دسته‌ها
استارتاپ و کارآفرینی

۵ نکته برای ساختن یک ذهنیت موفق در کارآفرینی

خیلی از ما انسان‌ها در ذهن خود، کارهای مختلفی برای انجام دادن و اهداف بزرگی برای رسیدن داریم. این کارها می‌‌تواند شامل راه‌اندازی یک کسب‌وکار جدید، فروش اولیه محصولات، رسیدن به درآمد بالاتر یا نوشتن یک بلاگ (Blog) باشد. به طور کلی هر هدفی در ذهن خود داشته باشید، لازم است کارهایی انجام دهید تا ذهنیت خود را در راستای هدف تقویت کرده و با اراده و تلاش به آن برسید.

فرقی نمی‌کند که یک کارآفرین تازه‌کار در مراحل اولیه کسب‌وکار خود باشید و یا کارمندی در تلاش برای رشد فردی برای کارآفرین شدن در آینده؛ در هر صورت، ساختن یک ذهنیت موفق در کارآفرینی فواید بسیاری دارد. البته ممکن است شما هنوز مدیرعامل شرکت خودتان نباشید؛ اما همواره قصد دارید که رئیس خود باشید. به عبارتی به تنهایی کنترل زندگی و شغل خود را در دست داشته باشید. در ادامه به پنج ویژگی ذهنیت کارآفرینان موفق می‌پردازیم که با آگاهی و استفاده صحیح از آن‌ها می‌توانید به اهداف خود نزدیک‌تر شوید.

۱) به توصیه‌های دیگران توجه کنید

بعضی اوقات نیاز است تا به حس درونی خود اعتماد کنید؛ اما زمان‌هایی نیز هستند که توجه به توصیه‌ها لازم و ضروری است. توجه به این توصیه‌ها در مواقع تصمیم‌گیری در شرایطی چون سرمایه‌گذاری یا انتخاب‌های کلی و مهم برای آینده خود یا کسب‌وکارتان، همواره کار عاقلانه‌ای به نظر می‌رسد. تحقیقات روی شرکت شیپ (Shyp) نشان می‌دهد که چگونه عدم توجه به توصیه‌های متخصصان در مورد پایداری مدل کسب‌وکار، باعث فروپاشی این شرکت شد. مدیرعامل وقت، کوین گیبون (Kevin Gibbon)، بعدها در یک مقاله در وبلاگ گفت:

افراد نزدیک به من و کسب‌وکارم مدام هشدار می‌دادند که تعقیب مصرف‌کنندگان استراتژی اشتباهی است؛ اما من گوش نکردم. رفته رفته به توصیه‌ها گوش دادم و آن‌ها را رعایت کردم. اما بزرگ‌ترین حسرت من این است که چرا زودتر اقدام نکردم.

علی‌رغم افزایش سرمایه بیش از ۶۲ میلیون دلار برای شرکت شیپ، درهای این شرکت در سال ۲۰۱۸ بسته شد.

۲)  خودتان را دست بالا گرفته و تبلیغ کنید

قطعاً نمی‌خواهید به یک وضعیت اجتماعی برسید که دیگران با شما صحبت نکرده و یکدیگر را از هم‌صحبت شدن با شما منع کنند؛ به این دلیل که تمام اوقات در مورد خود و کسب‌وکارتان صحبت می‌کنید. چه چیزی خسته‌کننده‌تر از یک گفتگوی یک طرفه است؟ البته این طور نخواهد شد! نگران نباشید. البته سعی کنید تا یک طرفه صحبت نکنید؛ اما همیشه برای صحبت در مورد کسب‌وکارتان آماده باشید و در زمان مناسب آن را به خوبی توضیح دهید.

همان طور که بریتنی هنسی (Brittany Hennessy)، نویسنده کتاب پرفروش اینفلوئنسر (Influencer)، می‌گوید:

اگر داستان خود را نگویید، شخص دیگری آن را برای شما می‌گوید.

۳) از نقاط قوت خود بهره بگیرید

کارآفرینان می‌دانند که آن‌ها نمی‌توانند هر کاری را انجام دهندو نباید همه کارها را نیز انجام دهند. این افراد دو دلیل اصلی دارند. اولین دلیل این است که در طول روز زمان کافی برای انجام همه کارها وجود ندارد. دوم اینکه همه ما در برخی از کارها از دیگران بهتر هستیم.

واقعیت این است که اگر شما در علم ریاضی واقعاً توانا نیستید، پس مسئولیتی در قبال امور مالی ندارید. یک برنامه حسابداری که زیاد گران قیمت نباشد را تهیه کرده و آن را به دیگران بسپارید. حقوق و دستمزد، اظهارنامه مالیاتی یا پیش‌بینی جریان نقدینگی چیزی نیستند که بخواهید یاد بگیرید یا روی آن کار کنید. برای اینکه بهتر بتوانید روی نقاط قوت خود تمرکز کنید، پیشنهاد می‌شود این مقاله را بخوانید.

۴) شبکه ارتباطی خود را بسازید

پیش از هر چیز، شما باید هر گونه بی‌میلی و کج‌خلقی را کنار بگذارید. هر کارآفرین موفقی می‌داند که در طی مسیر کارآفرینی تنهاست؛ اما این را هم می‌داند که هیچ کاری به تنهایی انجام نمی‌شود. توانایی شما برای راه‌اندازی یا توسعه یک محصول یا خدمت، ایجاد حرکت در بازار، استخدام تیم یا بازخوردهای کلیدی و مهم از متخصصان، همه و همه تا حد زیادی به گستردگی شبکه ارتباطی شما مربوط می‌شود.

ساخت شبکه ارتباطی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ اما تلاش‌های بی هدف برای ایجاد ارتباط با افراد مختلف سودی ندارد. به قول معروف، مهم کیفیت عمل است نه کمیت آن. البته ایجاد شبکه ارتباطی برای بسیاری از افراد ناخوش‌آیند و دلهره‌آور است. برای اینکه بتوانید ذهنیت کارآفرینی خود را تقویت کنید، کافی است دو کار زیر را انجام دهید.

  • هر شنبه، سه نفر از شبکه ارتباطی خود را که می‌دانید از هر گونه صحبت کردن با آن‌ها (مانند صحبت در کنار خوردن نهار یا طی یک تماس تلفنی کوچک) سود می‌برید، انتخاب کنید. ممکن است مدتی گذشته باشد که از برخی از این افراد خبر نداشته باشید. با ارسال یک پیامک یا ایمیل و یا هر چیز دیگری مجدداً رابطه خود را برقرار کنید. همین حالا می‌توانید با ارسال یک پیام کوتاه این کار را انجام دهید. این کار کمتر از ده دقیقه طول خواهد کشید.
  • هر چهارشنبه، دو نفر از خارج شبکه ارتباطی خود را که به طور حرفه‌ای تحسین کرده یا واقعاً دوست دارید که با آن‌ها رابطه داشته باشید، انتخاب کنید. البته این علاقه به معنای رابطه عاشقانه نیست. همچنین به این معنا نیست که لزوماً بهترین دوست‌های یکدیگر شوید. این به معنای پیدا کردن رهبرانی است که در زمینه کاری شما فعالیت کرده و دوست دارید آن‌ها را در حلقه همکاری خود داشته باشید.

به عنوان مثال، اگر می‌خواهید یک وبلاگ راه‌اندازی کنید یا کتاب بنویسید، فکر کنید که چه کسی دقیقاً همین کار را انجام داده است؟ این لیست به اندازه تصورات شما بی‌پایان خواهد بود. بنابراین تعجب خواهید کرد که ارتباط با افراد تأثیرگذار چقدر می‌تواند آسان باشد. به طور کلی خیلی از مردم حتی زحمت امتحان چنین کاری را هم به خود نمی‌دهند.

۵) یک هدف برای خود تعیین کنید

بله، فقط یک هدف تعیین کنید. برنامه‌های زندگی پنج ساله را فراموش کنید. اگر در ابتدا هدف خیلی بزرگی انتخاب کنید، بعداً کار بسیار سختی دارید و رفته رفته دلسرد می‌شوید. در عوض از خود بپرسید: تنها چیزی که دوست دارید در نود روز آینده به آن برسید چیست؟ فقط یکی! سپس لیستی از تمام مواردی را که برای پشتیبانی از آن هدف نیاز دارید را ایجاد کنید. یکی از آن‌ها را انتخاب کرده و از امروز شروع کنید. مهم نیست که چقدر کوچک باشد، هنر ساده شروع کردن به خودی خود این قدرت را دارد که شما را به جلو سوق دهد.

سخن پایانی

زیبایی ذهنیت موفق در کارآفرینی به این است که نیازی به آموزش رسمی یا روش یادگیری خیلی خاصی ندارد. تمام مواردی که گفته شد، در واقع شیوه به کار بردن استعدادهای ذاتی است که همه ما در اختیار داریم و نیاز است کمی نظم را چاشنی آن کنیم. بنابراین صرف نظر از اینکه در چه مرحله‌ای هستید یا چه رویایی دارید، رئیس شما هستید و مانع اصلی مسیر، خود شمایید. باقی مسئله فقط بازی‌های ذهنی هستند.

دسته‌ها
استارتاپ و کارآفرینی

مصاحبه با اشکان آرمندهی، مدیرعامل دیوار

بدون سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیر، امکان بقا نداشتیم

اشکان آرمندهی، مدیرعامل دیوار می‌گوید از همان آغاز کار می‌دانستند که می‌خواهند به ۳۰ میلیون کاربر برسند و به امید ۳۰میلیون کاربر، دیوار را راه‌اندازی کردند. با توجه به حوزه‌ای که دیوار در آن فعالیت می‌کند یعنی نیازمندی‌ها، از ابتدا بازار بزرگی برای آن تصور می‌کردند. او می‌گوید: الان هم متوقف نشده‌ایم و هر روز باید بخش‌های مختلف دیوار را بهبود بدهیم و پیش برویم؛ یعنی دیوار بزرگ‌تر هم خواهد شد.

«برای اینکه انقلاب تبدیل حوزه آفلاین به آنلاین به وقوع بپیوندد، حتی وجود صدها کسب‌وکار مانند دیوار، شیپور، دیجی‌کالا و… هم کم است.»
اشکان آرمندهی، مدیرعامل دیوار با بیان این جمله از ظرفیت‌های بزرگ بازار آنلاین می‌گوید و اینکه جا برای همه هست و نیازی به رقابت ناسالم وجود ندارد. آرمندهی در این گفت‌وگو بارها و بارها نام رقیب دیرینه‌شان یعنی شیپور را در کنار نام دیوار خودش به زبان می‌آورد که نشانه مثبت و زیبایی است و تاکید می‌کند که این رقابت کمک زیادی به ما کرده و اگر این رقابت نبود، اینقدر رشد نمی‌کردیم، چون هیچ‌گاه به ارائه سرویس بهتری فکر نمی‌کردیم.

دیوار، کسب‌وکاری است که الان بیش از ۳۵میلیون کاربر و نزدیک به ۵۰۰‌هزار کسب‌وکار روی آن حضور دارند و روزانه تا نیم میلیون آگهی روی دیوار ثبت می‌شود.

مدیرعامل دیوار می‌گوید وقتی سال ۹۲ به این کسب‌وکار آمده است، روزانه بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ آگهی داشته‌اند و الان با نیم‌میلیون آگهی در روز مواجه هستند.

راز چنین رشدی را مدیرعامل دیوار در این می‌داند که همه اعضای تیم، کسب‌وکار را مال خودشان می‌دانند و سهامدار آن هستند. ضمن اینکه تاکید می‌کند که تا سال‌۹۶، درآمدهای‌شان کفاف هزینه‌های‌شان را نمی‌داده و اگر سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیری در کنارشان حضور نداشتند که به جای اینکه‌ در حوزه‌هایی چون ساخت‌وساز، طلا و دلار سرمایه‌گذاری کنند، سرمایه‌شان را به حوزه الکترونیک بیاورند، امکان بقا وجود نداشت و حتی اکوسیستم استارتاپی ایران بدون چنین سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیری شکل نمی‌گرفت. شکست دیوار افغانستان، تعطیلی محصول «رسید» و سایر مشکلات کسب‌وکار از جمله مواردی است که آرمندهی با اشاره به آنها می‌گوید که سرمایه‌گذاران پای شکست‌های مجموعه هم ایستاده‌اند.

بخش دیگری از صحبت ما با مدیرعامل دیوار در مورد کلاهبرداری‌ها روی این پلتفرم و پلتفرم‌های مشابه و حذف قیمت‌ها، راهکارهای آنها برای مقابله با کلاهبرداری‌ها، نقش دولت و اپراتورها و مسئولیت‌ بخش‌های مختلف بوده است. همچنین صحبت از توسعه بازار و دلایل خرید آی‌هوم، راه‌اندازی دیوار فروشگاه‌ها، آینده این بخش و اینکه آیا قرار است شاهد دیجی‌کالای دیگری باشیم یا خیر، گرفتن سهم از بازار کسب‌وکارهای اینستاگرامی، ایجاد مزیت‌های مختلف و تفاوت‌های دیوار فروشگاه‌ها با سایر مارکت‌پلیس‌ها، همه آمار و ارقامی که تاکنون روی دیوار ایجاد شده و… از دیگر بخش‌های گفت‌وگوی «شنبه» با مدیرعامل دیوار بوده که در ادامه می‌خوانید.

شروع کارتان در دیوار در سال‌۹۲ بوده و به‌عنوان ناظر بخش آگهی‌هایی که در آن زمان تا ۱۵۰ عدد بود، به این کسب‌وکار آمدید؛ چه روندی در این کسب‌وکار وجود داشته که از ۱۵۰ آگهی روزانه در سال‌۹۲ به بیش از ۵۰۰ هزار آگهی روزانه در سال ۹۹ رسیده‌اید؟

نخستین نکته به نظرم این بوده که ما هر کاری بتوانیم برای پیشبرد کار انجام می‌دهیم؛ یعنی به این صورت نیست که اگر در بخشی، مسئله وجود دارد، من بگویم به من ربطی ندارد. ما خودمان را یک کل می‌بینیم. ضمن اینکه سلسله مراتب‌های خشک و سفت و سخت هم در دیوار نداریم. یکی از مهم‌ترین مسائلی که موجب رشد و پیشرفت دیوار شد، این بود که همه خودشان را نسبت به کارهای مختلف کسب‌وکار مسئول می‌دانستند و هنوز هم می‌دانند.

در واقع همه کسب‌وکار را مال خودشان تلقی می‌کردند؛ یعنی این تفکر سنتی که عده‌ای رئیس هستند و عده‌ای کارمند، در کسب‌وکارهای مجموعه هزاردستان وجود ندارد. همچنین ظاهرا ما نخستین مجموعه‌ای هستیم که همه افراد دارای سهام هستند. این سهام امکان‌ آزادشدن و تبدیل‌شدن به پول را دارد. در قراردادهای اولیه این انتخاب وجود دارد که افراد بخشی از حقوق خود را به شکل دریافت سهام هلدینگ هزاردستان در اختیار بگیرند.

بچه‌ها فارغ از اینکه چه جایگاه و موقعیت شغلی دارند، خودشان را نسبت به همه مسائل مسئول می‌دانند. ما تیم‌های مختلفی را در شرکت داریم و این تیم‌ها هر کدام مسئول یک قسمت از دیوار هستند و خود این بچه‌ها تعیین‌کننده و تعریف‌کننده فیچرها هستند. به‌عنوان نمونه، دیوار فروشگاه‌ها نمونه‌ای بود که اصلا دیوار برای راه‌اندازی آن اقدام نکرد بلکه در آن بازه زمانی، پرسنل و بچه‌های دیوار احساس کردند که با شرایط کرونا، باید اثرگذاری داشته باشند و مسئولیتی را در جامعه نسبت به مردم و صاحبان کسب‌وکارها بر عهده بگیریم.

تیم دیوار الان چند‌نفره است؟

دیوار در حال حاضر بیش از ۹۵۰ نفر پرسنل دارد که متشکل از تیم‌های فنی و غیرفنی است.

یک تصور وجود دارد که دیوار در ابتدا یک کار جانبی برای بنیانگذار کافه‌‌بازار بوده و شاید تصوری از کسب‌وکاری که امروز می‌بینیم، نداشتند؛ این تصور چقدر درست است؟ فکر می‌کردید یا برنامه‌ای داشتید که دیوار را تا این اندازه بزرگ کنید که به لحاظ ارزشی حتی از کافه‌بازار هم جلوتر برود؟

مستندات و تصاویر مربوط به تیم سه چهار نفره‌ای که دیوار را راه‌اندازی کردند، موجود است. آنها روی کاغذ آورده بودند که می‌خواهند به ۳۰میلیون کاربر برسند. اینها مستند است و به امید ۳۰میلیون کاربر، دیوار را راه‌اندازی کردند. با توجه به حوزه‌ای که دیوار در آن فعالیت می‌کند یعنی حوزه نیازمندی‌ها، از ابتدا بازار بزرگی برای آن تصور می‌کردیم. الان هم متوقف نشده‌ایم و هر روز باید بخش‌های مختلف دیوار را بهبود بدهیم و پیش برویم؛ یعنی دیوار بزرگ‌تر هم خواهد شد.

در مجموعه شما شاهد تقسیم مدیریت هستیم؛ یعنی بنیانگذار اولیه این کسب‌وکارها اصراری ندارد که کماکان مدیر همه این کسب‌وکارها باشد‌ بلکه راه را برای رشد دیگران هم باز گذاشته است. مثلا خودتان به‌عنوان بررسی‌کننده و ناظر بخش آگهی‌ها به دیوار آمدید. به لحاظ فرهنگ سازمانی چه وضعیتی در آن مجموعه وجود دارد که افراد می‌توانند رشد کنند و بعد از چند سال مثل خود شما به رأس هرم کسب‌وکاری مثل دیوار و سمت مدیرعاملی برسند؟

مجموعه ما، یک مجموعه باز و فلت است. وقتی وارد شرکت ما می‌شوید، میز و جایگاه مدیر و مدیران با سایر پرسنل هیچ فرقی ندارد. اگر کسی به دفتر ما بیاید، پیداکردن دفتر یا میز مدیران ارشد برای او کار سختی خواهد بود، چون همه ما خودمان را به یک اندازه در پیشبرد اهداف کسب‌وکارمان دخیل می‌دانیم. رشد فردی دقیقا در مورد خود من مصداق داشته است. من در ابتدا به یک بخش از کسب‌وکار وارد شدم و تعداد آگهی‌های روزانه دیوار در آن زمان بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ عدد آگهی بود. الان آن بخش کوچک به نیم‌میلیون آگهی روزانه رسیده و این اتفاق یک‌شبه رخ نداده است.

به‌عنوان انتقال تجربه باید اشاره کنم که سال‌های ۹۳ و ۹۴، اوج زمان رشد دیوار بود. رشد به اندازه‌ای بود که برنامه‌ریزی‌ها را هم مختل می‌کرد. گاه هر هفته بین ۱۰ تا ۱۵هزار آگهی اضافه می‌شد و هرگونه برنامه‌ریزی برای تخصیص نیروی انسانی و پیشبرد کار را با مشکل مواجه می‌کرد. به خاطر دارم که در اردیبهشت ماه سال‌۹۴، به علت فشار کار، یک هفته در بیمارستان بستری شدم! تحمل این فشار و ادامه‌دادن در این مسیر، دقیقا به خاطر اهمیتی است که در مجموعه ما برای تلاش آدم‌ها قائل هستند.

خود من از یک بخش کوچک در دیوار شروع کردم و در بخش‌های دیگر هم اثرگذاری داشتم و هر کمکی از دستم برمی‌آمد، برای رشد کسب‌وکار انجام می‌دادم. سایر افراد تیم هم همین روحیه را دارند. افرادی که الان نیروی سینیور دیوار به‌شمار می‌روند، همگی زمانی وارد شرکت شده‌اند که فضای رشد و آموزش برای‌شان فراهم شده و طی زمان و با عملکرد مناسب خودشان توانسته‌اند به رده‌های بالاتر بیایند.

ما هنوز هم به افراد مختلفی نیاز داریم که در ورتیکال‌های مختلف دیوار مانند املاک، خودرو، دیوار فروشگاه‌ها و… به ما اضافه بشوند. فضای رشد هم برای همه آنها مهیاست. در واقع در مجموعه ما تا حدود زیادی همه چیز به خود افراد بستگی دارد و آنها هستند که تصمیم می‌گیرند رشد کنند و از فضایی که در اختیارشان قرار گرفته است، به بهترین شکل ممکن استفاده کنند. ما در دیوار از مدل داشتن چندین مدیرعامل استفاده می‌کنیم، چون حجم کارها بسیار بالاست و هر بخش دغدغه‌ها و چالش‌های ویژه‌ خود را دارد و نیاز به مدیریت تخصصی دارد.

جالب است این نکته را هم به شما بگویم که یک زمانی میانگین سنی بچه‌های تیم ما بین ۲۳ تا ۲۴ سال بود. ما زمینه کاری را برای افراد آماده می‌کنیم، ارزیابی عملکرد داریم و رویه‌های کاری بچه‌ها ارزیابی می‌شود و افرادی که پتانسیل رشد داشته باشند، هم امکان رشد افقی برای‌شان فراهم است و هم رشد عمودی. همان‌طور که اشاره کردم، مدیران دیوار یا مدیران هلدینگ هزاردستان افرادی هستند که زمانی وارد این کسب‌وکارها شده‌اند، رشد کرده‌اند و در موقعیت‌های بهتری قرار گرفته‌‌اند و ارزش‌های بهتری خلق کرده‌اند.

مجموعه شما از ترکیب سهامداری و سرمایه‌گذاری ویژه‌ای بهره می‌برد؛ از صندوق‌های سرمایه‌گذاری رهنما و سرآوا گرفته تا سرمایه‌گذار خارجی شما. به نظر می‌رسد که این ترکیب سهامداری، نه‌تنها به لحاظ مالی بلکه به لحاظ دانشی و پیشبرد کار نیز کمک زیادی به شما کرده؛ خود شما بگویید که از این جذب سرمایه علاوه بر بحث‌های مالی، چه فواید دیگری نصیب‌تان شده است؟

هر شرکتی برای ادامه‌دادن و بقا و گرفتن سهم بازار، باید پول داشته باشد. پس نکته اول جذب سرمایه، بحث بقا و رشد در بازار است. مثلا دیوار تا سال‌۹۶، درآمدهایش جواب هزینه‌هایش را هم نمی‌داد.

اگر سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیری در کنار ما حضور نداشتند که بخواهند به جای اینکه‌ در حوزه‌هایی چون ساخت‌وساز، طلا و دلار سرمایه‌گذاری کنند، سرمایه‌شان را به حوزه الکترونیک بیاورند، امکان بقا وجود نداشت و حتی اکوسیستم استارتاپی ایران بدون چنین سرمایه‌گذاران ریسک‌پذیری شکل نمی‌گرفت. همچنین بدون چنین سرمایه‌هایی، در حوزه تجارت الکترونیک حرفی برای گفتن نداشتیم و هیچ کدام از مردم ایران نمی‌توانستند از مزایای اقتصاد دیجیتال بهره‌مند شوند.

ارزش‌های افزوده‌ای که سهامداران برای ما ایجاد کرده‌اند، علاوه بر مسائل مالی، داشتن ماین‌ست یا نگرش یکسان و نزدیک به هم بوده که گسترش، اثربخشی و حرکت رو به جلو و خلق یک محصول ویژه و کارآمد از مهم‌ترین پیامدهای داشتن این نگرش مشترک بوده است. گاه بنگاه‌های تجاری صرفا جهت درآمدزایی ایجاد می‌شوند. در مجموعه ما هم درآمدزایی مد‌نظر است اما انجام کار اثربخش از مهم‌ترین موضوعات است. خلق ارزش ویژه و کمک‌کردن به بهبود روندهای زندگی مردم از دیگر موارد مهم در مسیر کسب‌وکار ما بوده است.

بیشتر بخوانید: گفت‌وگو هفته نامه شنبه با تیم مدیریت عملکرد دیجی‌کالا

اشاره کردید که تا سال‌۹۶ درآمدتان کفاف هزینه‌های شما را هم نمی‌داده و سرمایه‌گذار در کنار شما ایستاده. نکته دیگری که در مجموعه شما وجود داشته، بحث شکست‌ها هم هست. مثلا دیوار افغانستان شکستی بوده که تیم‌تان با آن مواجه شد و قطعا هزینه‌های بالایی را هم متوجه کسب‌وکارتان کرد. می‌توانیم نتیجه بگیریم که سرمایه‌گذار خطرپذیر به نوعی باید پای ریسک‌کردن و شکست‌های تیم‌ها هم بایستد؟

ما خیلی جاها به نتیجه نرسیدیم نه تنها در دیوار، بلکه در کل هلدینگ. مثلا محصول «رسید» هم موفق نبود و تعطیلش کردیم. اما حتی در این شکست‌ها هم سهامداران و هیات مدیره با ما همراه بودند. آنها دودوتا چهارتا نکردند؛ یعنی رفتارشان به این صورت نیست که اگر ایده‌ای را به آنها ارائه کنیم، بگویند این ایده چند؟ بلکه روی خلق ارزشی که این ایده ایجاد می‌کند، سرویسی که به مردم می‌دهد و خلأیی که پر می‌کند، حرف می‌زنیم. ضمن اینکه در این مسیر، علاوه بر سهامداران و سرمایه‌گذاران، این مردم بودند که ما را پذیرفتند تا امروز دیوار به بیش از ۳۵ میلیون کاربر برسد.

کسب‌وکاری مثل دیوار که از سال‌۹۱ شروع شده و به آمارهای کنونی رسیده، چه میزان جذب سرمایه‌ داشته؟ یعنی چقدر برای چنین کسب‌وکاری هزینه شده است؟

من آمارهای زیادی به شما خواهم داد اما اجازه بدهید در مورد آمارهای مالی صحبتی نکنم. ضمن اینکه حقیقتا الان رقم دقیق جذب سرمایه را به خاطر ندارم. اما باز هم تکرار می‌کنم که اگر سرمایه‌ها نبودند، ما الان در نقطه کنونی قرار نداشتیم. ما هر کاری می‌کنیم برای خلق ارزش و اثرگذاری است. مثل راه‌اندازی دیوار فروشگاه‌ها. البته هر خلق ارزشی در نهایت درآمدزایی و پول را به دنبال خواهد داشت.

تا اینجای گفت‌وگو در مورد فرهنگ‌ سازمانی مجموعه شما، ترکیب سهامداری و سرمایه‌گذاری و… صحبت کردیم. می‌خواهم برگردیم به ابتدای کار دیوار. ایده این کسب‌وکار از کجا آمد؟

ایده اصلی دیوار را حسام آرمندهی در سال‌۸۹ که برای ادامه تحصیل به سوئد رفته بود، خرید و فروش از سایتی مشابه سایت دیوار را در کشور سوئد تجربه می‌کند. فکر می‌کنم یک دستگاه تبلت را معامله کرده بود. بنابراین جرقه شکل‌گیری دیوار در آنجا در ذهنش شکل می‌گیرد. این ایده همیشه همراه حسام بود و ما در موردش زیاد صحبت می‌کردیم. مارکت‌ ریسرچ می‌کردیم و طی دو سه سالی که تا راه‌اندازی دیوار زمان برد، در حال جمع‌آوری اطلاعات بودیم که در کشورهای دیگر چگونه چنین نیازی برآورده می‌شود و کسب‌وکارهای اینچنینی چگونه کار می‌کنند.

سعی ما این بود که آن نیاز را در ایران بومی‌سازی کنیم. وقتی هم که دیوار کارش را شروع کرد، همشهری وجود داشت و سایت‌های ثبت‌ آگهی هم وجود داشتند اما اغلب به صورت b2b عمل می‌کردند و سرویس زیادی به کاستومر ارائه نمی‌کردند. هدف اصلی دیوار این بود که خریدار را به فروشنده بدون واسطه وصل کند و همچنان هم هدف‌مان همین است. با تجربه‌ای که از کافه‌بازار به دست آورده بودیم که در سال‌۸۹ و طی ۶ماه کافه‌بازار ۱۰۰هزار نصب گرفت، به ایده دیوار خیلی جدی‌تر فکر کردیم و دیوار در سال‌۹۱ متولد شد.

گردش مالی سالانه بازار دست‌دوم در اقتصاد ایران چقدر است؟

طبق گزارشی که در سال ۹۷ تهیه و منتشر کردیم، کل حجم بازار خرده‌فروشی کالای دست دوم در ایران، بیش از ۹میلیارد دلار در سال است.

از این میزان، چقدر آنلاین شده است؟

آمار دقیقی حداقل تاکنون من ندیده‌ام که از حجم بازار آنلاین دست‌دوم یا نیازمندی‌ها ارائه شده باشد، اما کل بازار آنلاین از همه معاملات تاکنون کمتر از ۱۰درصد است. ضمن اینکه این موضوع در دسته‌بندی‌های مختلف متفاوت است. مثلا در خودرو، املاک و… در این زمینه هم ابزار دقیقی برای اندازه‌گیری بازار نداریم. یعنی نمی‌توانم به شما بگویم که چه حجم از معاملات آنلاین بازار نیازمندی‌های حوزه خودرو یا املاک در اختیار دیوار است.

به‌عنوان مثال خدمت شما می‌گویم که در سال‌۹۷، ما گزارش سالانه داشتیم و کسب‌وکار باما هم گزارش سالانه‌ای منتشر کرده بود. از انجمن کسب‌وکارهای اینترنتی با من تماس گرفتند که این درصدهایی که گفته‌اید که مثلا شما ۵۰درصد از یک بازار سهم دارید، باما هم گفته ۵۰درصد و دیگری هم همین آمار را ارائه کرد. جمع اینها عددی منطقی نیست و قضیه چیست؟!

دلیلش این است که هیچ‌کدام از کسب‌وکارها، دیتای دقیقی برای بیان اینکه مثلا بگویند ۲۰درصد از معاملات آنلاین بازار خودرو در اختیارشان است، ندارند. کسی نمی‌تواند این ادعا را بکند. البته ما تعداد آگهی‌ها، تعداد کاربران و کاربران فعال را داریم یا تعداد هر آگهی در هر دسته‌بندی‌مان را داریم و مستند است.

اما در مورد سهم بازار، واقعا هنوز کسی نمی‌تواند عدد دقیقی ارائه کند. اما مثلا می‌توانم بگویم که در برخی ‌دسته‌بندی‌ها شیپور از ما بهتر است یا در بعضی از دسته‌بندی‌ها ما از شیپور جلوتر هستیم، ولی عدد مشخصی برای بیان سهم‌مان از بازار نداریم. چون ما نمی‌دانیم که کدام آگهی و چه تعداد آگهی به معامله ختم می‌شود. این آمار را هیچ‌کس ندارد، پس هیچ‌کس هم نمی‌تواند سهم بازارش را بگوید.

به طور کلی چه آماری از ثبت آگهی‌ها در دیوار طی سال جاری دارید؟

طی ۷ ماه گذشته، بیش از ۱۴۰‌میلیون آگهی را در دیوار بررسی کرده‌ایم. بخشی از این آگهی‌ها جدید و بخشی آگهی‌های ویرایش‌شده توسط کاربران هستند. در سال ۹۹ تا به الان پرآگهی‌ترین ماه سال دیوار، مردادماه بوده که با بیش از ۲۲میلیون آگهی بررسی‌ شده است. چون ما توی دیوار چندین متریک و المان عددی داریم.

هم تعداد آگهی بررسی‌شده داریم هم تعداد آگهی منتشر‌شده؛ آگهی‌های بررسی‌شده متشکل از آگهی‌های ثبت جدید کاربران و آگهی‌های ویرایش‌شده هستند که بخشی از اینها منتشر می‌شوند و بخشی به علت مشکلات در آگهی و سیاست‌های محتوایی، رد می‌شوند. ما در گزارش‌ سالانه سال گذشته هم اعلام کردیم که در طول سال ۹۸، بیش از ۹۸میلیون آگهی منتشر کردیم اما بیش از ۱۴۴میلیون آگهی ثبت‌شده در طول سال ۹۸ روی دیوار داشتیم.

در حال حاضر به‌طور میانگین روزانه چه میزان آگهی دارید؟

روزانه بیش از ۵۰۰ هزار آگهی از سراسر کشور داریم و از این تعداد بیش از ۳۶۰هزار آگهی در کل دسته‌بندی‌ها در طول روز منتشر می‌شوند. این عدد ۳۶۰هزار آگهی، در سال گذشته به طور میانگین بین ۲۷۰ تا ۲۸۰ هزار آگهی منتشرشده در یک روز بود. این اطلاع را هم بدهم که روزانه بین ۱۵ تا ۲۰درصد از آگهی‌های ثبت‌شده، رد می‌شوند که تعداد آنها بین ۱۲۰ تا ۱۵۰ هزار آگهی است.

به چه دلایلی آگهی‌ها را رد می‌کنید؟

آگهی‌های ردشده شامل کالاها و موضوعات غیرمجاز است؛ مثل کالاهایی که بر علیه محیط زیست است. یا آگهی‌هایی که قصد فروش کالا ندارند و اهداف دیگری را دنبال می‌کنند. طی مهرماه گذشته، حدود ۳۰هزار آگهی را به خاطر اینکه مغایر با قوانین محیط زیست بودند، رد کردیم.

به تعداد کاربران دیوار هم اشاره کردید که از ۳۵میلیون کاربر عبور کرده است.

منظور از کاربران، کابران اندروید، ios و وب‌سایت است. آخرین دیتای ما این است که بیش از ۳۵میلیون کاربر داریم. الان در کافه بازار نزدیک به ۲۱میلیون نصب فعال داریم.

چه تعداد کسب‌وکار الان روی دیوار حضور دارند؟

بیش از ۴۴۷هزار کسب‌وکار در سال گذشته و قبل از شکل‌گیری دیوار فروشگاه‌ها، روی دیوار فعالیت می‌کردند، اما امسال و با شکل‌گیری دیوار فروشگاه‌ها این عدد بهتر و متمرکزتر جلو رفته است.

شما دیوار فروشگاه‌ها را راه‌اندازی کردید؛ چه میزان کسب‌وکار از طریق دیوار فروشگاه‌ها به دیوار اضافه شده‌اند و اینکه چه میزان محصول در این بخش آگهی می‌شود؟

در سمت دیوار فروشگاه‌ها تاکنون ۱۳هزار فروشگاه تاییدشده داریم که در حال فعالیت روی دیوار فروشگاه‌ها هستند که بیش از ۷۰‌هزار محصول مختلف را آگهی کرده‌اند. ما تخمین جالب‌توجهی هم از این عدد ۱۳هزار فروشگاه زده‌ایم و محاسبه کردیم که اگر از جنوبی‌ترین نقطه خیابان ولیعصر ‌تا میدان تجریش، فروشگاه‌های فیزیکی راه‌اندازی کنید، باز هم برای جا‌دادن ۱۳هزار فروشگاه فضا کم می‌آید. اما این فروشگاه‌ها روی دیوار قرار گرفته‌اند و پنل فروشگاهی دیوار را در اختیار گرفته‌اند و کالاهای نو خود را عرضه می‌کنند.

فعلا در ۴دسته‌بندی لوازم منزل، لوازم الکترونیکی، پوشاک و وسایل شخصی فعالیت می‌کنند اما قطعا در ادامه دسته‌بندی‌های دیگر هم اضافه می‌شود.

در مورد اینکه همواره به دنبال خلق ارزش بوده‌اید، صحبت کردید؛ دیوار فروشگاه‌ها هم به‌نوعی خلق ارزش بوده در دوره‌ای که بازار دچار رکود و شرایط کرونا بود که البته سمت و سوی بیزینسی ویژه‌ای به کسب‌وکار دیوار بخشیده، چون الان شما کالای نو را هم روی دیوار دارید. می‌خواهم در مورد دیوار فروشگاه‌ها بیشتر توضیح بدهید.

هدف این نبود که بخشی راه‌اندازی بشود که از کنار آن به دنبال درآمد باشیم، بلکه این بیزینس است که تصمیم می‌گیرد‌ چه سمت و سویی داشته باشد. راه‌اندازی دیوار فروشگاه‌ها هم در راستای تصمیمی بود که روند بیزینس ما ایجاب کرد.

حدودا بین ۱۵ تا ۲۰ اسفند ۹۸ بود و ما با مسئولانی از مرکز توسعه تجارت الکترونیک جلسات زیادی داشتیم و در آن جلسات رکود بازار و مشکلات شرایط کرونا مطرح می‌شد و به ما گفتند که کسب‌وکارهای آفلاین شرایط خوبی ندارند و هر کمکی می‌توانید‌ ارائه کنید. ما تقریبا هر روز جلسات آنلاینی با این دوستان داشتیم و می‌گفتیم که ما پنل مارکت‌پلیس نداریم. اما ظرفیت‌های دیوار و مشکلات و ضرر و زیانی که کسب‌وکارهای آفلاین داشتند، موجب شد که به راه‌اندازی و توسعه دیوار فروشگاه‌ها فکر کنیم و ایده آن در همان بازه زمانی ۱۵ تا ۲۰ اسفند به‌وجود آمد. چون خلأ چنین قسمتی را در دیوار احساس کردیم.

بنابراین تیمی از بچه‌های ما در تعطیلات نوروز روی این ایده کار کردند و محصول اولیه ما اوایل اردیبهشت آماده شد و بیش از ۱۳ هزار فروشگاهی که الان روی دیوار فروشگاه‌ها حضور دارند، از اردیبهشت تاکنون اضافه شده‌اند. ضمن اینکه دیوار فروشگاه‌ها فعلا فقط در تهران به کسب‌وکارها سرویس می‌دهد و به مرور به کسب‌وکارهای دیگر شهرها هم سرویس ارائه خواهیم کرد.

شما مارکت‌پلیسی ایجاد کردید برای حضور کسب‌وکارهای آفلاین. قبل از شما امثال دیجی‌کالا هم بوده و هستند و چنین خدماتی ارائه می‌کنند. شما چه مزیتی ایجاد کردید؟

یکی از مهم‌ترین مزیت‌های دیوار فروشگاه‌ها، وصل‌کردن خریدار و فروشنده به صورت مستقیم است. در سایر مارکت‌پلیس‌ها چنین امکانی وجود ندارد.

این تفاوت با سایر مارکت‌پلیس‌ها، شما را شبیه فروشگاه‌های اینستاگرامی کرده. آنجا هم خریدار و فروشنده مستقیما با هم در ارتباط هستند؛ چنین شباهتی این سیگنال را ایجاد می‌کند که احتمالا شما به فکر تارگت‌کردن این فروشگاه‌ها و گرفتن سهمی از آن بازار هستید. چون بازار بزرگ و اتفاقا احصا‌نشده‌ای در اینستاگرام وجود دارد.

بله، می‌توانم بگویم سگمنتی که دیوار فروشگاه‌ها در آن حضور دارد، چیزی شبیه اینستاگرام است. با این تفاوت که ما امنیت معامله بالایی برای خریدار و فروشنده ایجاد می‌کنیم، چون همه فروشگاه‌ها را دقیقا شناسایی و اعتبارسنجی کرده‌ایم؛ مجوز صنفی‌شان بررسی شده و… در واقع ما سعی کرده‌ایم فضایی ‌ایجاد کنیم که همه نیازهایی را که کاربران در فضای اینستاگرام و سایر پلتفرم‌های مشابه داشتند، پوشش بدهیم. ضمن اینکه مزیت‌های دیگری چون امنیت، ارتباط مستقیم بین خریدار و فروشنده و امکان مقایسه کالاها را فراهم کرده‌ایم؛ مزیتی که در اینستاگرام به شکل دیوار فروشگاه‌ها وجود ندارد.

فروشگاه‌ها باید به شما کمیسیون پرداخت کنند؟

خیر و این هم یک مزیت است. چون کمیسیون برای خریدار و فروشنده صفر است و به‌واسطه معاملات، کمیسیونی به ما پرداخت نمی‌کنند، بلکه روی آگهی‌هایی که دارند، پرداخت‌هایی به ما خواهند داشت؛ یعنی سرویس پرداخت‌ آنها همان سرویس پرداختی است که به‌واسطه آگهی‌ها باید پرداخت کنند که با عناوینی چون فوری، نردبان و… در دیوار وجود دارد.

به مزیت‌هایی که دیوار فروشگاه‌ها برای فروشگاه‌داران ایجاد کرده، اشاره کردید؛ آیا ما در آینده شما را به‌عنوان رقیبی برای کسب‌وکاری مثل دیجی‌کالا خواهیم دید؟ همین الان هم شما دسته‌های پرفروشی چون کالای الکترونیک، پوشاک و… را که اتفاقا روی مارکت‌پلیس دیجی‌کالا هم خریداران زیادی دارند، روی دیوار فروشگاه‌ها دارید.

شکل‌گیری دیوار فروشگاه‌ها به خاطر خلأ و احساس نیاز بود. حتی در شروع کار هم از کسانی که سابقه کار روی دیوار را داشتند، استفاده نکردیم؛ یعنی تمرکز‌مان روی کاربرانی بود که کاملا آفلاین بودند و هیچ اطلاعی از فروش آنلاین نداشتند. حتی طی دو سه ماه نخست، خودمان به آنها آموزش می‌دادیم که چگونه اپ را نصب کنند، آگهی بارگذاری کنند و… بنابراین تارگت ما جامعه آفلاین بود که کسانی که تاکنون تجربه خرید و فروش آنلاین نداشت. تمرکزمان را هم روی محصول‌مان گذاشتیم.

در حال حاضر هم در پرداخت و ارسال دخالتی نداریم. این دو بخش در سایر پلتفرم‌ها و مارکت‌پلیس‌ها وجود دارد. دلیل عدم‌ ورودمان هم این بود که باید کار را فازبندی می‌کردیم و محصول‌مان اوایل خردادماه لانچ شده. بنابراین خیلی زود است که به این مسئله فکر کنیم که آیا در آینده به بحث‌های لجستیک و پرداخت وارد خواهیم شد یا نه. البته این مسائل دغدغه‌های روز خودمان هم است اما الان به طور مطلق و ۱۰۰درصد نمی‌توانم به شما بگویم که مثلا ۶ماه دیگر سرویس ما شبیه دیجی‌کالا خواهد بود و ارسال و پرداخت هم خواهد داشت یا خیر.

ولی قطعا تفاوت‌هایی با دیجی‌کالا داریم و سگمنت‌هایی که آنها و ما در آن حضور داریم، تفاوت‌هایی با هم دارند. در کل حوزه آفلاین اینقدر بزرگ است و اینقدر ظرفیت‌های عظیمی دارد که اگر امثال دیجی‌کالا، دیوار و حتی صدها کسب‌وکار مشابه دیگر هم در آن حاضر باشند، باز هم کم است. کم است از این نظر که باید قدرت بزرگی وجود داشته باشد تا انقلاب تبدیل آفلاین به آنلاین به وقع بپیوندد و فرهنگ‌سازی در مورد استفاده از سرویس‌های آنلاین صورت بگیرد. به همین دلیل من این بازار را بازاری رقابتی نمی‌بینم و معتقدم جای زیادی برای کار وجود دارد.

بیشتر بخوانید: ‌گفت‌وگو با ایمان گلکار، مدیر استودیو بازی‌سازی کاریزما

البته رقابت چیز بدی نیست. در کل به نظر می‌رسد که به خاطر ظرفیت‌هایی که در دیوار دارید، احتمالا به سمت داشتن لجستیک، سرویس پرداخت و… خواهید رفت. در این مورد مفصل صحبت کردیم. کمی هم در مورد بیزینس‌مدل و پرداخت‌هایی که روی دیوار وجود دارد، صحبت کنید.

ما امکانات و آپشن‌های پرداخت روی آگهی‌ها داریم از جمله امکان فوری، نردبان، ثبت لینک وب‌سایت و… برای این امکانات باید هزینه پرداخت کنند. در دسته‌بندی‌های مختلف و حتی گاه در شهرهای مختلف این امکانات هزینه‌های متفاوتی دارد؛ به‌طور کلی ثبت آگهی روی دیوار برای کاربران شخصی همیشه رایگان بوده و خواهد بود و کاربران بیزینسی و کسب‌و‌کاری بابت استفاده کسب‌و‌کاری از دیوار و ثبت آگهی و تبلیغات‌شان از آپشن‌های پرداخت دیوار استفاده می‌کنند.

گفتید که در مجموع، دیوار بیش از ۳۵میلیون کاربر دارد. از بین این تعداد کاربر، چند درصد در طول سال، پرداخت انجام می‌دهند؟

ما نزدیک به ۷۰درصد کاربران شخصی داریم که پرداختی انجام نمی‌دهند و مابقی یعنی حدود ۳۰درصد از کاربران، کاربران بیزینسی هستند که بابت امکاناتی که طلب می‌کنند، هزینه می‌پردازند. ممکن است یک نمایشگاه‌دار بخواهد در یک روز، آگهی‌اش را مثلا ۱۰۰ بار نردبان کند و بنابراین باید ۱۰۰بار به ما پول بدهد. بنابراین پرداختی‌ها خیلی سیال است و ما بیش از ۱۸۰ دسته‌بندی روی دیوار داریم که در هر کدام کالاهای مختلفی عرضه می‌شود.

حوزه آنلاین از ظرفیت‌های زیادی جهت افزایش رفاه مردم، ایجاد قیمت رقابتی، دسترسی‌پذیری بیشتر و… برخوردار است؛ اما در همین فضا اتفاقاتی هم ممکن است رخ بدهد. کما اینکه در حوزه آفلاین هم رخ می‌دهد. اوایل سال‌۹۸، شاهد حذف قیمت‌های مربوط به خودرو و املاک از روی پلتفرم‌هایی چون دیوار بوده‌ایم؛ الان هم قیمت‌ها حذف شده. این نوع برخورد نشان می‌دهد که در ساختار دولتی و حکومتی میزان شناخت از کارکرد حوزه آنلاین بسیار اندک است. همان‌طور که با حذف قیمت این دسته‌ها از روی پلتفرم‌ها، شاهد ساماندهی قیمت مسکن و خودرو نبودیم. این اقدام دولت، به نفع چه کسانی بود؟

آمار و ارقام نشان می‌دهد که حذف قیمت‌ها، هیچ‌کسی را بهره‌مند نکرد؛ نه خریدار، نه فروشنده و نه کلاهبردار را. این تصمیم در سال‌۹۸ گرفته شد و تبعاتش را هم دیدند چون در بازه زمانی حذف قیمت‌ها، حدود ۳۰درصد افزایش قیمت داشتیم. علت‌ این افزایش هم این نبود که مثلا قیمت‌ها روی دیوار یا شیپور حذف شده بود. برخی می‌گویند شاید اگر قیمت‌ها در حوزه آنلاین هم بود، این افزایش بیشتر می‌بود.امثال دیوار و شیپور، رسالت‌شان کمک به ایجاد شفافیت در بازار است تا معاملات در پشت پرده و پنهانی و غیرشفاف نباشد. الان بیش از ۶ ماه از حذف قیمت‌ها در سال‌۹۹ می‌گذرد.

وزیری که دستور حذف قیمت‌ها در زمان وزارتش صادر شد، الان عزل شده یا بازپرسی که دستورش را داده، الان نیست. ضرر اصلی را مردم کردند. چون این مردم هستند که هزینه‌های بیشتری می‌پردازند وگرنه روی حجم معاملات یا تعداد آگهی‌های ما تاثیری نداشته و ریزشی اتفاق نیفتاده است. این تصمیم، یک تصمیم غیرکارشناسی بوده و به همه ثابت شده که گرانی خودرو یا مسکن، عوامل دیگری دارد. بنابراین حذف قیمت‌ها از پلتفرم‌های آنلاین، صرفا پاک‌کردن صورت مسئله است.

کلاهبرداری‌هایی که روی دیوار شاهدش بوده‌اید، از چه جنسی بوده؟

در طول هر روز، بیش از نیم‌میلیون آگهی در دیوار ثبت می‌شود و بین ۳۶۰ تا ۳۷۰ هزار آگهی به صورت روزانه روی دیوار منتشر می‌شود و ۳۵ میلیون کاربر روی دیوار فعالیت می‌کنند و مجموعه همه اینها، حجم وسیعی از معاملات را رقم زده است. قطعا هر پلتفرمی امکانات و مزایایی ایجاد می‌کند و البته مشکلاتی هم همیشه وجود دارد و ما هم به این مشکلات اشراف داریم. اما این حجم از معاملات اگر در فضای آفلاین هم اتفاق بیفتد، احتمال خطا و اشتباه و کلاهبرداری در آن وجود دارد.

با این حال، از ابتدا یکی از بزرگ‌ترین مشکلات در مدل بیزینسی دیوار، بحث بیعانه بوده و به‌رغم تذکراتی که ما به کاربران داده‌ایم که معامله را حضوری انجام بدهند و از صحت کالا مطمئن شوند ولی هنوز شاهد پرداخت بیعانه هستیم. از دیگر کلاهبرداری‌هایی که طی یکی دو سال اخیر با آن درگیر هستیم، بحث فیشینگ است و به نظر من یکی از ریشه‌های اصلی همه این کلاهبرداری، سیم‌کارت‌های بی‌هویت است. تا زمانی که سیم‌کارت‌های بی‌هویت وجود داشته باشد، این کلاهبرداری‌ها وجود خواهد داشت. ما قوانین درستی در این زمینه نداریم. حل این مشکل، کار سختی نیست و کافی است که مقامات تصمیم‌گیر به مدل‌هایی که کشورهای دیگر برای مبارزه با این مشکل در پیش گرفته‌اند، توجه کنند.

حالا جدا از همه تصمیم‌های غیرکارشناسی و شتاب‌زده و پاک‌کردن صورت مسئله و اتفاقا دامن‌زدن به عدم شفافیت توسط نهادهای دولتی و حکومتی، می‌خواهم این سوال را مطرح کنم که کسب‌وکاری چون دیوار با داشتن کاربران میلیونی، چه مسئولیتی در قبال مشتریان دارد؟ بالاخره کلاهبرداری در این حوزه اتفاق افتاده و ما هم قبول داریم که چه‌بسا وقتی قیمت‌ها از حوزه آنلاین برداشته شده، فضاهای پشت پرده برای افزایش قیمت‌ها بیشتر هم شده. اما حرفم متوجه خود شماست و مسئولیتی که دارید. چه راهکارهایی برای مقابله با کلاهبرداری‌ها اندیشیده‌اید؟

ما در دیوار برای مقابله با این مشکلات، تیمی را اختصاص داده‌ایم برای بررسی گزارش‌هایی که مردم روی آگهی‌ها ثبت می‌کنند و این بررسی‌ها در کمترین زمان انجام می‌شود. همچنین بابت آگهی‌های مشکوک به کلاهبردی، مردم می‌توانند با تیم کال‌سنتر ما تماس بگیرند.

همچنین در حال تلاشیم که ارتباط خریدار و فروشنده در دیوار شکل بگیرد. این مورد موجب می‌شود که ما نظارت بیشتری روی پلتفرم خودمان داشته باشیم تا کسی نتواند کاربران را از پلتفرم ما خارج کرده و به شبکه‌هایی که هیچ دسترسی به آنها وجود ندارد، ببرند و از آنها کلاهبرداری کنند.

اما مسئله این است که امن‌کردن معاملات در فضای آنلاین، تنها بر عهده دیوار یا شیپور نیست. ما بخش کوچکی از این فرایند هستیم. حکومت، اپراتور و سایر پلتفرم‌ها باید بخش‌های دیگری از این مسئولیت را بر عهده بگیرند تا این فضا، شفا‌ف‌تر و امن‌تر شود. ضمن اینکه ما همیشه تلاش زیادی کردیم برای همکاری با پلیس یا نهادهای قانونگذار و از آنها خواستیم که همکاری مشترک داشته باشیم، چون فضای مجازی در کشور ما کماکان به فرهنگ‌سازی نیاز دارد. از طرفی این فضا روزبه‌روز در حال رشد فزاینده است و ضریب نفوذ موبایل و اینترنت در کشور با سرعت عجیب و غریبی در حال رشد است ولی هنوز فرهنگ استفاده از موبایل را نداریم.

باید فرهنگ‌سازی بشود و ما می‌توانیم کمک کنیم؛ کلیپ‌های آموزشی بسازیم و آموزش‌های لازم را در اختیار مردم قرار بدهیم. من احساس می‌کنم که فضای مجازی در کشور ما به یک «سیا ساکتی» لازم دارد تا همه مشکلات مربوط به فیشینگ و… را به‌صورت تصویری به مردم آموزش بدهیم. یعنی اگر مشکل اپراتور را نمی‌توانیم حل کنیم، باید به سراغ فرهنگ‌سازی برویم. اما به نظر من عزمی برای حل این مشکلات از طرف نهادهای تصمیم‌گیر وجود ندارد.

دستور وزیر ارتباطات برای حذف شماره‌های بی‌نام هم مشکلات را حل نکرده است؟

شاید شماره‌های بی‌نام حذف شده باشند اما هنوز با شماره‌هایی مواجه هستیم که بی‌هویت‌اند. چون علاوه بر شماره موبایل، پای شماره تلفن ثابت و شماره کارت هم در میان است و بعضا شماره کارت‌های افراد معتاد یا اتباع بیگانه مورد سوء‌استفاده قرار می‌گیرد و پیامک‌های فیشینگ را از شماره‌های شخصی ارسال می‌کنند. اگر کسی مطمئن باشد که پیگیری می‌شود و با قانون مواجهه‌اش می‌کنند، مگر جرأت می‌کند که لینک فیشینگ برای کسی بفرستد؟

با وجود چنین مسائلی، دیوار به رشد بیشتر فکر می‌کند و سال گذشته استارتاپ آی‌هوم را به هلدینگ‌تان اضافه کردید؛ آی‌هوم در هلدینگ شما ادغام شده یا به‌طور کامل آن را خریداری کرده‌اید؟ بخش دوم سوالم این است که هدف‌تان از خریداری چنین پلتفرمی چه بوده؟

ما ۱۰۰درصد سهام آی‌هوم را خریداری کرده‌ایم. بحث تایید اطلاعات املاکی که در دیوار ثبت می‌شود، مهم‌ترین دلیل خرید آی‌هوم بود، چون نیاز داشتیم که در حوزه مسکن به اعتبارسنجی آگهی‌ها برسیم. آی‌هوم در این زمینه خوب کار کرده بود و در حذف آگهی‌های تقلبی کمک زیادی می‌توانست به ما بکند. این تیم تحت عنوان برند آی‌هوم و در زیرمجموعه هلدینگ ما فعالیت می‌کند. الان در دسته‌بندی املاک، روی عکس برخی ‌آگهی‌ها، بج تایید اطلاعات درج شده؛ یعنی اطلاعات توسط تیم آی‌هوم اعتبارسنجی و کیفیت‌سنجی شده است.

و در حوزه خودرو کارنامه را خودتان راه‌اندازی کردید.

در حوزه خودرو دو حلقه گمشده داشتیم؛ یکی بحث مربوط به اعتماد و دیگری شفافیت. بنابراین کارنامه را راه‌اندازی کردیم که این موارد را پوشش بدهد، چون همیشه هدف‌مان این بوده که سرویس بهتری ارائه بدهیم. بعضا از ظرفیت‌های کسب‌وکارهای فعلی استفاده می‌کنیم یا اینکه خودمان سرویسی راه می‌اندازیم. همکاری با کسب‌وکارهای دیگر یا در قالب خریداری ۱۰۰درصد سهام است یا در قالب سرمایه‌گذاری یا پارتنرشیپ و… شاید برای سایر دسته‌بندی‌هایی که روی دیوار داریم هم در آینده به سمت راه‌اندازی یا خریداری کسب‌وکارهایی که به ما کمک بکنند، حرکت کنیم.

می‌خواهم برگردم به آن سوالی که در مورد بحث سرمایه‌گذاری و جذب سرمایه داشتیم که البته آماری ارائه نکردید. حالا این سوال مرتبط را دارم که با توجه به اینکه بحث ورود استارتاپ‌ها به بورس مطرح است و هلدینگ شما هم جزو همین گزینه‌ها نام برده می‌شود، آیا تاکنون دیوار را ارزش‌گذاری کرده‌اید؟

در مورد ارزش‌‌گذاری که با توجه به عناصر چندگانه‌ای هم انجام می‌شود، اینکه ما چنین کاری را کرده باشیم و دقیقا به عدد خاصی رسیده باشیم، نه. ارزش‌گذاری واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که معامله صورت بگیرد. اگر ورود کسب‌وکارها به بورس شرایط خوبی داشته باشد، ما هم قصد داریم که در سال آینده، عرضه اولیه‌ای به بورس داشته باشیم و در آن زمان ارزش‌گذاری خواهیم کرد.

دیوار و شیپور را دو رقیب سنتی در این بازار می‌دانند؛ وجود چنین رقیبی چه کمکی به دیوار می‌کند؟

ما و شیپور روابط بسیار خوبی با هم داریم. این رقابت کمک زیادی به ما کرده و اگر این رقابت نبود، اینقدر رشد نمی‌کردیم چون هیچ‌گاه به ارائه سرویس بهتری فکر نمی‌کردیم. الان در بخش‌هایی آنها سرویس بهتری ارائه می‌دهند و در بخش‌های دیگری ما سرویس بهتری عرضه می‌کنیم. وجود رقیبی مثل شیپور موجب می‌شود که همیشه به فکر توسعه و ایجاد مزیت رقابتی و رشد بیشتر باشیم.

در این بازار رقبای دیگری هم دارید؟

در حوزه خودرو باما را داریم یا در حوزه مسکن، کیلید مطرح است. همچنین کسب‌وکارهای مشابه دیوار و شیپور که همه دسته‌بندی‌ها را هم داشته باشند، از گذشته بوده‌اند؛ مانند ایستگاه، نیاز روز، ایران تجارت و… که همچنان هم هستند و در حال فعالیتند. حتما همین الان هم هستند بچه‌هایی که می‌خواهند مشابه دیوار و شیپور را راه‌اندازی کنند و این اتفاق خیلی خوبی است چون به هدف غایی توسعه تجارت الکترونیک در ایران کمک می‌کند.

از ۱۰۰ تا ۵۰۰ هزار

سال‌۹۲ وارد استارتاپ دیوار شد و در بخش کوچکی از این کسب‌وکار، کارش را شروع کرد. البته هر کجای کسب‌وکار کاری از دستش برمی‌آمد، انجام می‌داد، چون اعتقاد داشت که کار مال خودش است و نسبت به کلیت کار مسئولیت دارد. همین احساس را همکارانش هم داشتند. همین دلایل به ظاهر کوچک در کنار جذب سرمایه‌های جدی و جدیت در کار، موجب شد که استارتاپ دیوار که در سال‌۹۲ روزانه ۱۰۰ تا ۱۵۰ آگهی داشت، به ۵۰۰هزار آگهی روزانه در سال‌۹۹ برسد و شرکتی بزرگ به شمار آید. الان اشکان بعد از ۳سال از ورودش به دیوار، مدیرعامل و عضو هیات مدیره این کسب‌وکار بزرگ است. در این گزارش شرحی از زندگی تحصیلی و کاری مدیرعامل دیوار و سابقه کاری‌اش قبل از دیوار ارائه کرده‌ایم.

هنوز مقطع ارشد را تمام نکرده‌ام!

اشکان آرمندهی، مدیرعامل دیوار متولد ۱۳۶۸ در شهر تهران است. مادرش اهل بروجرد، شهری واقع در استان لرستان و پدرش اهل پایتخت یعنی تهران است. کارشناس IT است و ورودی سال ۸۶ در دانشگاه آزاد واحد پرند و فارغ‌التحصیل سال ۹۲.

بعد از آن سال برای مقطع فوق‌لیسانس اقدام کرده و دانشجوی کارشناسی ارشد در دانشگاه آزاد تهران جنوب هم بوده اما به گفته خودش هنوز این مقطع را تمام نکرده است. می‌گوید واحدهای درسی را گذرانده‌ام اما برای پایان‌نامه و گرفتن مدرک اقدامی نکرده‌ام.

کار در کنار درس‌خواندن اشکان قرار داشته و یک سال بعد از ورود به دانشگاه یعنی در سال ۸۷، وارد بازار کار شده و در شرکت پرداخت الکترونیک بانک پاسارگاد به صورت پاره‌وقت و در بخش امداد مشتریان فعالیت کرده و این همکاری تجارب خوبی در زمینه‌های مالی و مسائل مربوط به مشتریان برایش ایجاد کرده است.

پیش پدرم کار می‌کردم

تا سال‌۸۹ در شرکت پرداخت الکترونیک بانک پاسارگاد کار کرده و در بخش‌های مختلف چون پشتیبانی پایانه‌های فروش و امداد مشتریان فعال بوده است. از ۸۹ تا ۹۱، همزمان در کسب‌وکار پدرش که تامین‌کننده نیروی انسانی بوده و در دپارتمان حقوق و دستمزد، مشغول به کار می‌شود.

در این ۲سال اطلاعات زیادی در زمینه ارتباطات، پرداخت‌ها، مالیات، بیمه و… به دست می‌آورد. به واسطه تجربه‌ای که طی ۲سال در شرکت پرداخت الکترونیک به دست آورده بود، در شرکت‌های مختلفی که به نوعی کارگزاری خدمات‌دهنده در حوزه پرداخت بودند، فعالیت کرده است.

۹۲ آمد و ۹۵ مدیرعامل شد

از سال ۹۲، به مجموعه دیوار آمده است؛ اشکان می‌گوید: قبل از آن به خاطر اینکه پسر عمویم یعنی حسام بنیانگذار کافه بازار و دیوار در سال ۸۹ بود، در جریان این دو کسب‌وکار بودم.

دیوار سال۹۱ راه‌اندازی شد. اشکان سال۹۲ به دیوار آمده و در بخش آپریشن و در واقع در قسمت کارهایی که جنس عملیات داشتند، کارش را شروع کرده است: در این زمینه کارم را با بررسی و نظارت بر آگهی‌ها شروع کردم. تیمی را تشکیل دادیم که آگهی‌های دیوار را که در آن زمان بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ عدد در روز بود، بررسی کنیم.

کم‌کم این تیم بزرگ شد و الان تیم نظارت و بررسی آگهی‌های دیوار، بیش از ۲۵۰ نفر نیروی کار دارد: آن زمان تیم دیوار به‌طور کلی تیم کوچکی بود و ما کارهای مختلف شرکت را انجام می‌دادیم و حتی کارهای مالی و حقوقی و قراردادها را هم انجام می‌دادم. البته این ماهیت استارتاپ است و افراد باید بتوانند در بخش‌های مختلف کسب‌وکار، دخیل و موثر باشند.

اشکان مزد همراهی، تلاش و اعتقاد به کار تیمی و مسئولیت‌پذیری‌اش را بعد از ۳سال می‌گیرد و از سال ۹۵ که دیوار به‌عنوان یک هویت حقوقی مستقل تحت عنوان شرکت آگه‌پردازان هوشمند که صاحب امتیاز برند دیوار است، ثبت می‌شود، او به‌عنوان مدیرعامل و عضو هیات مدیره شرکت آگه‌پردازان هوشمند انتخاب می‌شود. آنها الان کسب‌وکاری با بیش از ۹۵۰ نیروی انسانی و ۳۵ میلیون کاربر دارند.

دسته‌ها
سخت افزار

وسترن دیجیتال هارد اکسترنال بی سیم جدید خود را معرفی کرد

عکاس‌ها همیشه دوست دارند یک بک آپ اضافه برای عکس‌های خود داشته باشند و برای این منظور وسترن دیجیتال هارد درایو بی‌سیم جدید خود را معرفی کرده که ذخیره سازی تصاویر را ساده‌تر ساخته است.

این محصول جدید My Passport Wireless Pro نام دارد و آپدیتی برای مدل قبلی My Passport Wireless به شمار می‌رود که در سال ۲۰۱۴ معرفی شده بود. این هارد نیز مانند مدل قبلی خود از شیار کارت حافظه SD برخوردار است و برای دریافت تصاویر قابلیت وای فای دارد، زمانیکه عکس‌ها روی درایو قرار دارند شما می‌توانید با لپتاپ یا تبلت از طریق وایرلس به درایو وصل شوید و اطلاعات موجود در آن را مشاهده یا ویرایش کنید.

مدل Pro طراحی به روز شده‌ای دارد اما تغییر اصلی در بخش مدیریت فایل‌ها رخ داده است که این بار بسیار طبیعی‌تر است. در مدل اصلی، هارد به طور خودکار تمام تصاویر را از کارت حافظه SD وارد می‌کرد اما در این مدل شما می‌توانید از طریق وایرلس در فایل‌های موجود در کارت حافظه SD جستجو کنید و فایلی که می‌خواهید را انتخاب کنید. اگرچه این یک مرحله به کار شما اضافه می‌کند اما یک امکان بیشتر در مورد مدیریت تصاویر در اختیار عکاسان می‌گذارد که در مجموع اتفاق مثبتی است. وسترن دیجیتال همچنین برنامه‌هایی برای iOS و اندروید تولید کرده تا از طریق گوشی هوشمند هم بتوانید اطلاعات موجود در هارد را مدیریت کنید.

این هارد درایو تنها در حالت HDD وارد بازار خواهد شد اما میزان حافظه آن زیاد خواهد بود. وسترن دیجیتال قیمت مدل ۲ ترابایتی این هارد را ۲۲۹ دلار و مدل ۳ ترابایتی را ۲۴۹ دلار تعیین کرده و فروش آن‌ها از امروز آغاز می‌شود.

دسته‌ها
سخت افزار

پاوربانک Xiaomi Mi 16000mAh در هند عرضه شد

شرکت چینی شیائومی هفته قبل دو پاوربانک از سری Xiaomi Mi خود را برای عرضه در بازار هند معرفی نمود و اینک خبر می رسد که فروش پاوربانکی که ظرفیتی برابر ۱۶۰۰۰ میلی آمپر ساعت دارد در این کشور آغاز شده است. قیمت این محصول در بازار هند برابر ۱۳۹۹ روپیه معادل ۲۱.۸۴ دلار می باشد.

شیائومی ترتیب عرضه این دو پاوربانک را در صفحه فیسبوک شعبه هند خود به رای گذاشته بود و این طور که به نظر می رسد مدل با ظرفیت بالاتر برنده این رای گیری شده است. این پاوربانک ۱۶۰۰۰ میلی آمپر ساعتی توانست ۸۳ درصد آرا را به خود اختصاص دهد و به این ترتیب زودتر از مدل دیگر عرضه شد. پاوربانک دیگری که شیائومی برای ارائه در کشور هند در نظر گرفته است ۵۰۰۰ میلی آمپر ساعت ظرفیت دارد و در اواخر همین هفته با قیمت ۶۹۹ روپیه روانه بازار خواهد شد.

همانند دیگر پاوربانک های سری Xiaomi Mi این دو پاوربانک نیز از بدنه ای آلومینیومی برخوردار می باشند. مدل با ظرفیت ۱۶۰۰۰mAh از دو پورت USB و سلول های ذخیره سازی Li-ion استفاده می کند و توانایی شارژ همزمان دو دستگاه را دارا می باشد. شرکت سازنده ادعا کرده است که این پاوربانک قادر خواهد بود گوشی هوشمند Redmi Note 4G را ۳.۵ مرتبه و گوشی iPhone 6 را ۵ مرتبه و همچنین iPad mini را ۲.۵ مرتبه شارژ نماید. این پاوربانک اندازه بسیار کوچکی دارد و ابعاد آن ۱۴۵ در ۶۰.۴ در ۲۲ میلی متر بوده و وزن آن نیز ۳۵۰ گرم می باشد.

از طرف دیگر مدل ۵۰۰۰ میلی آمپر ساعتی تنها از یک پورت USB استفاده می کند و سلول های ذخیره سازی آن نیز از نوع lithium-ion می باشند. این پاوربانک نیز ابعاد کوچکی داشته و ضخامت آن ۹.۹ میلی متر می باشد.

منبع: GIZBOT.COM

دسته‌ها
سخت افزار

اپل بالاخره از پردازنده دسکتاپ Apple M1 برای رایانه‌های مک رونمایی کرد

بالاخره شایعات و گمانه‌زنی‌ها به واقعیت پیوستند و اپل از اولین پردازنده خود برای رایانه‌های مک تحت عنوان Apple M1 رونمایی کرد. این شرکت در جریان معرفی پردازنده اختصاصی خود، ادعاهای جالبی را در مورد آن مطرح کرد که از آن جمله می‌توان به سریعترین هسته پردازشی جهان، سریعترین پردازنده گرافیکی یکپارچه و دستاوردی بزرگ در زمینه بهره‌وری انرژی اشاره کرد. در ادامه با دیجی رو همراه باشید.

Apple M1 یک تراشه بزرگ ۵ نانومتری با ۱۶ میلیارد ترانزیستور است. برای مقایسه بد نیست بدانید که تراشه A14 آیفون تنها از ۱۱.۸ میلیارد ترانزیستور استفاده می‌کند و از این حیث پردازنده دسکتاپ اپل شاهد پیشرفت‌های قابل توجهی است. این تراشه از لحاظ ساختار یکپارچه حافظه همچنان شبیه تراشه‌های موبایل (و APU های کنسولی) عمل می‌کند و این یعنی CPU ،GPU، کنترلر I/O و سایر اجزا همگی از یک حافظه مشترک استفاده می‌کنند، بدون اینکه نیاز به دستسی به داده‌ها از طریق PCIe داشته باشند.

دازنده مرکزی Apple M1 از چهار هسته بزرگ و چهار هسته کوچک تشکیل شده است. هسته‌های بزرگ دارای ۱۲ مگابایت حافظه پنهان L2 هستند و نمونه‌های کوچکتر تنها ۴ مگابایت حافظه پنهان دارند. زمانی که همگی این هسته‌ها با هم کار می‌کنند، سرعت آن‌ها دو برابر سریعتر از جدیدترین تراشه‌های لپ تاپ PC است (البته تا زمانی که توان طراحی گرمایی
محدود به ۱۰ وات باشد) و اگر از یک سیستم خنک کننده مناسب استفاده شود، می توانند حتی سریع‌تر هم عمل کنند.

همچنین اپل مدعی شده که پردازنده مرکزی Apple M1 از لحاظ مصرف انرژی هم بسیار بهینه عمل می‌کند و به عنوان مثال در مقایسه با یکی از تراشه‌های مطرح (احتمالاً محصول اینتل) قادر است همان خروجی را تنها با یک چهارم انرژی مصرفی ارائه کند. این یعنی، راندمان عملکرد در هر وات انرژی سه برابر شده است.

پردازنده گرافیکی یا GPU نیز از طراحی هشت هسته‌ای با مجموع ۱۲۸ واحد اجرایی استفاده می‌کند. اپل می‌گوید، این سریعترین پردازنده گرافیکی یکپارچه جهان و با قدرت ۲.۶ ترافلاپسی بالاتر از کارت گرافیک انویدیا ۱۰۵۰ Ti قرار می‌گیرد که ۲.۱ ترافلاپس قدرت دارد.

موتور عصبی ۱۶ هسته‌ای Apple M1 هم الگوریتم‌های یادگیری ماشین را با نرخ ۱۱ TOPS اجرا می‌کند. همچنین موتورهای پیشرفته رمزگذاری/رمزگشایی از محتوای رسانه‌ای و همین‌طور پردازنده سیگنال تصویر هم در این تراشه جدید تعبیه شده است. علاوه بر این، سیستم امنیتی انکلاو اپل (Secure Enclave) نیز در Apple M1 تعبیه شده و آن را از چیپ جداگانه T2 بی‌نیاز کرده است.

چیپست جدید اپل برخلاف اکثر سیستم عامل‌های غیر اینتل از تاندربولت پشتیبانی می‌کند، بنابراین کاربران اپل از استفاده از فضاهای ذخیره‌سازی سریع خارجی و سایر لوازم جانبی نهایت لذت را خواهند برد. البته در عین حال، از USB 4 هم پشتیبانی می‌شود.

اپل امسال سه رایانه مک جدید با تراشه M1 را معرفی کرده و به این ترتیب استارت کار خود با پردازنده‌های داخلی را با قدرت زده است.

دسته‌ها
مالی و سرمایه گذاری

۱۱ نکته حسابداری برای کسب‌وکارهای کوچک

کسب‌وکارهای کوچک می‌توانند چشم‌وچراغ هر اقتصادی باشند. این کسب‌وکارها نیروی محرکه‌ای هستند که با کارآفرینی، نوآوری و ایجاد پویایی در اقتصاد و صنعت، جوامع را شکوفاتر می‌کنند. پس اگر شما هم کسب‌وکاری کوچک دارید باید به زبان خودمانی بگوییم: «دَم‌تان گرم». اما یکی از مهم‌ترین بخش‌های ادارهٔ چنین کسب‌وکارهایی، بخش حسابداری آنهاست. هرقدر بتوانید نکات حسابداری مالی مربوط به کارتان را بهتر و دقیق‌تر یاد بگیرید، فرایند مدیریت امور مالی کوتاه‌مدت و بلندمدت‌تان بهبود بیشتری پیدا خواهد کرد. در این مقاله از ۱۱ نکته حسابداری برای کسب‌وکارهای کوچک خواهید خواند. پس اگر برای شغل‌تان نیاز به دانستن این نکات دارید یا می‌خواهید به‌زودی دست به راه‌اندازی کسب‌وکار کوچکی بزنید، حتما این مقاله را بخوانید.

حتما بخوانید: ۱۰  اشتباه در مدیریت جریان نقدی که کسب‌وکار شما را نابود می‌کند

۱. امور بانکی شخصی و کاری‌تان را از هم جدا کنید

اگر می‌خواهید کسب‌وکار کوچکی برای خود راه بیندازید، باید حساب بانکی مجزایی برای آن باز کنید. نباید اجازه بدهید که امور مالی شخصی‌تان با حسابداری شغلی و حرفه‌ای‌تان ترکیب شود. اگر تراکنش‌های مالی امور شخصی‌تان با کار درهم شود، بخش بزرگی از زمان را برای سردرآوردن از امور از دست می‌دهید. شما که چنین چیزی نمی‌خواهید، می‌خواهید؟

این ماجرا زمانی بدتر هم می‌شود که بخواهید رسیدگی به امور مالی درهم‌آمیختهٔ شخصی و کاری‌تان را به عهده شخصی دیگر بگذارید. در این صورت، حسابدار بینوا باید مشغول بررسی تراکنش‌های شخصی و کاری‌تان شود و این موارد را از هم جدا کند. سروسامان‌دادن به امور مالی، واردکردن داده‌ها به سیستم رایانه و کشیدن نمودارهای مرتبط با هریک اصلا کار ساده‌ای نیست.

اگر می‌خواهید از درآمد کسب‌وکارتان برای امور شخصی استفاده کنید، باید مبلغ موردنظرتان را به‌طور هفتگی یا ماهانه از حساب کاری به شخصی انتقال بدهید. با این کار، دیگر حسابدار سردرگم نمی‌شود و لازم نیست در طول ماه، زمان زیادی را صرف جداسازی برداشت‌های شخصی‌تان از حساب کاری کند.

حساب پس‌انداز

بازکردن حساب پس‌انداز هم یک نکته حسابداری برای کسب‌وکارهای کوچک است که باید حتما در نظر داشته باشید. با باز‌کردن حساب پس‌انداز، بخشی از درآمدتان را ذخیره می‌کنید. این حساب می‌تواند در پرداخت مالیات و مواردی از این دست به شما کمک کند.

پس هر ماه، قبل از هر کاری، ۲۵ تا ۳۰ درصد از درآمدتان را جدا و به حساب پس‌انداز منتقل کنید. بهتر است، این کار را سریع و بعد از دریافت پول از مشتریان و پُرشدن حساب‌تان انجام بدهید تا خرج نشود و به‌طور مستقیم وارد حساب پس‌اندازتان شود.

استفاده از خدمات آنلاین

دسترسی به حساب‌های بانکی خود از طریق اینترنت هم از واجبات است. پس این نکته حسابداری برای کسب‌وکارهای کوچک را جدی بگیرید و سعی کنید از روش‌های آنلاین به اطلاعات حساب خود دسترسی داشته باشید و مدیریت امور را پیگیری کنید. انجام‌دادن کارهای مختلف بانکی از طریق امکانات و خدمات آنلاین به شما کمک می‌کند که سریع‌تر و پویاتر، تراکنش‌های مختلف را پیگیری کنید.

۲. هزینه شخصی و کاری را از هم جدا کنید

بعضی از خرده‌فروشان و کسانی که برای خودشان کار می‌کنند یا صاحب‌خانه‌ها، از حساب کاری‌شان پول برداشت می‌کنند؛ مثلا شاید ماهانه از حساب کاری‌شان به خود حقوقی می‌دهند و مبلغی را برداشت می‌کنند. بهتر است این افراد به‌جای خرج‌کردن از حساب کاری‌شان، با برنامه‌ای مشخص (مثلا به‌طور هفتگی)، مبلغی پول را از حساب کاری‌شان به حساب شخصی خود منتقل کنند و بعد از انتقال مبلغ از حساب کاری به شخصی، خریدهای غیرکاری و روزانه‌ یا ماهانه‌شان را انجام بدهند.

منظورمان این است که برای مدیریت بهتر امور مالی در هنگام راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک، باید تکلیف هزینه‌های کاری و شخصی از هم جدا باشد. در این صورت، حساب کاری کاملا واضح و شفاف باقی می‌ماند و فقط برای تراکنش‌های مرتبط با کار به سراغش می‌روید. ضمن اینکه وسوسه خرج‌کردن پول از این حساب برای مصارف غیرکاری هم کم می‌شود.

هزینه کسب‌وکار در مقابل هزینه‌های شخصی

کسی که کسب‌وکار کوچکی را اداره می‌کند با آگاهی از انواع هزینه‌ها می‌تواند مبلغ مالیات پرداختی‌اش را هم کنترل کند، مثلا:

  • هزینه‌ها یا مخارج عملیاتی هر کسب‌وکار یعنی هزینه‌های جاری شرکت برای راه‌اندازی تولید محصول و کسب‌وکار که منجر به درآمدزایی می‌شوند، مالیات پرداختی شرکت را هم افزایش می‌دهند.
  • به مخارجی که برای تفریح شخصی صاحب کسب‌وکار صرف می‌شود، مالیات تعلق نمی‌گیرد.
  • به ترکیب مخارج شخصی و هزینه‌های کسب‌وکار با یکدیگر هم همیشه مالیات تعلق نمی‌گیرد؛ مثلا اگر برای ارباب‌رجوعان خود هدیه بخرید یا آنها را به صرف شام دعوت کنید، به این هزینه‌ها، هزینه‌های ترکیبی گفته می‌شود.

برای آشنایی با انواع هزینه‌ها بهتر است با حسابدار خود صحبت کنید یا اگر حسابدار شخصی ندارید، از افراد ماهر مشاوره بگیرید.

اعلام و معرفی منابع مالی

گاهی‌ اوقات، بعضی از کسب‌وکارها برای تأمین مالی از منابع شخصی و سرمایه‌های خود استفاده می‌کنند. در این صورت باید تمام هزینه‌هایی که با سرمایه شخصی پرداخت می‌شود در حساب‌های روزانه کسب‌وکار قید شوند. با مطرح‌شدن این هزینه‌ها و منابع مالی تأمین‌کننده‌شان، در پایان سال، کاهش مالیات را شاهد خواهید بود. حسابدارتان باید از این هزینه‌ها باخبر باشد و رسیدها و فاکتورهای مرتبط با آنها را نگه دارد.

۳. نرم‌افزارهای حسابداری مناسب انتخاب کنید

انتخاب نرم‌افزارهای حسابداری مناسب، وابسته به نیازهایتان در کسب‌وکار است. برنامه‌هایی متنوع برای کسب‌وکارهای مختلف وجود دارد؛ مثلا نرم‌افزارهای مختلف می‌توانند خدمات متنوعی از جمله موارد زیر را ارائه کنند:

  • ارائه دفتر صندوق؛
  • ارائه دفتر کل، دفتر صندوق و فهرست موجودی‌ها؛
  • ارائه دفتر کل، دفتر صندوق و فهرست موجودی‌ها و تراکنش‌های ارزی؛
  • ارائه و رسیدگی به دفتر کل، دفتر صندوق، فهرست موجودی‌ها، تراکنش‌های ارزی و اطلاعات مرتبط با پایانه فروش .

سطح خدمات حسابداری که هر کسب‌وکار نیاز دارد باتوجه‌به نوع فعالیتش متفاوت است؛ اما تقریبا همه کسب‌وکارها نیاز به داشتن دفاتر صندوق برای رسیدگی به حساب‌های خود دارند. در این دفتر اطلاعات مربوط به خریدها و پرداخت‌ها ثبت می‌شود و می‌توانید آن را در نرم‌افزار اکسل (Excel) هم برای خود طراحی کنید.

نیازهای حسابداری ضروری هر کسب‌وکار کوچک

به‌طورکلی، هر کسب‌وکار کوچکی نیاز به تنظیم صورت‌های مغایرت بانکی، حساب‌های دریافتنی و پرداختنی، بررسی دفتر صندوق و تنظیم دفتر کل خود دارد. نرم‌افزارهای مختلفی برای رسیدن به حساب‌های کسب‌وکارتان وجود دارند. با بررسی هریک و امکاناتی که ارائه می‌دهند، باید از میان‌شان دست به انتخاب بزنید.

نرم‌افزارهایی ارزان یا رایگان هم برای رسیدگی به حساب‌های ساده کسب‌وکارها وجود دارند. فقط باید چند نکته حسابداری برای کسب‌وکارهای کوچک را بدانید تا بتوانید به‌سادگی از آنها استفاده کنید؛ مثلا بعضی از برنامه‌ها فقط به تولید فاکتور و پیگیری هزینه‌ها برای صاحب کسب‌وکار کمک می‌کنند و دسترسی امور پیچیده‌تر و تخصصی‌تر را در اختیار حسابدار مجموعه کاری قرار می‌دهند.

یادتان باشد که نرم‌افزارهای صفحه‌گسترده مانند اکسل می‌توانند گزینه‌های مناسبی برای سروسامان‌دادن به حساب‌های کسب‌وکار کوچک باشند. برنامه‌ها و نرم‌افزارهای مختلف حسابداری اطلاعات مختلف حسابداری را پردازش و آنها را به برنامه‌هایی مانند اکسل منتقل می‌کنند. شما برای انجام امور زیر به‌راحتی می‌توانید داده‌هایی را که در نرم‌افزارهای حسابداری تولید کرده‌اید، به برنامه اکسل وارد کنید:

  • دست‌کاری و شخصی‌سازی داده‌ها و اطلاعات در اکسل؛
  • تولید چارت‌ها و نمودارها برای مراجعه فوری به آنها و بررسی اوضاع حساب‌ها؛
  • ترکیب ابعاد مختلف گزارش‌های حسابداری و تولید این گزارش‌ها برای دوره‌های زمانی مختلف.

۴. مستندات کسب‌وکارتان را سازمان‌دهی کنید

مستندسازی تراکنش‌های کسب‌وکارتان را جدی بگیرید. این مستندات به شما کمک می‌کنند که:

  • در صورت نیاز به رجوع به تراکنش‌های قبلی، راحت‌تر آنها را پیگیری کنید؛
  • در صورت لزوم، به‌سادگی، روند حساب‌هایتان را برای مأمور مالیاتی (یا هرکس دیگری که نیاز باشد) ثابت کنید.

باتوجه‌به قوانین مالیاتی، مستنداتی مانند فاکتورها، رسیدها، سوابق پرداخت دستمزدها و… را به‌مدت چند سال (مثلا ۵ تا ۷ سال) نگهداری کنید. البته اینکه چه مدت‌زمان باید مستندات مرتبط با حساب‌های کسب‌وکارتان را حفظ کنید، وابسته به قوانین مالیاتی است و با مراجعه به وب‌سایت‌های مربوط و مراجع اطلاع‌رسانی باید از مدت‌زمان لازم برای حفظ مستندات باخبر شوید.

یکی از بهترین روش‌ها برای مستندکردن اطلاعات حسابداری کسب‌وکار، داشتن سیستم بایگانی قوی است. پس، از بی‌نظمی در بایگانی‌کردن مستندات به‌شدت پرهیز کنید تا دسترسی به اطلاعات ساده شود. سه اصل مهم در بایگانی مستندات حسابداری عبارت‌اند از:

  • بایگانی درست و مناسب اسناد کاغذی؛
  • داشتن سیستم الکترونیکی مناسب ثبت و بایگانی اسناد حسابداری در رایانه؛
  • ثبت و ذخیره داده‌های حسابداری در فضای آنلاین (مثلا در گوگل‌درایو یا فضاهای دیگری که امکان ذخیره‌سازی اطلاعات در دنیای آنلاین را به شما می‌دهد).

حتما بخوانید:۱۰  اشتباه در مدیریت جریان نقدی که کسب‌وکار شما را نابود می‌کند


۵. پرداخت‌های نقدی را پیگیری کنید

هر مبلغی که به‌صورت پول نقد دریافت می‌کنید باید به تنخواه‌گردان یا حساب کاری‌تان منتقل شود. یادتان باشد که اگر مبالغ دریافتی را زود و سریع به حساب‌تان منتقل نکنید، امکان دارد که وسوسه شوید و آن را برای مصارف مختلف خرج کنید و در این صورت، بررسی حساب‌ها و پرداخت‌ها در آینده مشکل می‌شود. مثلا خطاهای زیر را در نظر بگیرید:

  • اگر پرداختی یک مشتری را ثبت نکنید، امکان دارد که بعدا در حسابرسی دچار مشکل شوید و با او تماس بگیرید و این موضوع را مطرح کنید. در این مواقع، چیزی جز شرمندگی در مقابل مشتری برایتان باقی نمی‌ماند. علاوه بر این، ثبت‌نشدن پرداختی مشتریان می‌تواند از مصادیق فرار مالیاتی هم باشد.
  • ثبت‌نکردن خریدهایی که برای کسب‌وکارتان انجام می‌دهید هم بسیار واجب و ضروی است و می‌تواند منجر به کاهش مالیات پرداختی‌تان شود.

با ثبت درست پرداخت‌ها و دریافت‌هاست که می‌توانید امور حسابداری مرتبط با کسب‌وکارتان را سروسامان بدهید.

۶. گزارش‌های ماهانه حسابداری را بررسی کنید

بسیاری از صاحبان کسب‌وکارها دقیقا از وضعیت حسابداری خود سر در نمی‌آورند. اگر شما هم در دسته کسانی هستید که از حسابداری مالیاتی یا عادی زیاد باخبر نیستند، باید سریع‌تر برای خود فکری کنید. چون این روند باعث می‌شود که فرصت‌ها را از دست بدهید، پول‌هایتان از دست برود و مقروض شوید.

اگر حساب‌هایتان را دقیق بررسی کنید و آنها را به‌روز نگه دارید و گزارش‌های مربوط به حسابداری را ماهانه تنظیم کنید، مشکل خاصی برایتان به وجود نخواهد آمد. باید یاد بگیرید که این گزارش‌ها درباره چیست و چطور تحلیل می‌شوند. به‌روزرسانی گزارش‌های مالی به‌طور ماهانه هم ضروری است و از گیجی و ایجاد خلل در روند بررسی حساب‌هایتان می‌کاهد.


حتما بخوانید:حسابرسی شرکت، آیا شرکت شما به حسابرسی مالی نیاز دارد؟


۷. به فاکتورهای فروش‌تان نظم بدهید

حواس‌تان به فاکتورها هم باشد. به‌محض اینکه کاری به پایان رسید یا حداقل در پایان هر ماه، فاکتورهای مشتریان را آماده کنید و برای آنها بفرستید. با این کار، روند درآمدزایی روی غلتک می‌افتد، حساب بانکی‌تان تراز و متعادل می‌شود و امکان تسویه با کسانی که با شما در ارائه خدمات همکاری می‌کنند هم مقدور خواهد بود.

رسیدگی به فاکتورها بسیار ضروری است، چون برای کسب‌وکارتان تولید پول می‌کند؛ در نتیجه، لازم است که نظم را در سازمان‌دهی فاکتورها در نظر داشته باشید. البته اگر حساب‌هایتان با مشتریان و افراد دیگری که در مسیر ارائه محصولات و خدمات با شما همکاری می‌کنند به‌صورت نقدی باشد، دیگر نیازی به رسیدگی به فاکتورها وجود نخواهد داشت.

۸. حسابداری کسب‌وکارتان را برون‌سپاری کنید

اگر زمان کافی برای رسیدگی به امور حسابداری را ندارید یا این کار برایتان سخت است، باید به‌سراغ برون‌سپاری حسابداری بروید. این اصطلاح یعنی چه؟ یعنی حسابداری را به کسانی بسپارید که با آن آشنایی دارند و خودتان را خلاص کنید. البته در برون‌سپاری، افراد و نیروهایی که حسابداری را برایتان انجام می‌دهند، از سوی شما استخدام نمی‌شوند بلکه به‌طور ماهانه و به‌شکل ساعتی برایتان کار می‌کنند و دستمزد همان ساعت کاری را هم دریافت می‌کنند. پس این کار مزایای زیادی دارد:

  • هزینه کمتری برایتان دارد و به‌جای پرداخت حقوق ثابت به حسابدار، می‌توانید با فردی متخصص برای برون‌سپاری به توافق برسید و دستمزدش را به‌شکل ساعتی بپردازید.
  • صحت و دقت کار هم بالاست، چون بخشی از کار را به افراد خبره محول کرده‌اید و می‌توانید مطمئن باشید که آن فرد در پیشبرد پروژه به‌خوبی عمل می‌کند.

حتما بخوانید:آیا من به یک مشاور مالی نیاز دارم؟


حسابدار حرفه‌ای فقط به ۲ تا ۴ ساعت نیاز دارد تا به تراکنش‌های بانکی‌تان رسیدگی کند، صورت‌های مغایرت بانکی را تنظیم و گزارش‌های ماهانه‌تان را تولید کند. در برون‌سپاری، مختار هستید که تمام کار حسابداری یا فقط بخشی از آنها را به دیگران واگذار کنید. در ادامه، بخشی از کارهای رایج در حسابداری معرفی می‌شوند:

  • واردکردن فهرست تراکنش‌ها به دفاتر نقدی و درنظرگرفتن مالیاتی که به هر تراکنش تعلق می‌گیرد؛
  • تنظیم صورت‌های مغایرت مالی برای حساب‌ اصلی کسب‌وکار و حساب‌های پس‌انداز؛
  • تهیه فاکتورهای فروش؛
  • تهیه گزارش بدهی‌ها و ارائه فایل پرداخت‌های مختلف کسب‌وکار به بانک؛
  • تهیه گزارش فروش و تماس با بدهکارانی که پرداخت بدهی‌شان مهلت خاصی دارد؛
  • تعیین و حساب‌کردن دستمزد کارکنان؛
  • تنظیم گزارش‌های مالی ماهانه؛
  • تنظیم امور مالیاتی.

مزایای کمک گرفتن از حسابدار

کمک‌گرفتن از حسابدارهای حرفه‌ای باعث می‌شود که از نصیحت‌ها و مشاوره‌های ارزشمندی که دارند به‌خوبی بهره‌مند شوید، مثلا:

  • درباره انتخاب نرم‌افزار حسابداری مناسب با آنها مشورت می‌کنید؛
  • حسابداران حرفه‌ای بهتر از شما درباره امور مالی‌تان با بانک صحبت می‌کنند؛
  • آنها در تهیه گزارش‌های مربوط به گردش نقدی و بودجه سالانه به شما کمک می‌کنند؛
  • آنها به کارکنان‌تان آموزش‌های لازم را درباره حسابداری می‌دهند؛
  • و… .

۹. از روند کار حسابدار مطلع باشید

اگر کارتان را به حسابدار سپرده‌اید، باز هم لازم است خودتان از اوضاع باخبر باشید. برای موفقیت در کسب‌وکارتان باید در بخش مدیریت امور حسابداری آن هم حضوری فعال داشته باشید. پس عقب‌نشینی نکنید و همهٔ کارها را به عهده حسابدار نگذارید. باید حسابی حواس‌تان را جمع کنید.

اگر نظارت کافی روی امور حسابداری نداشته باشید، ممکن است که حسابدار کفایت لازم برای مدیریت امور مالی‌تان را نداشته باشد یا کلک‌هایی بزند و مشکلاتی برایتان ایجاد کند.

با توسعه کسب‌وکارتان باید سعی کنید که امور مالی و حسابداری را میان چند نفر تقسیم کنید تا فشارها روی دوش یک نفر نباشد؛ مثلا یک نفر مسئول رسیدگی به قبوض و ترازنامه‌ها شود و اطلاعات مربوط به آنها را وارد سیستم کند و دیگری مسئولیت بررسی مجدد اطلاعات را بر عهده بگیرد و با بانک در ارتباط باشد و خود صاحب کسب‌وکار هم به تمام امور نظارت داشته باشد و آنها را تأیید کند. تقسیم مسئولیت امور حسابداری می‌تواند به شکل‌های مختلفی باشد.

۱۰. دستمزد کارکنان را به‌موقع پرداخت کنید

باید دستمزد کارکنان‌تان را به‌موقع پرداخت کنید. لازم است حساب پرداخت دستمزدها را داشته باشید و بودجه‌ای برای پرداخت به‌موقع برای کارکنان در نظر بگیرید. اگر نتوانید امور مرتبط با پرداخت دستمزد و حقوق را به‌خوبی مدیریت کنید، کارکنان از شما دلسرد می‌شوند و اعتبار مجموعه‌تان هم مخدوش می‌شود.

نرم‌افزارها و افراد متخصص می‌توانند در مسیر مدیریت دستمزدها به کمک‌تان بیایند. این نکته حسابداری برای کسب‌وکارهای کوچک بسیار مهم و حیاتی است و به شکل‌گیری اعتبارتان در دنیای کاری کمک شایانی می‌کند.

۱۱. تحمیل سیستم‌های تازه به کارکنان را متوقف کنید

نرم‌افزارها و پلت‌فرم‌های متعددی برای کسب‌وکارهای کوچک وجود دارند، اما یادتان باشد که نباید با تحمیل این سیستم‌های متنوع به کارکنان‌تان، آنها را خسته و درمانده کنید. اگر برنامه‌های نرم‌افزاری مختلفی را وارد کار کنید و از نیروهای کاری‌تان بخواهید که از آنها استفاده کنند، به دردسر خواهید افتاد؛ چون کارکنان بینوا مجبور می‌شوند وظایف و مسئولیت‌های زیادی را عهده‌دار شوند که آنها را خسته می‌کند و از کیفیت کارشان می‌کاهد. پرت‌شدن حواس کارکنان به جزئیات این سیستم‌ها، درآمدزایی و کار مفید را مخدوش خواهد کرد.

برخی از مدیران، با بی‌حوصلگی و سخت‌گیری از کارکنان خود می‌خواهند از این سیستم‌ها بهره ببرند؛ بدیهی است که نتیجه، چیزی جز افت شدید بهره‌وری و کاهش درآمد مجموعه کاری نخواهد بود.

اگر می‌خواهید از برنامه‌ها و نرم‌افزارهای تازه در کسب‌وکارتان استفاده کنید، باید ابتدا موردی مناسب را انتخاب و آن را به کارکنان‌تان معرفی کنید تا با سیستم تازه آشنا شوند و به آن عادت کنند. بعد می‌توانید برنامه‌های تازه‌تری را هم به کسب‌وکارتان اضافه کنید. آموزش کارکنان و درنظرگرفتن بودجه‌ای برای این کار هم ضروری است.

در آخر

با شناخت این چند نکته حسابداری برای کسب‌وکارهای کوچک و متوسط، دیدی مناسب برای مدیریت امور پیدا می‌کنید. کسب دانش درباره ابعاد مختلف علم حسابداری به شما کمک می‌کند که امور مالی کار خود را به دست بگیرید و اگر آن را به کس دیگری می‌سپارید، قدرت نظارت داشته باشید. با وجود این بهتر است همواره از کمک‌های یک مشاور مالی یا مشاور مالیاتی استفاده کنید. اگر در زمینه راه‌اندازی کسب‌وکارهای کوچک تجربه‌ای دارید، حتما در بخش نظرات، ما را مطلع کنید و اجازه بدهید از تجربه‌های ارزشمندتان بهره‌مند شویم. منتظرتان هستیم.

دسته‌ها
سخت افزار

تفاوت میکرو USB با USB-C ؛ چرا درگاه USB-C بهتر است؟

امروزه کابل های USB-C به دلیل مزایای Type-C در حال جایگزین شدن به جای کابل‌های میکرو یو اس بی هستند. در این مطلب قصد داریم تا به معرفی کابل USB-C و دلایل برتری آن بپردازیم.

طی سالیان گذشته، درگاه میکرو USB طرفداران زیادی داشته و در دستگاه‌های زیادی مورد استفاده قرار گرفته است. گوشی‌های هوشمند، تبلت‌ها و دستگاه‌های همراه دیگر همواره از این نوع درگاه برای شارژ کردن و یا انتقال داده‌ها استفاده می‌کنند.

اما همانطور که می‌دانید دنیای تکنولوژی دائم درحال تغییر و پیشرفت است و کابل و درگاه میکرو USB نیز از این قائده مستثنی نیستند. این فناوری نیز به کم‌کم درحال جایگزین شدن با فناوری‌های جدید بوده و امروزه به غیر از میکرو USB نام‌های دیگری مثل USB-C، USB Type-C یا USB 3.0 نیز به گوش می‌خورد. اما میکرو USB چیست و چه تفاوتی با تکنولوژی‌های جدیدتر دارد؟ مزایا و معایت آن چیست؟ فناوری‌های جدید‌تر چه مزایایی نسبت به میکرو USB دارند؟ چه زمانی شاهد منسوخ شدن میکرو USB و همه گیری USB type C خواهیم بود؟ با ما در ادامه این مطلب همراه باشید تا به همه این سوالات پاسخ دهیم.

میکرو USB چیست؟

میکرو USB یا میکرو یو اس بی نسخه کوچک شده درگاه سریالی جهانی یا همان یو اس بی (USB) است. این درگاه به منظور اتصال گوشی‌های همراه و یا دستگاه‌های جمع و جور از جمله ام‌پی‌تری پلیر، دستگاه‌های جی‌پی‌‌اس، پرینترهای عکس و دوربین‌های دیجیتال مورد استفاده قرار گرفته است. این درگاه در سه نوع مختلف به نام‌های میکرو ای (Micro A)، میکرو بی (Micro B) و میکرو یو اس بی ۳ (Micro USB3) عرضه شده است.

یو اس بی ۳ میکرو از بسیاری جهات به میکرو B شباهت دارد، اما در آن نوعی فناوری اضافه شده که همین ویژگی باعث ارتقای سرعت یو اس بی ۳ گردیده است.

تایپ سی یا USB-C چیست؟

یو اس بی تایپ سی یا USB-C نوعی استاندارد نوظهور برای شارژ و انتقال داده‌ها به شمار می‌رود که از زمان عرضه قرار بوده جایگزین همه درگاه‌های USB شود و در کامپیوتر و دستگاه‌های مشابه به کار رود. در حال حاضر، کاربرد USB Type C در لپ تاپ کاملا متداول بوده  و این استاندارد در جدیدترین مدل‌های لپ‌تاپ، گوشی‌های موبایل و تبلت‌ها مورد استفاده قرار گرفته و به زودی در تمامی دستگاه‌های الکترونیک، جایگزین رابط های دیگر خواهد شد.

کابل تایپ سی یا کابل Type-C امکان اتصال را برای دستگاه‌های USB با سرعت‌هایی برابر با USB 3.1 (برابر با ۱۰ گیگابیت بر ثانیه و ۲۰ ولت در ۵ آمپر) را فراهم می‌کند. این میزان ظرفیت برای ارائه ۱۰۰ وات برق که میزان انرژی کافی برای روشن کردن بسیاری از لپ‌تاپ‌های موجود در بازار است را فراهم می‌کند.

تفاوت میکرو یو اس بی با تایپ سی در چیست و چرا Type-C بهتر است؟

با تمام این تعاریف، امروزه، بیشتر تجهیزات الکترونیک دارای رابط میکرو USB هستند. در خیلی از گوشی‌های هوشمند اندروید، تبلت‌ها هنوز هم این رابط مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما با توجه به مزایای Type C ، حالا به نظر می‌رسد که زمان مرگ درگاه میکرو USB فرا رسیده باشد. به همین دلیل دیگر بهانه‌ای برای استفاده از استانداردهای قدیمی و اغلب منسوخ شده وجود ندارد. این مسئله در مورد دستگاه‌های بسیار رده‌بالا نظیر کیندل Oasis نیز صدق می‌کند، دستگاه‌هایی که از جمله محصولات پرچمدار تولیدکنندگان به شمار می‌روند و مشتریان پول زیادی را باید برای خریدشان صرف کنند.

اگر از هر کسی که در گوشی‌های اندروید پورت MicroUSB خود را به USB تایپ سی تغییر داده‌اند بپرسید، به شما می‌گویند که این نوع پورت‌ها بهتر هستند. مهم‌ترین ویژگی این پورت‌ها این است که آنها به شکلی طراحی شده‌اند که به صورت پشت و رو نیز قابل استفاده هستند. این پورت نیز همچون پورت لایتنینگ اپل به راحتی قابل نصب شدن در کامپیوتر حتی در تاریکی است.

اما این تنها یکی از ویژگی‌های مثبت آن است. بر خلاف پورت‌های قدیمی میکرو یو اس بی، یو اس بی تایپ سی برق، داده‌ها و ویدئو را به صورت همزمان می‌تواند انتقال دهد و پهنای باند آن برای برق و داده‌ها بسیار بسیار زیاد است. این مسئله با عرضه استاندارد جدید مورد انتظار است، اما USB تایپ سی همچنین از دیدگاه فیزیکی نیز گزینه‌ای کاملا مناسب و خواستنی است. اگرچه نرخ اتصال و جدا کردن آن حدود ۱۰ هزار سیکل است (تعداد دفعاتی که USB وصل شده و بعد جدا می‌شود) که این عدد بسیار بیشتر است و جنس کابل آن نیز به گونه‌ای است که در درازمدت قطع نمی‌شود و مشکل پیدا نمی‌کند.

بهترین ویژگی کابل تایپ سی آن است که علاوه بر انعطاف‌پذیر بودن برای برق (۱۰۰ وات حداکثر، که برای تمامی انواع لپ‌تاپ‌ها به جز مدل‌های بسیار بزرگ مناسب است)، داده‌ها و ویدیو (با رزولوشن ۴K حتی با نیمی از باند آن که به داده‌های دیگر اختصاص دارد)، به گونه‌ای است که به زودی جایگزین پورت‌های MicroUSB و مدل‌های USB-A خواهد شد. اپل این کار را با مک‌بوک آغاز کرد، اما حالا هر نوع لپ‌تاپ که حداقل دو مدل پورت USB-C نداشته باشد، از رده خارج قلمداد می‌شود.

پس چرا میکرو USB هنوز وجود دارد؟

اگر بخواهیم صادق باشیم، باید بگوییم به خاطر آنکه ارزان‌قیمت است. به دلیل اینکه جهانی شدن آن از سال ۲۰۱۰ شروع شده، عملا حدود میلیاردها محصول از نوع MicroUSB در حال حاضر مورد استفاده قرار می‌گیرد و احتمالا صدها میلیون مدل جدید نیز هر ساله تولید می‌شود. با توجه به اقتصاد مقیاس این محصول، با قیمتی اندک برابر با چند دلار می‌توانید ده‌ها مدل از آن را خریداری کنید. تازه این قیمت برای مصرف‌کننده نهایی است و قیمت کابل‌ها و پورت‌های MicroUSB برای تولیدکنندگان عمده بسیار ارزان‌قیمت‌تر و احتمالا چند سنت در می‌آید.

اما ارزان قیمت بودن تنها دلیل کاربری گسترده پورت‌های MicroUSB‌ در دستگاه‌های بالارده، همچون کیندل Oasis و یا ماوس MX Master 2S ساخت شرکت لاجیتک (Logitech) یا ماوس بی‌سیم Turret ساخت Razer به شمار نمی‌رود. این مدل آخری همچنین دارای شارژ USB-C حتی روی کیبورد نیز هست. اگر صحبت از دستگاه‌های ارزان‌قیمت بود، این مسئله منطقی به نظر می‌رسید؛ به عنوان مثال، هدفون‌های مدل Soundcore Liberty Neo ساخت شرکت Anker با قیمت ۵۰ دلار که دارای فناوری MicroUSB هستند را با هدفون‌های سامسونگ گلکسی بادز (با فناوری USB-C) با قیمت ۱۳۰ دلار مقایسه کنید.

خیر، دلیل آنکه در دستگاه‌های جدید و رده‌بالا هنوز هم از استانداردهای قدیمی‌تر برای شارژ کردن استفاده می‌شود، آن است که این فناوری‌ها آن قدرها هم جدید نیستند. ابتدا بگذارید ماوس Razer را بررسی کنیم؛ این مدل نمونه‌ای کاملا مشابه با مدل بی‌سیم Mamaba است که چندین سال است در بازار عرضه می‌شود (و مدلی است که تاکنون چندین بار از روی آن مدلی جدیدتر و به‌روزتر ساخت شده است). شارژ کردن ماوس Turret از طریق USB-C، آن گونه که کیبورد انجام می‌دهد، به معنای آن است که Razer نمی‌تواند از پوسته Mamaba، صفحه مدار چاپی یا همان PCB یا کابل شارژ و یا بسیاری از تجهیزات گران‌قیمت خط تولید خود برای این سری محصول استفاده کند. حتی در سری محصولات ماوس ۲۵۰ دلاری این شرکت و یا مجموعه کیبوردهای آنها، به صرفه نیست که برای محصولی این کار صورت گیرد.

توجه داشته باشید، هنگامی که شرکت لاجیتک، ماوس تخصصی و عمودی جدیدی برای سری محصولات MX ارائه کرد، USB-C را برای شارژ کردن مورد استفاده قرار داد، در حالی که برای مابقی محصولات این سری این اقدام صورت نگرفته است. بدنه و صفحه مدار چاپی ماوس جدید به معنای آن هستند که شرکت لاجیتک حالا دیگر می‌تواند هزینه‌های اضافی را به دلیل کامل جدید بودن محصول، جبران کند. محدودیت‌های مشابه احتمالا مایکروسافت را نیز بر آن داشته که از پورت‌های USB-C استفاده نکند و به جای آن USB-A دست و پاگیر و محدود را در مجموعه لپ‌تاپ‌های سری سرفیس پرو برای یک سری محصول دیگر نیز به کار بگیرد. این مسئله از نگاهِ مصرف‌کننده بسیار باعث عصبانیت است، اما شما نمی‌توانید کاری را انجام دهید.

انتقال و گذر کاربری از پورت‌های MiniUSB به MicroUSB که ده سال قبل اتفاق افتاد، چندان سخت به نظر نمی‌رسید، اما این مسئله پیش از آن بوده که میلیاردها دستگاه مجهز به سیستم‌عامل اندروید وارد بازار شوند و شاید نیازی نباشد که به ماوس‌های بی‌شمار موجود در بازار و همین طور کیبوردها، هدفون‌های بلوتوثی، بسته باتری‌های جدید و دیگر محصولات کوچک پلاستیکی استفاده کننده از میکرو USB اشاره‌ای کنیم. حال که دستگاه‌ها و تجهیزات الکترونیک بخشی از زندگی اساسی تمام انسان‌ها شده، تغییر دادن استاندارد به کندی و سختی صورت می‌گیرد.

تایپ سی چه زمانی فراگیر می‌شود؟

برای پاسخ دادن به این سوال باید گفت به زودی. درست همان طور که احتمالا خودتان متوجه آن شده‌اید، همین حالا این روند آغاز شده است. مجموعه محصولات سرفیس نوعی مثال واضح از این مسئله هستند: هنگامی که مایکروسافت محصولات هدفون کاملا جدید سرفیس خود را سال گذشته معرفی کرد، از درگاه‌های USB-C برای شارژ استفاده کرده بود. طراحان مایکروسافت به شکلی پیوسته، همین اقدام را با عرضه دسته بازی‌های ایکس‌باکس الیت ادامه دادند که اولین دسته‌بازی شرکت مایکروسافت با امکان شارژ USB-C بود. احتمالا باید متشکر نینتندو سوییچ باشیم که در آن یک پورت تکی USB-C برای شارژ، انتقال داده و ویدیو به کار رفته و همچنین از پورت‌های سی روی تجهیزاتی همچون دسته بازی Pro و PokeBall Plus برای سرعت بخشیدن این حرکت استفاده شده است. انتظار داشته باشید که هر دو دستگاه ایکس‌باکس و پلی‌استیشن در سری بعدی خود پورت‌های USB-C را ارائه دهند..

تفاوت USB 3.0 با USB Type-C

اما علیرغم اینکه USB 3.0 و USB Type-C دو استاندارد کاملا متفاوت هستند، افراد زیادی آن‌ها را با یک دیگر اشتباه گرفته و یا حتی به تبدیل usb type-c به usb3 فکر می‌کنند. البته شاید با توجه به اینکه حرف C سویم حرف الفبای زبان انگلیسی بوده و شماره ۳ نیز سومین عدد در ریاضیات است، کمی اشتباه گرفتن USB 3.0 با USB Type-C منطقی به نظر برسد اما به شما اطمینان می‌دهیم که این دو استاندارد کاملا با یک دیگر متفاوت هستند.

ساده‌ترین قائده برای درک مناسب فرق usb type c با usb3 این است که استاندارد‌های عددی USB مثل ۳.۱، ۳.۰، ۲.۰ و غیرهT سرعت درگاه USB را مشخص می‌کنند و استاندارد‌های حرفی مثل تایپ A، تایپ B، تایپ C و غیره بیانگر شکل و ظاهر کابل و درگاه USB هستند.

به عنوان مثال، همانطور که احتمالا می‌دانید USB type A بزرگترین و شناخته شده‌ترین نوع USB است که در کامپیوتر‌ها، لپ‌تاپ و دستگاه‌های جانبی آن را زیاد مشاهده کرده‌ایم. USB type B نیز مدلی از درگاه USB است که از USB A کوچکتر بوده و شکلی مربعی دارد. این درگاه به دو دسته مینی یو اس بی بی و میکرو یو اس بی بی تقسیم می‌شود. در مورد USB type c نیز پیش از این به اندازه کافی در قسمت‌های قبلی توضیح داده شده است.

درخصوص استاندارد‌های عددی، استاندارد USB 2.0 می‌تواند با حداکثر سرعت ۴۸۰ مگابیت بر ثانیه داده‌ها را منتقل کند، اما این سرعت برای USB 3.0 که در سال ۲۰۰۸ معرفی شد ۵ گیگابیت بر ثانیه است. در سال ۲۰۱۳ نسل بعدی USB تحت عنوان USB 3.1 به بازار آمد که از سرعیت انتقال ۱۰ گیگابیت بر ثانیه پشتیبانی می‌کند و می‌تواند با درگاه‌هایی مثل اترنت و تاندربولت رقابت کند.

با این وجود، تفاوت usb3 و usb type c به این معنا نیست که نمی‌توان در یک درگاه از هر دو استاندارد USB 3.1 و USB Type-C استفاده کرد. به عنوان مثال، یک درگاه می‌تواند شکل ظاهری usb type c را داشته و از سرعت انتقال نسل USB 3.1 پشتیبانی کند. یا در موارد دیگر، درگاهی می‌تواند از نوع USB Type A بوده اما سرعت آن برابر با هرکدام از نسل‌های USB 2.0 ،USB 3.0 یا USB 3.1 باشد.

دسته‌ها
اخبار تحصیلی

چقدر شانس پذیرش و دریافت بورسیه تحصیلی دارم و چطوری شانسم را افزایش بدم؟

میزان شانس پذیرش، یکی از متداول ترین سوالاتی است که از کارشناسان فاندیاب پرسیده می شود. سوال دیگری که زیاد پرسیده ‏می شود این هست که چرا هر چی اپلای می کنم پذیرش نمی گیرم؟ برای پاسخ به این سوالات میبایست سی وی و همچنین مدارکی ‏که دانشجو جهت اخذ پذیرش آماده کرده است بررسی گردد. در این قسمت از فاندبلاگ مهمترین عوامل در ریجکت شدن درخواست ‏و نیز عوامل مهم در بالا بردن شانس پذیرش تحصیلی را شرح خواهیم داد.‏

اخذ پذیرش به عوامل زیادی بستگی دارد که برخی از آنها عبارتند از معدل، تعداد مقالات معتبر، نمره زبان و جی ار ای، سوابق ‏کاری و پژوهشی مرتبط، دانش نرم افزار و غیره. یکی از مهمترین فاکتورها جهت اخذ پذیرش “پشتکار” است، البته به شرطی که بقیه ‏فاکتورها هم به درستی رعایت شود. اخذ پذیرش کار زمانبر و گاها خسته کننده است. ناامید شدن بزرگترین دشمن در مسیر پذیرش ‏تحصیلی و اخذ بورسیه است. ایمیل هایی که پاسخی برایشان دریافت نخواهید کرد و یا پاسخ ها منفی زیادی که خواهید شنید در خیلی ‏از موارد باعث دلسردی دانشجو می شود و او را از ادامه مسیر باز می دارد. ولی این را همیشه در ذهن خود داشته باشید که ‏پروسه اپلای و اخذ پذیرش اگر کار ساده ای بود تمام دانشجوهای ایرانی الان در خارج از کشور مشغول به تحصیل بودند.‏

فاکتور مهم بعدی نگارش درست مدارک کلیدی مانند، رزومه یا سی وی، انگیزه نامه، کاورلتر، و پروپوزال است. اشتباه اکثر ‏متقاضیان این هست که یک سی وی آماده می کنند و همان را برای تمامی موقعیت های باز شده در دانشگاه ها می فرستند و یا در مکاتبه با ‏اساتید استفاده می کنند. این در حالیست که، تمامی مدارک پذیرش میبایست متناسب با موقعیتی که برای آن اپلای می کنید ویرایش ‏مجدد گردند و حتی با مطالعه سایت دانشگاه و دانشکده مقصد و یا رزومه و زمینه کاری استادی که می خواهید با او مکاتبه کنید ‏مدارک خود را تغییر دهید. در اکثر موارد با مطالعه رزومه و یا صفحه شخصی استاد در دانشگاه می توانید اطلاعات مفیدی از ‏پروژه های در حال انجام استاد با صنعت و یا علایق پژوهشی اش پیدا کنید و متناسب با آن سی وی خود را تغییر دهید.‏

تدوین پر اشتباه سی وی/رزومه، انگیزه نامه و… از دیگر عوامل ریجکت شدن درخواست است. این مدارک میبایست جدی گرفته ‏شوند چون در واقع تنها پل ارتباطی بین بیان صلاحیت شما و شخص تصمیم گیرنده است و اگر غلط های زیادی در نگارش مدارک ‏خود داشته باشید در واقع شانسی نخواهید داشت. از طریق لینک زیر می توانید نحوه نگارش و ویرایش مدارک پذیرش تحصیلی را ‏به صورت حرفه ای مشاهده نمائید.‏


برای مشاهده نحوه نگارش و ویرایش مدارک اینجا را کلیک کنید.‏


ارسال ناقص مدارک هم از دیگر اشتباهاتی است که خیلی ها در پروسه اپلای مرتکب آن می شوند. در صورتی که مدارکتان ناقص ‏باشد، در اکثر مواقع بدون حتی کوچکترین بررسی، درخواستتون ریجکت می شود. در صورتی که مدارکتان تا ددلاین ذکر شده آماده ‏نمی شود می توانید به فرد مسئول (که معمولا استاد می باشد) ایمیل زده و از او بخواهید تا به شما زمان بیشتری دهد تا مدارکتان را ‏آماده کنید.‏

اساتید در دانشگاه های خارج از کشور معمولا ایمیل های زیادی در طول روز دریافت می کنند. اگر قصد مکاتبه با استادی را از ‏طریق ایمیل دارید توجه به زمان ارسال ایمیل هم مهم است. به عنوان مثال ارسال ایمیل در بعد از ظهر روز جمعه که آخرین روز ‏کاری در کشور های خارجی محسوب می شود کار درستی نیست. به این دلیل که خیلی از اساتید در روزهای تعطیل ایمیل خود را ‏چک نمی کنند و تا دوشنبه که اولین روز کاری هفته محسوب می شود ایمیل های زیادی بعد از ایمیل شما در وبمیل استاد قرار ‏خواهند گرفت و احتمال اینکه استاد زمان کافی برای جواب دادن به ایمیل شما را نداشته باشد زیاد است.‏

حجم ایمیل های دریافتی اساتید از دانشجویان کشورهایی نظیر ایران، پاکستان، هند، چین و… که همگی خواهان گرفتن فاند و پذیرش ‏هستند بسیار زیاد است به همین دلیل بی پاسخ گذاشتن ایمیل شما خیلی دور از انتظار هم نباید باشد. در صورتی که استادی خیلی ‏مرتبط با فییلد کاری شما کار می کند و پاسخ ایمیل شما را نداد می توانید دوباره ایمیل ارسال کنید. در متن ایمیل هم می توانید اشاره ‏کنید که شما علاقه زیادی به همکاری با آن استاد را دارید و به همین دلیل مجددا ایمیل ارسال کردید. از ضمیمه فایل های غیر ‏ضروری به ایمیلتان جدا خوداری کنید. حداکثر دو یا سه فایل کافیست. در صورتی که استاد ابراز علاقه کرد می توانید فایل های ‏بیشتری برایش ارسال کنید. پروپوزال درست و حسابی و مرتبط با فیلد کاری استاد هم خیلی مهم هست. معمولا سی وی، انگیزه نامه ‏و پروپزال برای شروع کافی می باشد.‏

تماس با اساتید بعد از ارسال ایمیل (معمولا بعد از یک روز) شانس پذیرش را بالا می برد. البته به شرطی که از سطح زبان انگلیسی ‏قابل توجهی برخوردار باشید و بتوانید به خوبی خودتان و صلاحیت هایتان را به استاد معرفی کنید. می توانید اطلاعات تماس اساتید ‏را از سایت دانشگاه ها پیدا کنید. برای تماس تفاوت ساعت در کشور مقصد را هم در نظر داشته باشید تا به اشتباه در زمان نامناسب ‏با استاد تماس نگیرید. آخر هفته ها هم زمان مناسبی برای تماس با اساتید خارجی نیست. ما در سایت فاندیاب لیستی از اساتید ایرانی ‏مشغول به کار در دانشگاه های خارج از ایران را گردآوری کرده ایم که از لینک زیر می توانید مشاهده کنید.‏


برای مشاهده لیست اساتید ایرانی مشغول به تدریس در دانشگاه های خارج اینجا را کلیک کنید.‏


توجه: از ارسال ایمیل فارسی به اساتید ایرانی مشغول به کار در دانشگاه های خارج از کشور جدا خوداری کنید. این کار در اکثر مواقع ‏نتیجه عکس می دهد. ‏

حتما برای خود صفحه لینکداین بسازید و در صورتی که مقاله دارید اکانت گوگل اسکولار خودتان را فعال کنید. این نکته ی بسیار ‏مهمی است که کمتر کسی به آن توجه می کند. متاسفانه اکثر متقاضیان ادامه تحصیل در خارج وقتی نامشان را در موتور جستجوگر ‏گوگل سرچ کنید به جای نمایش دستاوردهای علمی، اکانت هایشان در شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک و اینستاگرام نمایش داده می ‏شود. اکانت لینکداینی که میسازید باید حرفه ای باشد.‏

اگر دوست و یا آشنایی در دانشگاه مقصد دارید از او بخواهید تا به شما کمک کند. می توانید مدارک خود را برای دوستتان ارسال ‏کنید و او مدارک را به استاد مورد نظر برساند و در صورتی که از سطح زبان خوبی برخوردار است و اطلاعات کافی از زمینه ‏تحصیلی شما دارد، با استاد در رابطه با شما صحبت و تبادل نظر کند. قطعا این روش ارتباط با اساتید، که مخصوصا از طرف یک ‏دانشجوی همان رشته نیز صورت پذیرد، تاثیر بسزایی در ارتقای شانس پذیرش شما خواهد داشت. قطعا استادی که یکی از دانشجویان ‏کارشناسی ارشد یا دکترایش، پرونده تحصیلی و طرح تحقیقاتی شما را با ایشان مطرح و بررسی کند و به صورت حضوری از ‏پتانسیل علمی و تجربی شما جهت تحصیل در آن دانشگاه حمایت و دفاع کند، بیش تر با پرونده شما آشنا می شود و نسبت به حمایت ‏از کیس ارسالی شما ترغیب و تشویق می شود.‏

در تمام مراحل، مخصوصا در مرحله آماده سازی مدارک همیشه خودتان را جای استاد قرار دهید و از خود بپرسید چرا باید از این ‏دانشجو با این قابلیت ها حمایت کرد و به وی بورس تحصیلی یا پذیرش تحصیلی اعطا کرد. این طرز فکر به بهتر شدن کیفیت کار ‏شما کمک خواهد کرد.‏

یکسری از اپلای ها در کل بی فایده هستند، مثلا مکاتبه با اساتید که اصلا مرتبط با فیلد تحصیلی دانشجو نیست! یا ارسال ایمیل به ‏اساتید بازنشسته و یا مدرس هایی که اصلا دانشجو نمی گیرن و… دقت کنید تا الکی وقت خود را هدر ندهید.‏

چطوری می تونم دانشگاهی که رشته من رو داره پیدا کنم؟ در صفحه بورسیه های تحصیلی سایت فاندیاب، مقطع و رشته تحصیلی ‏خود را انتخاب کنید، نتایج دانشگاه هایی هستند که رشته شما را دارند. حتی می توانید در متن اکثر بورسیه ها اساتید مرتبط با اون ‏بورسیه ها را هم پیدا کنید. بورسیه های منقضی شده هم به همین دلیل از سایت حذف نمی شوند.‏

همان طور که قبلا هم گفته شد، گرفتن پذیرش تحصیلی و فاند پروسه طولانی و زمانبری است، فرآیندی نیست که در چند هفته یا حتی ‏چند ماه به نتیجه قابل انتظار برسد. باید برای این فرآیند، سیستماتیک برنامه ریزی و فعالیت مدون با پشتکار داشته باشید تا به هدف ‏خود دست یابید. در نهایت فراموش نشود که شانس هم فاکتور بسیاری مهمی در اخذ پذیرش و بورسیه تحصیلی است. ممکن است ‏ایمیل شما زمانی به استاد ارسال شود که دقیقا در حال فکر کردن به گرفتن دانشجوی جدید باشد….‏

دسته‌ها
اخبار تحصیلی

بهترین شهرهای جهان برای دانشجویان و تحصیل

لندن در صدر رتبه‌بندی بهترین شهرهای جهان برای دانشجویان قرار گرفت.

در سال‌های گذشته در رتبه‌بندی‌ ۳۰ شهر برتر جهان برای دانشجویان که همه‌ساله از سوی تحلیلگران اطلاعات آموزش عالی نهاد کیو‌-اس انجام می‌شود، شهرهای مونترال و پاریس در جایگاه اول قرار گرفته بودند.

این رتبه‌بندی براساس کیفیت آموزش در دانشگاه‌ها نیست، بلکه بنا به عواملی مانند برترین دانشگاه‌ها در شهر، بازار کار محلی، تنوع فرهنگی و کیفیت زندگی انجام شده است.

لندن اما از نظر ارزان بودن زندگی رتبه پایین‌تری در میان شهرها گرفته است و شهری گران و دشوار برای بودجه دانشجویان توصیف شده است.

این رتبه‌بندی که نتیجه نظرسنجی از ۵۰ هزار دانشجو است، با هدف تعیین کمیت جاذبه‌ها و همچنین معایب شهرها برای دانشجویان انجام شده است.

دانشجویان در لندن به موزه‌ها، سالن‌های تئاتر، سینماها و رستوران‌های زیادی دسترسی دارند.

این شهر همچنین از نظر پیدا کردن شغل برای دانشجویان مناسب دانسته شده است.

جایگاه دوم در این فهرست از آن توکیو، پایتخت ژاپن است. این شهر از نظر ایمنی، آلودگی و کیفیت زندگی شهر خوبی دانسته شده است.

جایگاه سوم بهترین شهر برای دانشجویان را ملبورن استرالیا و جایگاه چهارم را هم شهر مونترال کانادا گرفته است.

پاریس، پایتخت فرانسه، که برای سال‌ها بهترین شهر برای دانشجویان محسوب می‌شد، در جایگاه پنجم قرار گرفته است.

برترین شهرهای جهان برای دانشجویان در سال ۲۰۱۸

۱. لندن

۲. توکیو

۳. ملبورن

۴. مونترال

۵. پاریس

۶. مونیخ

۷. برلین

۸. زوریخ

۹. سیدنی

۱۰. سئول

۱۱. وین

۱۲. هنگ کنگ

۱۳. تورنتو

۱۴. بوستون

۱۵. سنگاپور

۱۶. ادینبورگ

۱۷. ونکوور

۱۸. نیویورک

۱۹. کیوتو-اوزاکا-کوب

۲۰. تایپه

۲۱. بریزبن

۲۲. کانبرا

۲۳. اوکلند

۲۴. منچستر

۲۵. بوینس آیرس

۲۶. پکن

۲۷. آمستردام

۲۸. مسکو

۲۹. شانگهای

۳۰. پراگ

دسته‌ها
مالی و سرمایه گذاری

لغو ممنوعیت سرمایه گذاری بانک‌ها در بورس

تهران – ایرنا – رییس سازمان بورس و اوراق بهادار گفت: در جلسه امروز شورای عالی بورس، آیین نامه پیشنهادی حفظ ثبات بازار سرمایه و صیانت از حقوق سهام داران و سرمایه گذاران مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

به گزارش روز پنجشنبه پایگاه خبری بازار سرمایه ایران،  حسن قالیباف اصل با بیان اینکه مواد این آیین نامه بر ضرورت مشارکت سهام داران عمده در معاملات سهام تاکید می کند، افزود: به موجب مفاد این آیین نامه، ضمانت اجرایی و اختیارات لازم به سازمان بورس و اوراق بهادار در جهت الزام سهام داران عمده به انجام عملیات بازارسازی و بازارگردانی تفویض شد. همچنین منع مشارکت بانک ها در رابطه با مفاد ماده ۱۶ و ۱۷ قانون رفع موانع تولید رقابت پذیر و ارتقای نظام مالی کشور، استثنا شد و بانک ها مجاز به سرمایه گذاری در بازار سرمایه خواهند بود. در عین حال، نقش بانک ها در تاسیس نهادهای مالی در بورس تقویت می شود.

وی تاکید کرد: با تصویب و ابلاغ این آیین نامه موضوع صیانت از بازار سرمایه طراحی و اجرایی شدن ابزارهایی مانند سهام خزانه و اوراق تبعی یعنی بیمه سهام با سهولت بیشتری صورت می گیرد.

قالیباف، تکلیف وظیفه پیگیری وصول منابع حاصل از یک درصد صندوق توسعه ملی به سازمان بورس را از دیگر مصوبات شورای عالی بورس عنوان کرد و افزود: صندوق توسعه ملی مکلف است یک درصد از منابع سالانه خود را (از سال ۱۳۹۴ به بعد) به ازای هر سال، نزد بانک عامل در صندوق تثبیت بازار سرمایه به صورت بلندمدت (حداقل ۲۰ ساله) سپرده گذاری کند.

سخنگوی سازمان بورس در پایان تاکید کرد: مصوبات امروز شورای عالی بورس، یک گام بزرگ در جهت تقویت، توسعه و تعمیق بازار سرمایه، کاهش ریسک، افزایش نقدشوندگی، اطمینان بخشی و تکمیل ابزارهای  بازارسرمایه  به شمار می رود.