری را کرده باشیم و دقیقا به عدد خاصی رسیده باشیم، نه. ارزش‌گذاری واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که معامله صورت بگیرد. اگر ورود کسب‌وکارها به بورس شرایط خوبی داشته باشد، ما هم قصد داریم که در سال آینده، عرضه اولیه‌ای به بورس داشته باشیم و در آن زمان ارزش‌گذاری خواهیم کرد.

دیوار و شیپور را دو رقیب سنتی در این بازار می‌دانند؛ وجود چنین رقیبی چه کمکی به دیوار می‌کند؟

ما و شیپور روابط بسیار خوبی با هم داریم. این رقابت کمک زیادی به ما کرده و اگر این رقابت نبود، اینقدر رشد نمی‌کردیم چون هیچ‌گاه به ارائه سرویس بهتری فکر نمی‌کردیم. الان در بخش‌هایی آنها سرویس بهتری ارائه می‌دهند و در بخش‌های دیگری ما سرویس بهتری عرضه می‌کنیم. وجود رقیبی مثل شیپور موجب می‌شود که همیشه به فکر توسعه و ایجاد مزیت رقابتی و رشد بیشتر باشیم.

در این بازار رقبای دیگری هم دارید؟

در حوزه خودرو باما را داریم یا در حوزه مسکن، کیلید مطرح است. همچنین کسب‌وکارهای مشابه دیوار و شیپور که همه دسته‌بندی‌ها را هم داشته باشند، از گذشته بوده‌اند؛ مانند ایستگاه، نیاز روز، ایران تجارت و… که همچنان هم هستند و در حال فعالیتند. حتما همین الان هم هستند بچه‌هایی که می‌خواهند مشابه دیوار و شیپور را راه‌اندازی کنند و این اتفاق خیلی خوبی است چون به هدف غایی توسعه تجارت الکترونیک در ایران کمک می‌کند.

از ۱۰۰ تا ۵۰۰ هزار

سال‌۹۲ وارد استارتاپ دیوار شد و در بخش کوچکی از این کسب‌وکار، کارش را شروع کرد. البته هر کجای کسب‌وکار کاری از دستش برمی‌آمد، انجام می‌داد، چون اعتقاد داشت که کار مال خودش است و نسبت به کلیت کار مسئولیت دارد. همین احساس را همکارانش هم داشتند. همین دلایل به ظاهر کوچک در کنار جذب سرمایه‌های جدی و جدیت در کار، موجب شد که استارتاپ دیوار که در سال‌۹۲ روزانه ۱۰۰ تا ۱۵۰ آگهی داشت، به ۵۰۰هزار آگهی روزانه در سال‌۹۹ برسد و شرکتی بزرگ به شمار آید. الان اشکان بعد از ۳سال از ورودش به دیوار، مدیرعامل و عضو هیات مدیره این کسب‌وکار بزرگ است. در این گزارش شرحی از زندگی تحصیلی و کاری مدیرعامل دیوار و سابقه کاری‌اش قبل از دیوار ارائه کرده‌ایم.

هنوز مقطع ارشد را تمام نکرده‌ام!

اشکان آرمندهی، مدیرعامل دیوار متولد ۱۳۶۸ در شهر تهران است. مادرش اهل بروجرد، شهری واقع در استان لرستان و پدرش اهل پایتخت یعنی تهران است. کارشناس IT است و ورودی سال ۸۶ در دانشگاه آزاد واحد پرند و فارغ‌التحصیل سال ۹۲.

بعد از آن سال برای مقطع فوق‌لیسانس اقدام کرده و دانشجوی کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد تهران جنوب هم بوده اما به گفته خودش هنوز این مقطع را تمام نکرده است. می‌گوید واحدهای درسی را گذرانده‌ام اما برای پایان‌نامه و گرفتن مدرک اقدامی نکرده‌ام.

کار در کنار درس‌خواندن اشکان قرار داشته و یک سال بعد از ورود به دانشگاه یعنی در سال ۸۷، وارد بازار کار شده و در شرکت پرداخت الکترونیک بانک پاسارگاد به صورت پاره‌وقت و در بخش امداد مشتریان فعالیت کرده و این همکاری تجارب خوبی در زمینه‌های مالی و مسائل مربوط به مشتریان برایش ایجاد کرده است.

پیش پدرم کار می‌کردم

تا سال‌۸۹ در شرکت پرداخت الکترونیک بانک پاسارگاد کار کرده و در بخش‌های مختلف چون پشتیبانی پایانه‌های فروش و امداد مشتریان فعال بوده است. از ۸۹ تا ۹۱، همزمان در کسب‌وکار پدرش که تامین‌کننده نیروی انسانی بوده و در دپارتمان حقوق و دستمزد، مشغول به کار می‌شود.

در این ۲سال اطلاعات زیادی در زمینه ارتباطات، پرداخت‌ها، مالیات، بیمه و… به دست می‌آورد. به واسطه تجربه‌ای که طی ۲سال در شرکت پرداخت الکترونیک به دست آورده بود، در شرکت‌های مختلفی که به نوعی کارگزاری خدمات‌دهنده در حوزه پرداخت بودند، فعالیت کرده است.

۹۲ آمد و ۹۵ مدیرعامل شد

از سال ۹۲، به مجموعه دیوار آمده است؛ اشکان می‌گوید: قبل از آن به خاطر اینکه پسر عمویم یعنی حسام بنیانگذار کافه بازار و دیوار در سال ۸۹ بود، در جریان این دو کسب‌وکار بودم.

دیوار سال۹۱ راه‌اندازی شد. اشکان سال۹۲ به دیوار آمده و در بخش آپریشن و در واقع در قسمت کارهایی که جنس عملیات داشتند، کارش را شروع کرده است: در این زمینه کارم را با بررسی و نظارت بر آگهی‌ها شروع کردم. تیمی را تشکیل دادیم که آگهی‌های دیوار را که در آن زمان بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ عدد در روز بود، بررسی کنیم.

کم‌کم این تیم بزرگ شد و الان تیم نظارت و بررسی آگهی‌های دیوار، بیش از ۲۵۰ نفر نیروی کار دارد: آن زمان تیم دیوار به‌طور کلی تیم کوچکی بود و ما کارهای مختلف شرکت را انجام می‌دادیم و حتی کارهای مالی و حقوقی و قراردادها را هم انجام می‌دادم. البته این ماهیت استارتاپ است و افراد باید بتوانند در بخش‌های مختلف کسب‌وکار، دخیل و موثر باشند.

اشکان مزد همراهی، تلاش و اعتقاد به کار تیمی و مسئولیت‌پذیری‌اش را بعد از ۳سال می‌گیرد و از سال ۹۵ که دیوار به‌عنوان یک هویت حقوقی مستقل تحت عنوان شرکت آگه‌پردازان هوشمند که صاحب امتیاز برند دیوار است، ثبت می‌شود، او به‌عنوان مدیرعامل و عضو هیات مدیره شرکت آگه‌پردازان هوشمند انتخاب می‌شود. آنها الان کسب‌وکاری با بیش از ۹۵۰ نیروی انسانی و ۳۵ میلیون کاربر دارند.

دسته‌ها
استارتاپ و کارآفرینی

خرید از فروشگاه های اینترنتی با ارسال سراسری شیپور

به گزارش روابط عمومی شیپور، خرید امن، قابلیت تازه شیپور است که این امکان را به خریداران می دهد تا با خرید آنلاین محصول مورد نظر، با خیالی آسوده و اطمینان خاطر کامل پول را پرداخت کند.

برای نخستین بار در بازار نیازمندی های ایران صورت گرفت
خرید اینترنتی از فروشگاه‌ها با ارسال سراسری در شیپور رسما رونمایی شد
رضا اربابیان، مدیرعامل شیپور از رونمایی رسمی قابلیت “خرید امن” از هزاران فروشگاه با امکان ارسال سراسری محصول به محل مورد نظر کاربران شیپور خبر داد.
به گزارش روابط عمومی شیپور، خرید امن، قابلیت تازه شیپور است که این امکان را به خریداران می دهد تا با خرید آنلاین محصول مورد نظر، با خیالی آسوده و اطمینان خاطر کامل پول را پرداخت کند. محصول در سریع ترین زمان ممکن در محل تحویل خریدار شده و در صورت تایید پول به حساب فروشنده واریز می شود و در غیر اینصورت به حساب خریدار عودت خواهد شد.
اربابیان گفت: افتخار می کنیم برای نخستین بار حدود دو سال پیش فروشگاه های اینترنتی را در پلتفرم های تیازمندی راه اندازی کردیم و در حال حاضر هزاران فروشگاه در شیپور مشغول قعالیت هستند. امروز نیز با دارا بودن بیشترین تعداد فروشگاه های فعال برای نخستین بار، امکان خرید امن و ارسال سراسری را به منظور تسهیل خرید و فروش اینترنتی رونمایی می‌کنیم.
در این قابلیت جدید شیپور، همه کسب و کارها می توانند پس از احراز هویت با راه اندازی فروشگاه آنلاین خود ضمن معرفی خدمات و محصولاتشان به میلیون‌ها کاربر، از ویژگی خرید امن نیز بهره مند شده و در سریعترین زمان ممکن محصول خود را به دست خریدار در سراسر ایران برسانند.
اربابیان تصریح کرد: این قابلیت می‎تواند تحولی در بازار نیازمندی ها محسوب شود و خرید و فروش را برای کاربران شیپور تسهیل کند. بر اساس چنین تحولی شیپور تلاش می کند تا امنیت معامله با امکان دریافت در سریع ترین زمان ممکن را برای کاربران گارانتی کند. ۰

دسته‌ها
استارتاپ و کارآفرینی

اختتامیه‌ مسابقه‌ی ابربازی؛ ۸ استارت‌آپ ابری جدید وارد بازار فناوری ایران شد

در پایان یک داوری سخت، تلاش شش ماهه‌ی ۱۴ تیم ابربازی به مرحله‌ی آزمون رسید. انتخاب ۴ تیم برای رتبه‌های اول تا سوم، افزایش جایزه‌ی نقدی به ۵۵۰میلیون تومان از سوی بانک پاسارگاد و هلدینگ فناپ و هم‌چنین سرمایه‌گذاری ۱.۵میلیارد تومانی مجموعه‌ی شناسا و شتابدهنده‌ی تریگ‌آپ روی ۸ تیم، از دستاوردهای نخستین مسابقه‌ی تولید محصولات ابری کشور بود. به‌علاوه، محصولات این تیم‌ها که همگی با ویژگی ابرزی (Cloud Native) تولید شده‌اند، پس از تکمیل و آمادگی ورود به بازار، در بازارچه‌ی ابری آروان عرضه خواهند شد.

  • تیم‌سازی؛سخت اماشدنی

ابر آروان در بهمن سال گذشته و در سوار ابرهای ۹۸، از جمع شدن ۹۹۹ دولوپر زیر یک سقف و شرکت در یک مسابقه‌ی ابری خبر داد که از دل آن، محصولات ابری جدید وارد بازار ایران شوند و به توسعه‌ی اکوسیستم ابری کشور کمک کنند.

ثبت‌نام متقاضیان شرکت در این مسابقه از اسفند ماه آغاز شد و تا پایان فروردین ماه، بیش از ۱۴۰۰ متقاضی در حوزه‌های برنامه‌نویسی، دیجیتال مارکتینگ، طراحی و توسعه‌ی کسب‌وکار ثبت‌نام کردند. پس از مراحل ارزیابی و انجام چالش، ۲۳۳ نفر به مرحله‌ی تیم‌سازی رسیدند. مرحله‌ای که با وجود کرونا، نتوانست به‌شکل فیزیکی انجام شود و تمامی شرکت‌کنندگان به‌شکل آنلاین این مرحله را پشت سر گذاشتند. در نهایت از میان ۲۰ تیم تشکیل‌شده، ۱۴ تیم متشکل از  ۷۹ نفر از شهرهای اصفهان، بابل، بابلسر، بندرعباس، بهشهر، تهران، کرج، رامشیر، قزوین، زنجان، شاهرود، شهر قدس، شیراز، لار، کاشان، مراغه، مشهد و یزد، توانستند تا خط پایان داوری این مسیر را ادامه دهند.

  • انتخاب ایده‌های محصولات ابری متناسب با بازار ایران

یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت در تولید محصولات، انتخاب ایده‌ی متناسب با بازار بود. تیم اجرایی ابربازی آروان، روند بررسی محصولات برتر ابری در دنیا و انتخاب فهرستی از متناسب‌ترین محصولات با نیاز بازار ایران را در چهار ماه انجام داد.

در گام نخست، پس از بررسی محصولات ابری در دنیا از جمله محصولاتی از آژور، AWS، گوگل کلاد و IBM، فهرستی از ۱۳۰۰ ایده‌ی اولیه‌ آماده شد. از این تعداد ایده، به تناسب نیاز بازار ایران ۴۸ ایده‌ی نهایی انتخاب شدند که در مرحله‌ی تیم‌سازی در اختیار تیم‌ها قرار گرفت. درنهایت ۲۰ تیم روی ۱۶ ایده وارد مرحله‌ی MVP شد.

  • همراهان ابر آروان در ابربازی

در کل این مسیر ابر آروان با اعطای زیرساخت، انتخاب ایده‌ی محصولی، مربی‌گری و جذب اسپانسر و سرمایه‌گذار این تیم‌ها را همراهی کرد؛ و البته جدا از حامیان مالی و سرمایه‌گذاری این رویداد، استارت‌آپ‌های به‌نامی را همراه خود داشت:‌

  • کاربوم؛ همراه برای تست‌های شخصیت‌شناسی و آشنایی تیم‌ها
  • فرادرس؛ تامین محتواهای تخصصی آموزشی
  • رهنماکالج؛ تسهیل فرآیندهای ارزیابی و تیم‌سازی
  • کوئرا؛ بستر ارزیابی و حل چالش‌ها
  • پادیوم؛ خریداری API تیم‌های ابربازی به‌مدت یک‌سال و تا سقف ۵۰ میلیون تومان

پایان قصه؛تیم‌هاومحصولات باکیفیت وداوری‌های سخت

  • افزایش تیم‌های منتخب به چهار تیم و افزایش جوایز نقدی به۵۵۰ میلیون تومان

قرار بود در پایان داوری مسابقه‌ی ابربازی به سه تیم برتر در مجموع ۵۰۰میلیون تومان جایزه‌ی نقدی داده شود؛ اما کیفیت محصولات ارایه‌شده در این مرحله، کار داوری را در انتخاب سه تیم برتر دشوار کرد.

درنهایت تیم داوری ابربازی تصمیم گرفت به‌جای سه تیم، چهار تیم را برای دریافت جایزه‌ی نقدی انتخاب کند؛ هم‌چنین با توجه به انتخاب دو تیم در جایگاه دوم، رقم کل جوایز نقدی، از سوی بانک پاسارگاد و هلدینگ فناپ، به ۵۵۰‌میلیون تومان افزایش یافت.

برندگان جوایز نقدی مسابقه‌ ی ابربازی:

  • تیمنخست؛اسپکسا (ابزار مدیریت و به اشتراک‌گذاری محتوا): دریافت۳۰۰میلیونتومان
  • تیمدوم/۱؛پاستا (دستیار توسعه‌ی پروژه روی سرویس PaaS): دریافت۱۰۰میلیونتومان
  • تیمدوم/۲؛ آرکپچا (ابزار جلوگیری از درخواست ربات‌ها برای حفظ امنیت): دریافت۱۰۰میلیونتومان
  • تیمسوم؛کلادیتور (مجازی‌سازی یک دسکتاپ برای بهره‌وری و امنیت بالاتر): دریافت۵۰میلیونتومان
  • ۱.۵میلیاردجذب سرمایه برای ۸تیم

هدف از مسابقه‌ی ابربازی تنها شرکت تیم‌ها و برنده شدن جوایز نقدی نبود و از همان ابتدا با تفاهم میان ابر آروان و شناسا، بنا بود حداکثر ۱۰ تیم از تیم‌های شرکت‌کننده در رویداد برای سرمایه‌گذاری و شتابدهی انتخاب شوند.

در پایان داوری مسابقه‌ی ابربازی مجموعه‌ی شناسا و تریگ‌آپ هشت تیم را که در حوزه‌های مدیریت محتوا و دیجیتال مارکتینگ، اینترنت اشیا، ذخیره‌سازی اطلاعات و پلتفرم‌های ابری محصول تولید کرده‌ بودند، برای ورود به مرحله‌ی سرمایه‌گذاری و شتابدهی انتخاب کردند.

تیم‌های منتخب جذب سرمایه و شتابدهی:

  • تیم اسپکسا(Spexa)ابزار مدیریت و به اشتراک‌گذاری محتوا  (Content Collaboration Software)
  • تیم پاستا(PaaSTa) دستیار توسعه‌ پروژه روی سرویس پلتفرم ابری (Platform as a Service Software)
  • تیم آرکپچا(AR-Captcha) ابزار جلوگیری از درخواست ربات‌ها برای حفظ امنیت (Image Recognition Software)
  • تیم کلادیتور(Clouduter) مجازی‌سازی یک دسکتاپ برای بهره‌وری و امنیت بالاتر (Desktop as a Service)
  • تیم پسینو(PaaSino) دستیار توسعه‌ پروژه روی سرویس پلتفرم ابری (Platform as a Service Software)
  • تیم گوبین(Goobin)نرم‌افزار برگزاری کنفرانس آنلاین (Video Conferencing Software)
  • تیم کاسب(Kaseb)ابزار تحلیل محتوایی و دیجیتالی وب‌سایت (Content & Digital Analytics Software)
  • تیم جیرک(Jirak) پلتفرم نرم‌افزاری اینترنت اشیا (IoT Platform)

حمایت ابر آروان از همه ‌یتیم‌ها ادامه دارد

سایر تیم‌ها که در مرحله‌ی داوری موفق به دریافت جایزه‌ی نقدی و جذب سرمایه نشدند، هم‌چنان با حمایت ابر آروان می‌توانند به تکمیل محصول خود بپردازند. در این مرحله خواهند توانست محصول‌شان را در بازارچه‌ی ابر آروان عرضه کنند و از سوی ابر آروان به مجموعه‌های شتابدهی معرفی خواهند شد.

سایر تیم‌های ابربازی:

  • تیم سی‌ویفلو(CVFlow) تسهیل‌گر فرآیند جذب و استخدام (Applicant Tracking System)
  • تیم هلپکس (Helpex) نرم‌افزار پشتیبانی و تیکتینگ (Help Desk Software)
  • تیم ورکفولیو (Workfolio) سامانه‌ی مدیریت منابع انسانی (HR Management Suites Software)
  • تیم فوریو (FourU) نرم‌افزار تست محصولات توسط کاربران واقعی (User Research Software)
  • تیم ویدت (Videt) سامانه‌ی مدیریت محتوای ویدیویی (Video CMS)
  • تیم باهم (Baham) نرم‌افزار برگزاری کنفرانس آنلاین (Video Conferencing Software)

روند داوری ابربازی

کیفیت محصولات ارائه شده، تیم‌سازی خوب و انگیزه‌ی بالای تیم‌های منتخب از ویژگی‌هایی بود که به گفته‌ی داوران، انتخاب تیم‌های برتر و تیم‌هایی که مشمول سرمایه‌گذاری می‌شوند را برای آنان، دشوار کرد. حاصل ۱۶ ساعت ارزیابی ارایه‌ی تیم‌ها و محصولات و ۲ ساعت هم‌فکری داوران درنهایت منجر به انتخاب تیم‌های برتر شد.

هییت‌داوران نخستین دوره‌ی مسابقه‌ی ابربازی متشکل از همراهان زیر بود:

  • سعیداحمدی‌پویا؛ مشاور ارشد توسعه کسب‌وکار و فینتک هلدینگ فناپ
  • پویا پیرحسینلو؛ ناخدای اجرایی و هم‌بنیان‌گذار ابر آروان
  • حامد ساجدی؛ مدیرعامل مجموعه‌ی شناسا
  • مهرداد حداد؛ مدیریت امور فناوری‌های نوین بانک پاسارگاد
  • نعمت‌اله کلانتری؛ مدیریت امور زیرساخت فناوری اطلاعات بانک پاسارگاد
  • محمود کریمی؛مدیرعامل شرکت فناپ‌پلاس

مراحل داوری ابربازی

  • بررسی مستندات فنی محصولات تمام تیم‌ها،‌ یک هفته پیش از روز داوری
  • تست محصولات
  • ارایه‌ی اسکایپی تمامی تیم‌ها از ویژگی‌های محصول و بازار به همراه پرسش و پاسخ داوران
  • جمع‌بندی تیم داوران
  • شیوه‌ی اعطای جوایز و ورود به مرحله‌ی سرمایه‌گذاری و شتابدهی

بنا به تصویب هییت‌داوران، ۵۰درصد از مبلغ کل جوایز نقدی، به تیم‌های منتخب داده خواهد شد و ۵۰درصد مابقی، پس از تحقق برنامه‌ی تعهد‌ شده‌ی تیم‌ها در تکمیل محصول، ورود به بازار و جذب مشتری، در پایان شش ماه، پرداخت می‌شود. چهار تیم منتخب که مشمول این برنامه هستند، موظف به تحقق دست‌کم ۷۰درصد از برنامه‌ی مورد تعهدشان (OKR) خواهند بود. این روند با این هدف تعریف شده است که تیم‌ها با جدیت مسیر اهداف تیمی و توسعه‌ی محصول را ادامه دهند.

به‌علاوه، دریافت جایزه‌ی نقدی جدا از روند جذب سرمایه و واگذاری سهام است و به‌ازای این جوایز نقدی، هیچ سهامی از هیچ‌یک از این چهار تیم دریافت نخواهد شد.

این چهار تیم، در کنار چهار تیم دیگر، از سوی شناسا و تریگ‌آپ دارای صلاحیت ورود به مرحله‌ی شتابدهی شناخته شدند و با ورود به این مرحله و رسیدن به بلوغ محصول، موفق به جذب سرمایه خواهند شد. شناسا و تریگ‌آپ برای این هشت تیم، در مجموع متعهد به سرمایه‌گذاری ۱.۵میلیارد تومانی شده است.

ابربازی؛ آغازیک مسیر

ابر آروان به‌کمک یک «مایِ جمعی» و در کنار شماری از کسب‌وکارهای معتبر فناوری در ایران، اولین مسابقه‌ی ابربازی را برگزار کرد؛ این آغاز مسیری است که بسیاری به آن خوش‌بین شده‌اند. تلاش ابر آروان و حامیان این رویداد بر آن است که کسب‌وکارهای ابری نوآور و خلاق ایجاد شده در این مسابقه، به توسعه‌ی اکوسیستم ابری ایران کمک کنند.

پایان ابربازی ۹۹، آغاز راهی نو برای این استارت‌آپ‌های ابری جدید کشور است و به‌زودی در پایان پاییز ۹۹، با آغاز ثبت‌ نام دومین رویداد ابربازی، این مسیر با همراهی دیگر علاقه‌مندان این حوزه، ادامه خواهد یافت.

دسته‌ها
استارتاپ و کارآفرینی

این دوچرخه الکتریکی آینده‌نگرانه، چرخ‌هایی کاملا توخالی و مهندسی چشم‌نواز دارد

استارتاپ Beno Technologies اخیرا از یک دوچرخه الکتریکی به نام Reevo رونمایی کرده که به صورت خاص برای مناطق شهری طراحی شده است. این دوچرخه که نتیجه سال‌ها تحقیق و توسعه است، طراحی بسیار چشمگیری دارد، خصوصا بدان خاطر که چرخ‌هایش بدون میله و توپی طراحی شده‌اند. اما ظاهر آینده نگرانه تنها نکته مهم راجع به این دوچرخه نیست و Reevo بی‌شمار جزییات دیگر دارد که آن را بیش از پیش منحصر به فرد می‌کنند.

چرخ‌های بدون توپی و میله این دوچرخه براساس تکنولوژی خود Beno Technologies طراحی شده‌اند که پتنت‌اش در مسیر دریافت‌ جوازهای لازم است. هیچ فریبی در کار نیست و این‌طور نیست که بخش میانی چرخ‌ها صرفا شفاف باشد. همه‌چیز ناشی از مهندسی محض است و بدنه دوچرخه هم هسته‌ای بسیار سبک‌وزن دارد و با رنگ مشکی مات چشم‌نوازش، حسابی دلبری می‌کند. این دوچرخه جایگاهی برای باتری قابل تعویض دارد و همینطور یک سوکت USB که می‌توانید با آن، هنگام سواری موبایل هوشمندتان را نیز شارژ کنید.

طراحی دوچرخه به گونه‌ایست که فضای لازم برای موتوری ۷۵۰ واتی را دارد. البته در اروپا، دوچرخه‌سواران باید به ۲۵۰ وات قانع باشند. به گفته سازندگانش، Reevo می‌تواند به سقف سرعت ۴۰ کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند که البته در اروپا این سقف سرعت معادل ۲۵ کیلومتر بر ساعت خواهد بود. ضمنا شارژ این دوچرخه ۳ ساعت طول می‌کشد و سپس قادر به پیمودن مسافتی معادل ۶۰ کیلومتر با آن خواهید بود.

گذشته از این‌ها، Reevo به سنسور اثر انگشت، قفل اتوماتیک و پایش مداوم از طریق جی‌پی‌اس بهره‌مند شده و بنابراین مقاومت زیادی در برابر سرقت از خود نشان می‌دهد. در جلوی دوچرخه نیز فضایی برای حمل موبایل هوشمند تعبیه شده که با استفاده از اپلیکیشن iOS یا اندروید Reevo می‌توانید از آن به عنوان یک داشبورد هوشمند استفاده کنید. سنسورهای نوری دوچرخه هم به صورت خودکار قادر به تشخیص تاریکی و روشن کردن هدلامپ‌های فوق روشن آن هستند.

دوچرخه الکتریکی Reevo هم‌اکنون در فاز جذب سرمایه عمومی در پلتفرم Indiegogo به سر می‌برد و فعلا می‌توان با قیمت ۱۹۹۹ دلار آن را سفارش داد و در ماه مارس ۲۰۲۱ تحویلش گرفت.

دسته‌ها
استارتاپ و کارآفرینی کسب و کار

استارتاپ های موفق خارجی و نکته‌هایی جذاب درباره آنها

شاید باور این حقیقت کمی سخت باشد که طی چند سال گذشته، تعداد استارتاپ های موفق خارجی که بیش از یک میلیارد دلار ارزش دارند، رشد چشم‌گیری داشته‌اند. در این میان طبقه‌ی جدیدی از استارتاپ‌ها متولد شد؛ شرکت‌هایی که ارزشی بالاتر از ۱۰ میلیارد دلار داشتند. این استارتاپ های موفق خارجی ضمن دنبال کردن تأمین مالی بیشتر و بیشتر، همیشه خصوصی باقی می‌مانند. امروز برایتان درباره پنج استارتاپ از بزرگ‌ترین استارتاپ های موفق خارجی نوشته‌ایم. استارتاپ‌ های بزرگی که بیش از ۱۰ میلیارد دلار ارزش‌گذاری شده‌اند.

اوبر

ارزش: ۶۸ میلیارد دلار

دو کارآفرین سریالی به‌نام‌های تراویس کالانیک (Travis Kalanick) و گرت کمپ (Garrett Camp) در سال ۲۰۰۹ اَپی برای گوشی‌های هوشمند ارائه دادند که می‌توانست با فشار یک دکمه، تاکسی شخصی برای افراد بگیرد. سال بعد شرکت اوبر (Uber) در شهر محل زندگی آنها، یعنی سان فرانسیسکو راه افتاد. این کاربلدهای جوان‌، پشت فرمان خودروهای لینکلن تاون کار خود، این کلان‌شهر سرشار از فناوری را با ارائه‌ی بهترین خدمات ممکن درمی‌نوردیدند.

اوبر، از بزرگترین استارتاپ های موفق خارجی

مسافران عاشق این راحتی در فراخوانی تاکسی بودند، رانندگان منبع درآمدی اضافی داشتند، اوبر هم با به جیب‌زدنِ ۲۰ درصد از هر سفر، کسب‌وکاری برای خودش راه انداخت. با شکل‌گیری مدل کسب‌وکار اوبر، این اپ شاهد رشد جهانی گسترده‌ای بود و طی پنج سال، خدماتش را به بیش از ۲۷۰ شهر در سرتاسر دنیا گسترش داد.

با موفقیت این شرکت، سروکله‌ی اپ‌های دیگری که از آن تقلید می‌کردند، همچون لیفت (Lyft) و سایدکار (Sidecar) هم پیدا شد و هم‌زمان سروصدای اعتراض صنعت تاکسیرانی و کسانی که نگران امنیت چنین سفرهایی بودند هم بلند شد. خیلی زود خدمات اوبر در نوادای ایالات متحده و همچنین در بخش‌هایی از هند، چین و تایلند ممنوع شد. در واقع آقای کالانیک (Kalanick)، مدیر عامل اوبر، با دیدگاه‌های شک‌برانگیز و روش‌های رقابتیِ بی‌رحمانه‌ای روبه‌رو شد اما سرمایه‌گذارانی که شاهد رسیدن ارزش این شرکت به ۶۸ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶ بودند، هر روز بیشتر از گذشته شیفته‌ی آن می‌شدند؛ ارزشی که فیس‌بوک را با رکورد ۵۰ میلیارد دلار برای یک استارتاپ خصوصیِ مبتنی بر سرمایه گذاری عام پشت سر گذاشته بود.

اوبر با داشتن میلیاردها دلار سرمایه، شبکه‌ی گسترده‌ای از وکلا و لابی‌گران و همین‌طور با پشتیبانی دیوید پلوف (David Plouffe)، فعال سیاسی کهنه‌کار، در تلاش است تا مسیر قانونی را هموار کند و خدماتش را با قوانین شهری منطبق سازد.

این شرکت برای مقابله با موانع قانونی و رقبای محلی، میلیاردها دلار در سرتاسر جهان هزینه می‌کند، اما بزرگ‌ترین بازار بالقوه‌ی خود، یعنی چین را از دست داد. اوبر برای مقابله با شرکت دیدی چاکسینگ هزینه‌ی فراوانی کرد، اما نتوانست از پسِ آن بربیاید و درعوض، شیوه‌ی عملیاتی خود را در تبادل سهامی به ارزش تقریبا ۲۰ میلیارد دلار به این استارتاپ محلی فروخت.

آقای کالانیک درنهایت می‌خواهد اوبر را از یک تأمین‌کننده‌ی خدمات حمل‌و‌نقل برای افراد، به تأمین‌کننده‌ی تدارکات شهری تکامل‌یافته‌ای تبدیل کند که همه‌ی افراد، کالاها و خدمات را از نقطه‌ی الف به ب برساند. این روزها این شرکت مشغول توسعه‌ی خودروهای خودران و آزمایش تحویل غذا و بار است.

دیدی چاکسینگ

دیدی چاکسینگ، از بزرگترین استارتاپ های موفق خارجی

دیدی داچ (Didi Dache) و کودی داچ (Kuaidi Dache) دو اپ بزرگ تاکسی اینترنتی در چین، در فوریه‌ی ۲۰۱۵ طی توافقنامه‌ای باهم ادغام شدند و این پایانی بر رقابت‌های شدید آنها بر سر جذب مشتری و همین‌طور ایجاد یک نقش‌آفرین غالب در این حیطه بود. این معامله، سرمایه‌گذارانی را که شامل دو رقیبِ قدیمی‌تر، یعنی هلدینگ گروه علی‌بابا (Alibaba Group Holding Ltd) و هلدینگ تنسنت (Tencent Holdings Ltd) بودند هم ادغام کرد.

شرکت جدید با نام دیدی چاکسینگ (Didi Chuxing) به چنان ابرقدرتی در اپ‌های تاکسی بدل شد که حتی بزرگ‌ترین استارتاپ دنیا در این زمینه یعنی اوبر را هم پشت سر گذاشت. در اوایل سال ۲۰۱۶، اوبر طی مبادله‌ی سهامی به‌ارزش تقریبا ۲۰ میلیارد دلار، عملیات چین خود را به دیدی فروخت. هر دوی این شرکت‌ها مبالغ هنگفتی برای اغوای رانندگان و مسافران هزینه می‌کردند و هر یک سرمایه‌های جدید را برای کشاندنِ ترافیک به خدمات خودشان افزایش می‌دادند. حالا اوبر در کنار اپل، علی‌بابا و تنسنت، بزرگ‌ترین سهامدارِ دیدی است.

دیدی به‌دنبال گسترش بازار خود فراتر از مرزهای چین است. جین لو (Jean Liu) مدیر دیدی گفته این شرکت مشغول ارزیابی بازارهای جدید است تا وارد آنها شود و چه‌بسا با شرکت‌های فراخوانی خودروی فعلی آن بازارها همکاری یا آنها را کامل کند.

تا سپتامبر ۲۰۱۶، دیدی حدود ۲۰ میلیارد دلار به‌صورت سالیانه دریافتی داشت و روزانه ۲۰ میلیون سفر را در ۴۰۰ شهر ترتیب می‌داد. دیدی هم مانند اوبر مقدار اندکی از آن دریافتی‌ها را به‌عنوان درآمد از رانندگانش دریافت می‌کند.

هم دیدی و هم کودی در سال ۲۰۱۲ تأسیس شدند و با علی‌بابا در ارتباط هستند. کودی در هانگژو تأسیس شد، همان‌جایی که علی‌بابا هم مستقر است و این غول اینترنتی نقش مهمی در گسترش این اپ ایفا کرد. کاربران کودی می‌توانستند پول تاکسی خود را با علی‌پی پرداخت کنند؛ سیستم پرداخت آنلاینی که توسط شرکت خدمات مالی وابسته به علی‌بابا اداره می‌شود.

دیدی داچ مستقر در پکن هم توسط وی چنگ (Wei Cheng) بنیان گذاشته شد؛ کسی که پیش از آن به‌مدت تقریبا هشت سال برای شرکت تجارت الکترونیک علی‌بابا کار می‌کرد. یکی از سرمایه‌گذاران بزرگِ دیدی، تنسنت؛ رقیب اصلی علی‌بابا است که کسب‌وکارهای اصلی‌اش عبارت از شبکه‌های اجتماعی و بازی‌های آنلاین هستند.

شیائومی

ارزش: ۴۶ میلیارد دلار

شیائومی، از بزرگترین استارتاپ های موفق خارجی

وقتی پای طرفداران پرشور به‌میان می‌آید، جدای از شرکت‌های اپل و گوگل، شرکت‌های فناوری اندکی هستند که بتوانند با شیائومی (Xiaomi) چین رقابت کنند. طرفداران این سازنده‌ی گوشی‌های هوشمند (که نامش در چینی به معنای «کمی برنج» است)، رنج سفر را به‌جان می‌خرند تا شاهد عرضه‌ی محصول جدید شرکت محبوب‌شان باشند. آنها در اعیاد مختلف، برای لی جون (Lei Jun)، بنیان‌گذار این شرکت هدایای دست‌ساز هم می‌فرستند!

به همین دلیل است که شیائومی تنها پس از چهار سال به بزرگ‌ترین فروشنده‌ی گوشی‌های هوشمند در چین تبدیل شد. در دسامبر سال ۲۰۱۴ و بعد از بستنِ دور تأمین مالی جدیدی به مبلغ ۱٫۱ میلیارد دلار، با ارزش ۴۶ میلیارد دلار، ارزشمندترین استارتاپ دنیا هم شد.

راز موفقیت شیائومی، ترکیب گوشی‌های هوشمند که خودشان هم دادوستد هنگفتی محسوب می‌شوند با درک درستی از شبکه‌های اجتماعی بوده است. این شرکت به‌طور مداوم گوشی‌هایی با ویژگی‌های پیشرفته عرضه کرد که با برندهای پیشروی جهانی قابل‌رقابت هستند، اما تفاوت قیمت قابل‌‌توجهی دارند. پاسخ‌گویی و به‌روزرسانی هفتگیِ رابط کاربری هم جزء دلایل معروفیت شیائومی هستند؛ به‌روزرسانی‌هایی که اغلب بر اساس پیشنهادهای مشتریان در شبکه‌های اجتماعی انجام می‌شوند.

آقای لی نقش مهمی هم در محبوبیت شیائومی بازی می‌کند، چراکه سخنران کاریزماتیکی است که برای زیبایی‌گراییِ معرفی محصولات جدید از هم‌بنیان‌گذاری فقید اپل، استیو جابز الهام گرفته است. آقای لی پیش از راه‌انداختن شیائومی، مدیر عامل کینگ‌سافت، تولیدکننده‌ی چینی نرم‌افزار و همین‌طور سرمایه گذار فرشته بود. او گروه برجسته‌ای از مدیران، ازجمله گوگلی‌های سابق را برای راه‌اندازی شیائومی دور هم جمع کرد.

این شرکت با فروش بیشتر محصولاتش به‌صورت آنلاین و بازاریابی دهان به دهان از طریق هوادارانش، هزینه‌ها را پایین نگه می‌دارد. فرمول فوق‌العاده‌ای بوده است، اما موقعی به بوته‌ی آزمایش گذاشته خواهد شد که شیائومی با رقابت سرسختانه‌تری در چین روبه‌رو شده و یا بخواهد خارج از مرزها نیز گسترش یابد. پس از چند سال رشد سه‌رقم درصدی، شیائومی برای نخستین بار در سال ۲۰۱۵ نتوانست به هدف مقدار فروشش دست یابد.

ایربی‌ان‌بی

ارزش: ۳۱ میلیارد دلار

ایربی‌ان‌بی، از بزرگترین استارتاپ های موفق خارجی

شرکت ایربی‌ان‌بی (Airbnb) که در اصل ایربد اند برکفست (AirBed & Breakfast) نامیده می‌شد، نام خود را از تشک‌های بادی‌ای گرفته که هم‌بنیان‌گذاران آن، برایان چسکی (Brian Chesky) و جو گبیا (Joe Gebbia) در اکتبر سال ۲۰۰۷ در آپارتمان خود واقع در سان‌فرانسیسکو به چند غریبه کرایه دادند تا بتوانند از پس پرداخت اجاره خانه‌شان بربیایند.

این دو نفر تصمیم گرفتند از این ایده برای راه اندازی کسب و کار استفاده کنند و این شد که سروکله‌ی سومین هم‌بنیان‌گذار، یعنی ناتان بلکارچک (Nathan Blecharczyk) هم پیدا شد تا با کمک هم، بازار آنلاینی بسازند که صاحبان خانه‌ها و آپارتمان‌هایی را که اتاق اضافی برای کرایه دارند، به مسافرانی که به‌دنبال جایگزین کم‌هزینه‌تری برای هتل می‌گردند، ارتباط دهند.

این کسب‌وکار در ابتدا اصلا توجه سرمایه‌گذاران را جلب نکرد. بنیانگذار وای کامبینیتر (Y Combinator)، پُل گراهام (Paul Graham) آن را «ایده‌ای افتضاح» نامید؛ البته او ایربی‌ان‌بی را در شتاب دهنده استارتاپ خود پذیرفت، چرا که بنیان‌گذارانش را دوست داشت.

این استارتاپ، پس از شروع آهسته‌ای که داشت، کم‌کم تبدیل به پایگاه داده‌ی آنلاین بزرگی از گزینه‌های مسکونی شد که به کاربرانش اجازه می‌داد هر چیزی را، از خانه‌های درختی در کالیفرنیا گرفته تا آسیاب بادیِ قرن هجدهمی در فرانسه، تا خانه‌های ساحلی بوهمی در ریو را کرایه کنند. بعد هم سرمایه‌گذاران پا وسط گذاشتند، بیش از ۳ میلیارد دلار سرمایه جمع شد و ارزش این استارتاپ دو هتل زنجیره‌ای بزرگ، یعنی شرکت ویندهام ورلدواید (Wyndham Worldwide Corp) و شرکت هتل‌های هایت (Hyatt Hotels Corp) را پشت سر گذاشت.

اکنون مالکین هتل‌ها جزئی از ائتلاف گروه‌هایی هستند که تلاش می‌کنند مانع گسترش این استارتاپ شوند، با این استدلال که مکان‌های اجاره‌ایِ کوتاه‌مدت نه چندان سامان‌یافته‌ی این وب‌سایت، برای امنیت عمومی خطر دارد، برهم‌زننده‌ی قوانین نواحی مسکونی هستند و مکان‌های اجاره‌ایِ بلندمدتِ مقرون‌به‌صرفه را به نابودی می‌کشاند.

اریک اشنایدرمن (Eric Schneiderman)، دادستان کل نیویورک، ادعا نمود که تقریبا سه‌چهارمِ مکان‌های اجاره‌ایِ ایربی‌ان‌بی غیرقانونی هستند و دولت هم جریمه‌ای بالغ بر ۷۵۰۰ دلار برای کسانی تعیین نمود که مکان‌های اجاره‌ای را به مدت کمتر از ۳۰ روز در مجتمع‌های ساختمانی در نیویورک تبلیغ کنند. این قانون محدودیت رشد ایربی‌ان‌بی را در یکی از بزرگترین بازارهایش با تهدید روبرو کرد.

این شرکت در نوامبر سال ۲۰۱۶ پا را از کسب‌وکار اصلی‌اش، یعنی به‌اشتراک‌گذاشتن خانه فراتر گذاشت و تورها و گشت‌وگذارهایی ارائه داد که باعث شد بیش از پیش به آژانس مسافرتی تکامل‌یافته‌ای تبدیل شود. این استارتاپ درنظر دارد کم‌کم رزرو رستوران، پرواز و کرایه‌ی اتومبیل را هم به خدماتش اضافه کند.

اسپیس‌اکس

ارزش: ۲۱ میلیارد دلار

اسپیس‌اکس، نمونه‌ای از استارتاپ های موفق خارجی

ایلان ماسک (Elon Musk)، کارآفرین سریالی، بیش از ۱۳ سال پیش، بخشی بزرگی از سرمایه‌ی شخصیِ خود را برای ایجاد شرکت فضایی جدیدی به‌خطر انداخت، اما سه موشک اولش خراب بودند، شش سال طول کشید تا بالاخره یک موشک توانست به‌موفقیت برسد و مشتریان احتمالی و مقامات کهنه‌کار این صنعت هم ناامیدانه او را ساده‌لوح خطاب کردند.

شرکت فناوری‌های اکتشاف فضایی (Space Exploration Technologies Corp) با سرمایه‌گذاران اندکش، در ابتدا فقط با چند ده کارمند کار خود را آغاز کرد. با وجود این، از همان آغاز قدرت‌های هوافضای جهانی همچون شرکت بوئینگ (Boeing Co)، شرکت لاکهید مارتین (Lockheed Martin Corp) و آریان‌اسپیس فرانسه (Arianespace) را مردانه به چالش کشید. این شرکت قول داد موشک‌ها و فضاپیماها را به‌شیوه‌ی جدیدی طراحی کرده و بسازد.

اسپیس‌اکس (SpaceX) به‌عنوان شرکتی شناخته‌شده در سرتاسر جهان، به‌دنبال توسعه‌ی جایگزین‌های ساده‌تر و کم‌هزینه‌تری است که فراوانی بیشتری نسبت‌به پرتاب‌کننده‌هایی داشته باشند که دهه‌هاست بازارهای جهانی و بخش فضاییِ دولت ایالات متحده را به خود اختصاص داده‌اند. آقای ماسک، پیشروی میلیاردر دنیای اینترنت که تجربه‌ی قبلی در پرتاب موشک هم نداشت، مدیر عامل، رئیس هیئت مدیره، حامی عمده و پشتیبان مالی اصلیِ این شرکت است. اما مهم‌ترین نقش او، مدیر ارشد فنی است. این شرکت به‌جای آنکه موتورهای موشک، سیستم‌های ناوبری و بخش‌های بزرگی از مجموعه‌های خورشیدیِ خود را از دیگران خریداری کند، همه را در داخل تولید کرده است. آقای ماسک راه دشواری را پشت سر گذاشت، مجموعه‌ی مهندسانی را به‌کار گرفت که مشتاقِ دنبال‌کردنِ مسیرهای غیرمتعارف بودند و اکنون انبوهی سفارش به‌ارزش بیش از ۳ میلیارد دلار، به‌همراه رشته‌ای از دستاوردهای تاریخی را به‌نام خود ثبت کرده است. اسپیس‌اکس اولین واحد خصوصی بود که فضاپیمایی در مدار زمین قرار داد و اولین شرکتی بود که تجهیزات مورد نیاز را به ایستگاه فضایی بین‌المللی تحویل داد. اسپیس‌اکس برای برخی لانچ‌ها تقریبا ۷۰ میلیون دلار دریافت می‌کند، یا در حقیقت حدود نصف آنچه نیروی هوایی ایالات متحده معمولا به خدمات مشترک بوئینگ و لاکهید می‌پردازد، بااین‌حال مقامات این شرکت می‌گویند به سود رسیده‌اند و چندین سال است جریان نقدی مثبتی دارند. اما آنها برای برآوردنِ انتظارات بالقوه‌ای که از این شرکت وجود دارند، با چالش‌های عظیمی هم روبه‌رو هستند. اسپیس‌اکس در حال توسعه‌ی موشک قوی‌تری است، ضمن اینکه در تلاش است تا به‌سرعت بی‌سابقه‌ی بیش از یک لانچ در ماه برسد. علاوه‌براین، روی پرتاب‌کننده‌ای کار می‌کند که قابل‌استفاده‌ی مجدد باشد و بتواند به‌صورت عمودی به زمین بازگردد.